eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
173 دنبال‌کننده
385 عکس
168 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
💫 مـی‌شــود شیــــرین لبــم بـا ذکــرِ نــامـت یا رضا هـــم درودت بـــاد ، هـــم بـــادا سـلـامت یا رضا دعبـلــی بـایـد، کـه تـا شعـــری ســـرایــد باشـکوه مــن چـه گــــویــم بـــر بلنـــدای مقـــامت یا رضا می‌دهد چون باغِ رضوان، آستانت بوی سیب نـــــــور مـــی‌بـــــارد دمـــــادم ، از کـلامــت یـا رضا مـی‌کنـد فـــــردوس و جـنّت بـر جمــالت اقتـــدا گُل، شهادت می‌دهد هـر روز و شامت یا رضا آمـدم بــا قلـبِ عــــــاشــــق بـــر دیــارت، از کــرم کن نگاهــــم ، مـن بنــــازم بـــر مـــرامت یا رضا داده‌ای حــــرمـت به عــالم تا قیـامت ، تا ابـد هــــم درودت بــاد ، هــم بـادا سلـامت یا رضا همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آمدم ای شاه پناهم بده...😭 همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آقا روح‌الله(ره)4_5899719957146508457.mp3
زمان: حجم: 1.5M
خدایا ما هیچیم. این ایران را تو تقویت کُن. (ره) ⚜همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🥀🥀 یک قاب، از دو شهید در کنار امام شهید 💔[ شهید جمهور ] هرچه صدا کردیم: "ابراهیم!" اسم تو حتی برنگشت از کوه آنقدر روحت بی‌قراری کرد جسم تو حتی برنگشت از کوه اردیبهشت اردی‌جهنم شد هر صفحه‌ی تقویم را سوزاند این بار آتش سرد شد اما وقتی که ابراهیم را سوزاند گشتیم دنبال پر و بالت گفتند دیگر وا نخواهد شد جز بالگرد سوخته چیزی پیدا نشد، پیدا نخواهد شد تو کوه دردی بودی و رفتی ای کوه درد! ای کاش برگردی آن بالگرد ای کاش برگردد با بالگرد ای کاش برگردی چشم انتظار دیدنت گشتند حتی شهیدان خدایی هم آن سو "بهشتی" بی‌قرار تو آن سوتر انگاری "رجایی" هم این ملت تنها تو را دیروز در شادی و غم انتخابت کرد ای انتخاب مردم ایران! حالا خدا هم انتخابت کرد همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🥀 سه شهید در قاب تصویر 🖋بشکند قلمی که از شهدا ننویسد به شوق وصل حبیبش غروب رجعت کرد چه صادقانه به خاک عزیز خدمت کرد خلیل در دل آتش شهادتی می خواست خدا به او نظری کرد و استجابت کرد رسید نامه ای از مشهد و رضا او را برای جشن ولادت غروب دعوت کرد چه گفت لحظه ی آخر چه گفت با آقا چه خواست سید خدمت چگونه صحبت کرد میان خالق و مخلوق صلح جاری بود که صبح دولت او را قرین عزت کرد نبود تشنه ی قدرت شبیه قاسم بود چه عاشقانه نگه بر قلوب امت کرد میان گریه ی باران دلش معطر شد دلش هوای رسیدن به خاک تربت کرد یکی به سوی رفیقان پری گشود و پرید و ماندگان زمین را اسیر خجلت کرد همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا