در دلم گل دادنت را هی نكن رويای خود
ريشه ات را توی قلبم كنده ام از جای خود!
بی خودی آن خاطراتی را كه خاكش كرده ام
نبشِ قبرش مي كنی ، با زير چشمی های خود
با صدای پای تو ديگر نمي لرزد دلم ،
پنبه كردم توی گوشِ ساده لوحی های خود
تازه برگشته ، نخواه از من كه بيرونش كنم
بعدِ چندی كه نشسته عقلِ من در جای خود
روزهای برده داری ات سرآمد ، من يكی ...
دوست دارم نوكر خود باشم و آقای خود،
طاقت مهمان ندارم ، بيخودی جا خوش نكن
تا تو را بيرون نكردم ، خود برو با پای خود..!
#جواد_منفرد
نه! هیچکس به من از دور شک نخواهد کرد
به یک جنازهی زخمی کمک نخواهد کرد
به فرض من را از روی خاک بردارند
کنار باغچهای توی گور بگذارند
تو از کنار جسد روز و شب عبور بکن!
تمام خاطرههای مرا مرور بکن!
ببین چقدر برای تو پشت در بودم؟!
چقدر عاشق من میشدی اگر بودم؟!!!
تمام حادثهی مرگ مردنِ من نیست
تمام کردن این حرفها که با زن نیست
از این دقیقه به بعد عشقهایمان باطل!
نفس برای تو … نه! هر دوتایمان باطل!
: (دو نقطه) شنبهی یک هفته پیش بود که مُرد
زنی که مثل شما زندهاش به درد نخورد
#زینب_صبوری_زاده
نه گریه ای_همایون شجریان4_5884199689095479308.mp3
زمان:
حجم:
5.1M
#نه_گریه_ای
#همایون_شجریان
نه گریه ای نه خنده ای
که سرکشم به پای دل پیاله را
نه شاهدی نه شاهدی نه شاهدی
که سرنهد برای من ترانه ای
نه مطربی نه مطربی
نه مطربی نه شاهدی
نه گریه ای نه خنده ای
نه شبنمی نه شبنمی نه شبنمی
که بوسه ای زند نگاه غنچه را
نه غنچه ای نه غنچه ای
که سر زند در این بهار تشنه لب
نه بلبلی نه بلبلی نه بلبلی
که نغمه برکشد میان تابوتم نه سبزه ای
#دهم_اردیبهشت
#روز_ملی_خلیج_فارس
حتی اگر ازل، ابد و روز، شب شود
امکانپذیر نیست که سرکه رطب شود
از بمبهای هستهایات هم کمک بگیر
شاید که اصل بینسبت بانسب شود
دیوانگیست اینکه شما فکر میکنید
این چاههای نفت براتان لقب شود
این سرفهها نشانۀ یک مرگ حتمیاند
از آن زمان بترس که این سرفه تب شود
با ضربههای موشک خود دف بزن مرا
بگذار ساحت غزلم پرطرب شود
از یک پشیز میهنمان دل نمیکنیم
حتی اگر که حب وطن مستحب شود
از شرم، رودهای زمین خشک میشوند
یک روز اگر خلیج، خلیج عرب شود!
#عطیه_پژمان
#دهم_اردیبهشت
#روز_ملی_خلیج_فارس
برای این همه ساحل صدف بهای کمی است
«خلیج» حرف کمی، «بحر» ادعای کمی است
شبیه اقیانوسی کنار رونق تو
حضور اینهمه بندر چه ماجرای کمی است!
ندیم شوکت جاوید سالیان وطن!
ـ که عشق پیش دلت عمق بیصدای کمی است ـ
اگر چه خلق جهان سدّ این ادامه شوند
خیلج «فارس» تویی... خونِ دل، بهای کمی است
همیشه جاری آبی! شروع عمر زمین
برای قدمت سبز تو ابتدای کمی است
تمام صحن وطن بستر غرور تو باد!
ولی تو بیمرزی، این فراخنای کمی است
مدام نام تو موّاج کرده شاعر را
که «من» برای شکوهت غزلسرای کمی است
دلیل راه، خودت باش! کشتی غزلم ـ
شکسته است... قلم سخت ناخدای کمی است
#سودابه_مهیجی