💫
لکه ی ننگی که می بینی به دامان من است
چون خط و خال پلنگان جزئی از جان من است
در مصاف دلبری های مدامت دیده ام
آنکه هر دفعه سپر انداخت ایمان من است
شهر بعد از تو بلایی بر سرم آورده که
آنچه نوح آن را بلا خوانده است باران من است
عشق حتی با تماشا هم سرایت می کند
من پریشان تو و جمعی پریشان من است
مثل قلیانی که می سوزاند آرامت کند
آنکه زخمم می زند خود نیز درمان من است
هیچ چشمی لایق دیدار گیسوی تو نیست
من محمد خان ام و این شهر کرمان من است
#حسین_زحمتکش
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
❤️🔥
چيست اين آتش سوزنده كه در جان من است ؟
چيست اين درد جگر سوز كه درمان من است ؟
از دل اي آفت جان صبر توقع داري
مگر اين كافر ديوانه به فرمان من است
آنچه گفتند ز مجنون و پريشاني او
درغمت شمه اي ازحال پريشان من است
ماه را گفتم و خورشيد و بخنديد به ناز
كاين دو خود پرتوي از چاک گريبان من است
عالمي خوشتر از آن نيست كه من باشم و دوست
اين بهشتي است كه درعالم امكان من است
آمد و رفت و دلم برد و كنون حاصل وصل
اشک گرمي است كه بنشسته به دامان من است
كاش بي روي تو يك لحظه نمي رفت زعمر
ورنه اين وصل كه باز اول هجران من است
اندر اين باغ بسي بلبل مست است #عماد
داستاني است كه او عاشق دستان من است
#عمادخراسانی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
☔️
مثل بارانِ بهاری که نمیگوید: کی؟
بیخبر در بزن و سر زده از راه برس...
#آرش_مهدی_پور
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
❤️
من قطرهام و تو روحِ اُقیانوسی
من با دلِ تو ، تو با صدف مأنوسی
زیباست طلوعِ عشق در ساحلِ تو
آن لحظه که آفتاب را می بوسی
#حسن_یزدان_پناهی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
💫
مینشینی شعر میخوانی و من محو صدایت
مینشینم دست زیر چانه پای حرفهایت
شوق داری از غزلهای قدیمی هم بخوانی
دوست دارم بشنوم تا صبح از حال و هوایت
میبرد هر واژه ما را تا خیال دوردستی
شعر میخوانی برایم اشک میریزم برایت
از چه میترسانیام ای عشق از اندوه فردا؟
هرچه باداباد میدانی که میمانم به پایت
سالها از آخرین دیدار در باران گذشته
«روز وصل دوستداران یاد» باد و هایهایت
#عطیهسادات_حجتی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
💥
آرزو کردم خدا را گوهری
سالم و زیبا نگارین اختری
بر سرم او ریخت یک دنیا گهر
داد ما را او زرحمت دختری
دختری مانند گل زیبا و پاک
از همه ناراستیها او بری
او گل کاشانه ما میشود
میکند بر ماهتاب او سروری
لطف حق شامل شده بر حال ما
میگشاید یک به یک بر ما دری
خنده بر لب دارد و نوری به چشم
با نگاهش میکند افسونگری
من چه خوشبختم که دارم دختری
دختری زیبا رخی تاج سری
او شده نور دو چشمان پدر
می فروشم فخر بر انس و پری
بارالهی لطفت از حد شد فزون
بازهم کردی تو بنده پروری
دوست دارم تا بگویم بشنود
حرف دل با شعر زیبای دری:
«دخترم زیبا گلم ای عشق من
در نگاهم از همه عالم سری
کاش میشد تا ببینی در دلم
کز همه خوبان عالم برتری
من برایت آرزو دارم همه
خوبی و پاکی و نیکو اختری»
#بهروز_حبیبی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان