برده ز کف رقص دل انگیز یار
اختیر یختیر اختیار
قند فراوان به لبانش شده
احتکر یحتکر احتکار
کی شود این عقده ی دل با سرشک
انفجر ینفجر انفجار؟
قافله ها دل شده در طره اش
استتر یستتر استتار
یافته از هجر رخش قلب من
انکسر ینکسر انکسار
بر سر گیسوش چلیپا کنم
انتحر ینتحر انتحار
کشته مرا بس که روا داشته
اقتدر یقتدر اقتدار
جنبش ابروش که از من گرفت
اعتبر یعتبر اعتبار
عمر من آموخت ز کم مهریش
اختصر یختصر اختصار
به به از آن لحظه که عطرش شود
انتشر ینتشر انتشار
حال که داری تو به عاشق کشی
اشتهر یشتهر اشتهار
کل وجودم به تو دارد قسم
انحصر ینحصر انحصار
گرچه تو داری ز #بهادر کنون
انزجر ینزجر انزجار
لیک به شیدایی خود می کنم
افتخر یفتخر افتخار😍
#بهادر_باقری
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
Mohammadreza Mansouri4_5904608497512746614.mp3
زمان:
حجم:
8.6M
💞
عشق ادامه دار
محمدرضا منصوری
شاعر: محمدرضا یار
با تو حال این دل دیوانه بهتر می شود
با هوای تو هوای خانه بهتر می شود
روبرویم می نشینی غرق دریا می شوم
من در آغوش نگاه تو چه زیبا می شوم
ای ماه باوقار عشق ادامه دار من بی تو می میرم
زیبای کاملم آرامش دلم من بی تو دلگیرم
بی گمان کامل ترین تعریف زیبایی تویی
من از آن روزی که مجنونت شدم عاقل شدم
زندگی از دست من در رفت و سرگردان شدم
هرکجا از چشم های عاشقت غافل شدم
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
🍃
امروز شانزدهم اردی بهشت مصادف است با سالروز رفتن استاد حسین منزوی
آمدن: اول مهرماه ۱۳۲۵
رفتن: شانزدهم اردیبهشت ۱۳۸۳
او از جمله برجستهترین شاعران و ادیبان معاصر به شمار میآید که هم در سرودن قالبهای کلاسیک همچون غزل تبحر فراوانی داشت و هم به گفتن شعر در سبکهای مدرن نیمایی و سپید اهتمام می ورزید.
منزوی حافظ و نیما یوشیج را میستود و از میان اساتیدش بیش از همه شیفتهٔ مهدی اخوان ثالث بود.
جمله حکشده بر روی سنگ مزار او مصرع یکی از غزلهایش است: «نام من عشق است، آیا میشناسیدم؟»
همراهان جان می توانید با #حسین_منزوی به اشعار به اشتراک گذاشته شده این شاعر گرانقدر دسترسی داشته باشید
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
Alireza Ghorbani alireza_ghorbani_baghe_ahooraei .mp3
زمان:
حجم:
20.2M
🎼 باغ اهورایی
#علیرضا_قربانی❤️
شاعر: #حسین_منزوی
(۱۶ اردیبهشت سالروز جاودانگی استاد #حسین_منزوی🕊️)
آهنگساز: حسام ناصری
آلبوم «با من بخوان»
ای باغ چه شد مدفن خونینکفنانت؟
کو خاک شـــــهیدانِ کفنپیرهنانت؟
تا سربکهپاشیدهو تا لالهکهچیدهات
در ســینه و ســیمای بهارینبَدَنانت
آه ای وطن! ای خورده به بازارِ شقاوت
بس چوبِ حراج از طرفِ بیوطنانت
رگبار گرفت آنگه و بارید ز هر سو
بر سینه و سر، نیزه و شمشیر و سَنانت
خونِ که شتک زد زِ پدرها و پسرها
بر صبحِ یتیمان و شبِ بیوهزنانت؟
ای باغ اهوراییام افسوس که کردند
بیفرّه و بیفرّ و شکوه ، اهرِمنانت
همخوانِ نسیمم من و همگریهٔ باران
در ماتمِ سرخِ سَـمَن و یاسَـمنانت
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
من نشستم که بیایی و نگاهم به در است
همهٔ شهر از این بیخبری باخبر است
گلهمندان و مصیبتزدگان! آماده
شعرهایم همه سوزنده و نابودگر است
من شکستم ولی اشکال ندارد خوبم
شیشه چون بشکند از قبل خطرناکتر است...
دل من حسرت یک همدم ثابت دارد
هر کسی میرسد از راه چرا رهگذر است؟
گاه پنداشتم آن ماه که بالاست تویی
گاه پنداشتم این چهرهٔ روشن، قمر است
چیزی از عشق نشد قسمت من اِلّا غم
سودم از عشق همین بود که این هم ضرر است!
#سجاد_نجاری
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان