346d2559b36ffd7c3de1c3caef3a71ea10618206-360p_1.mp3
زمان:
حجم:
1.8M
💫
شاعر: #کاظم_بهمنی
خوانش: زهرا عالمی
در جـمـعـشان بـودم که پـنـهـاني دلـم رفت
بــاور نميکــردم بــه آســـاني دلـم رفت
از هـم سـراغـش را رفـيـقـان ميگـرفـتـنـد
در وا شـد و آمــد بـه مـهـمـاني... دلم رفت
رفــتــم کـنــارش، صـحـبتـم يـادم نـيـامــد!
پـرسـيـد: شعـرت را نميخـواني؟ دلم رفت
مـثـل مـعــلـمها بـه ذوقـــم آفـريـن گــفـت
مــانـنــد يـک طــفــل دبـسـتــانـي دلـم رفت
مــن از ديــار «مـنــزوي»، او اهــل فـــردوس
يک سيـب و يـک چـاقـوي زنجاني ؛ دلم رفت
اي کاش آن شب دست در مويش نميبـرد
زلـفش که آمــــد روي پـيـشـاني دلم رفــــت
اي کـاش اصلاً مـــن نميرفــتـم کــنــارش
امـا چـه سـود از ايـن پشيــمـاني دلـم رفـت
ديگـر دلـم ــ رخت سفيدم ــ نـيـست در بـنـد
ديـروز طـوفـان شد، چه طـوفـاني دلم رفت!!!
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💫
#کاظم_خراسانی
(مبدع کوفی نوین)
بداهه نویسی خط شکسته نستعلیق با ماژیک « الخطاط» روی کاغذ گرافت
شاعر: #سیدعلی_صالحی
🎤#خسروشکیبایی
اشتباه از ما بود
اشتباه از ما بود که خواب سرچشمه را در خیال پیاله می دیدیم
دستهامان خالی
دلهامان پر
گفتگوهامان، مثلا یعنی ما
کاش میدانستیم هیچ پروانهای پریروز پیلهگی خویش را بیاد نمیآورد
حالا مهم نیست که تشنه به رویای آب میمیریم
از خانه که میآئی
دستمالی سفید، پاکتی سیگار، گزیده شعر فروغ
و تحملی طولانی بیاور
احتمال گریستن ما بسیار است.
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
💫
یک سینه حرف هست، ولی نقطهچین بس است
خاتون دل و دماغ ندارم.... همین بس است
یک روز زخم خوردم یک عمر سوختم
کو شوکران؟ که زندگی اینچنین بس است
عشق آمدهست عقل برو جای دیگری
یک پادشاه حاکم یک سرزمین بس است
مورم، سیاوشانه به آتش نکش مرا
یک ذره آفتاب و کمی ذرهبین بس است
ظرف بلور! روی لبت خندهای بپاش
نذری ندیده را دو خط دارچین بس است
ما را به تازیانه نوازش نکن عزیز
که سوز زخم کهنهی افسار و زین بس است
از این به بعد عزیز شما باش و شانههات
ما را برای گریه سر آستین بس است
#حامد_عسکری
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
🌷
دیگر نمی پرسد کسی در شهر حالش را
بیچاره دور گردنش پیچیده شالش را
گاهی که بیرون می زند از خانه با سختی
در پارکها هرگز نمی گیرند فالش را
وقتی سلاح و کوله پشتی روی دوش انداخت
حتّی نپرسیدند قدّ و سنّ و سالش را
وقتی کبوتروار فکر پر زدن می کرد
بردند تا اوج فلک فکر و خیالش را
با سینه ای زخمی شکایت می کند گاهی
از ظلم آنهایی که برچیدند بالش را
امّا اگر ذهنش شود با پرسشی درگیر
پاسخ نخواهد داد مسئولی سوالش را
وقتی که داروهای دردش می شود کمیاب
می گیرد از دستش کلاغی سیب کالش را
بی شک اگر روزی به فکر حق خود باشد
بدجور می گیرد جواب قیل و قالش را
تنها امیدش هست بهبودی که حاصل شد
با خواندن طنزی بخنداند عیالش را
مردی که دارد دست و پا و چشم مصنوعی
سیگار بر لب دارد و دردا ! مدالش را...
#مهدی_سیدحسینی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
💫
#دهه_کرامت
#امام_رضا_ع
سیر من سیر الیالله است تا مقصد تویی
کیستم؟ دست نیازم، لطف بیش از حد تویی
کیستم؟ عرض سلامم، بال در بالِ نسیم
میکشد آنکه مرا هر صبح تا مشهد تویی
صبح مشهد زندگی تازهای در من دمید
حس شیرینی که در خود زندگی دارد تویی
ای نگاه لطف تو بیابتدا بیانتها
من چه میفهمم، گمانم معنی سرمد تویی
یا امان الخائفین! آیا امانم میدهی؟
آنکه نگذارد تفاوت بین خوب و بد تویی
آمدم از خویش تا تو، ای نگاه بیکران
سیر من سیر الیالله است تا مقصد تویی
#علی_گلی_حسین_آبادی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
Telegram : @Delavaaz4_5915572067255718882.mp3
زمان:
حجم:
7.5M
💞
تصنیف مژده کاری
#محمدرضا_لطفی و
#گروه_شیدا
خواننده: #محمد_معتمدی
شاعر: #هوشنگ_ابتهاج
مژده بده، مژده بده، یار پسندید مرا
سایه ی او گشتم و او برد به خورشید مرا
جانِ دل و دیده منم، گریه ی خندیده منم
یارِ پسندیده منم، یار پسندید مرا
کعبه منم، قبله منم، سوی من آرید نماز
کان صنمِ قبله نما خم شد و بوسید مرا
پرتو دیدار خوشش تافته در دیده ی من
آینه در آینه شد: دیدمش و دید مرا
آینه خورشید شود پیش رخ روشن اون
تابِ نظر خواه و ببین کاینه تابید مرا
گوهرِ گم بوده نگر تافته بر فرق فلک
گوهریِ خوب نظر آمد و سنجید مرا
نور چو فواره زند بوسه بر این باره زند
رشکِ سلیمان نگر و غیرتِ جمشید مرا
هر سحر از کاخ کرم چون که فرو می نگرم
بانگِ لک الحمد رسد از مه و ناهید مرا
چون سر زلفش نکشم سر ز هوای رخ او
باش که صد صبح دمد زین شب امید مرا
پرتو بی پیرهنم، جان رها کرده تنم
تا نشوم سایه ی خود باز نبینید مرا
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان