eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
173 دنبال‌کننده
381 عکس
167 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍃 شعر از مولانا : هله نومید نباشی که تو را یار براند گرت امروز براند نه که فردات بخواند؟ در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا ز پس صبر، تو را او به سر صدر نشاند و اگر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرها ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند 🎙️ عبدالجبار کاکایی 🔸چقدر اين نوشته‌ی نادر ابراهیمی دلگرم کننده‌ست : در این روزگار، که ما بیش از هر چیز به امید و ایمان احتیاج داریم، مگذار ناامیدی، روزنی به اندازه ی سر سوزنی در قلبت پیدا کند و از آنجا هجوم بیاورد. امید را برای روزهای بد، ساخته‌اند؛ چراغ را برای تاریکی. انسان اگر با مشقّت و درد و مصیبت روبرو نمیشد، نه به چیزی ایمان می‌آورد، نه به آینده‌ای دل می‌بست، و نه از امید، سلاحی می‌ساخت به پایداری کوه... ⚜همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
4_6001291857772939451.mp3
زمان: حجم: 5.3M
🍃 صبح تان به خیر مردم آواز علیرضا افتخاری اهنگ فریدون خشنود شاعر علیرضا قزوه با دل شکسته رفتم رو به مشرق تبسم ناگهان رسیدم اینجا صبح تان به خیر مردم دیشب ازشما چه پنهان سرزدم به کوی مستان گفتم السلام یا می گفتم السلام یا خم صبح تان به خیر مردم ساقی قدح به دستان خنده زد به روی مستان یعنی اجر می پرستان پیش ما نمی شود گم عاشق و دراز دستی مستی و سیاه مستی آدم و دوباره عصیان آدم و دوباره گندم صبح تان به خیر مردم عقل هیزم است هیزم عشق آتش است آتش آتش آورید آتش هیزم آورید هیزم ⚜همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍃 توی شیرینی ، تو اول ، قند دوم می شود مزه سوهان اعلا پیش تو گم می شود بین قطاب و گز و نقل محلی ساده است حدس اینکه طعم لب های تو چندم می شود روزها رد می‌شود، چشمت شرابی کهنه‌تر پلکهایت کم کَمک تبدیل به خُم می‌شود هر کجا ساکن شوی در نقشه، مانند شمال جمعیت آنجا گرفتار تراکم می‌شود چشم بسته، هر کسی بویت کند توی سرش باغهای پرگُلِ قمصر تجسم می‌شود ماه را جای تو می گیرم نمی دانم چرا اینقدر این روزها سوءتفاهم می شود! دود کن اسپند را، چشم حسود از دیدنت شورِ شور، اصلا دو تا دریاچه‌ی قم می‌شود وقتِ شرعی، لطف کن از پیش مسجد رد نشو موجبات سستیِ ایمان مردم می‌شود وسوسه یعنی تو ! شالیزار هم یعنی بهشت بیخودی آدم دچار سیب و گندم می شود... همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍃 من به بعضی چهره ها چون زود عادت می‌کنم پیششان سر بر نمی آرم، رعایت می‌کنم همچنانکه برگ خشکیده نماند بر درخت مایه‌ی رنج تو باشم رفع زحمت می‌کنم این دهان باز و چشم بی تحرک را ببخش آنقدر جذابیت داری کـه حیرت می کنم کم اگر با دوستانم می نشینم جرم توست هر کسی را دوست دارم در تو رؤیت می‌کنم فکر کردی چیست موزون می‌کند شعر مرا؟ در قدم برداشتن های ِ تو دقت می‌کنم یک سلامم را اگر پاسخ بگویی مـی‌روم لذتش را با تمام شهــر قسمت می‌کنم ترک ِ افیونی شبیه تو اگر چه مشکل اسـت روی دوش دیگران یک روز ترکت می کنم توی دنیا هم نشد، برزخ که پیدا کردمت می‌نشینم تا قیامت با تو صحبت می کنم همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
⚠️ ⭕️ متاسفانه چند وقته رابطه‌ها مثل بلوتوث شده یه کم که دور میشی، یکی دیگه وصل می شه! به قول جناب : "نه قدر لطف، نه رسم وفا، نه حق نمک گلایه نیست ولی بد زمانه‌ای شده است" . ــــــــــــــــــــــــــ. ـــــــــــــــــــــ. ـــــــــــــــــــــ. ـــــــــــــــــ. غزل رو به طور کامل بخونیم:👇 جهان درخت بدون جوانه‌ای شده است که طعمۀ طمع موریانه‌ای شده است به گریه سنگ به هم می‌زنند و می‌خندند بیا ببین که چه دیوانه‌خانه‌ای شده است «امیدواری بهبود» را چه توصیفی  جز اینکه دلخوشی کودکانه‌ای شده است به شیر در دل آتش نگاه کن که چه تلخ مطیع شعبدۀ تازیانه‌ای شده است دلی که در فلک سعد بال و پر می‌زد  کنون فلک‌زدۀ آب و دانه‌ای شده است غمی که چشم جهانی بر آن گریسته بود  به گوش مردم بی‌غم ترانه‌ای شده است وفا خیال و محبت فریب و عشق دروغ  رفیق، گمشدۀ بی‌نشانه‌ای شده است گمان یافتن کیمیای خوشبختی  برای عهد شکستن بهانه‌ای شده است نه قدر لطف، نه رسم وفا، نه حق نمک گلایه نیست ولی بد زمانه‌ای شده است 📙وجود همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🥀 در حرم وارد شد و با گریه بر «در» بوسه زد تکیه بر دیوار زد، بر سنگ مرمر بوسه زد این طرف مریم کنیزش بود و هاجر آن طرف درد پهلو داشت و با حال مضطر بوسه زد گفت ویلي «یا بنیَّ» گریه کرد و باز هم بر ضریحت مادرانه، مهربان تر بوسه زد روضه خواند و زیرِ قبّه ضجه می زد یادِ آن- -ساعتی که مضطرب زینب(س)به حنجربوسه زد هر شب جمعه پریشانحال کنج قتلگاه در خیالش بر تنِ عریانِ بی سر بوسه زد تیرها و نیزه ها و سنگ ها را زد کنار بر تمام زخم های رویِ پیکر بوسه زد زائرانت در حرم بر سینه و سر می زدند تا که بر هر گوشهٔ شش-گوشه مادر بوسه زد! همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان