🥀
آن دست پر چروک
(در وصف مادر شهید رئیسی)
واکر به دست، پیرزنی خسته
میرفت سوی تخت خود آهسته
در آتش فراق پسر میسوخت
میگفت با غریبه و وابسته:
"آیا ز خاک پر زده فرزندم؟
آیا کبوترم ز قفس رسته؟"
بیرون خانه منتظرش بودند
مردم چه ناشناس چه برجسته
هر دم برای تسلیت از هر سو
میآمدند در صف پیوسته
مثل کبوتران حرم پر زد
مشهد به سوی آن زن وارسته
هرچند او برای پذیرایی
جایی نداشت درخور و شایسته
حتی نداشت خانهی دلبازی
مشرف به صحن و گنبد و گلدسته
اما شبیه بال ملائک بود
آن دست پر چروک حنابسته
#افشین_علا
#امام_رضا
#خادم_مردم
#رئیسی_عزیز
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
Mohammad Motamedi موزیکدلmohammad_motamedi_ghame_penhan.mp3
زمان:
حجم:
5.7M
«غم پنهان»
#محمد_معتمدی
#جــدید
به مناسبت شهادت شهیدجمهور آیتالله سیدابراهیم رئیسی
#امام_رضا
#خادم_مردم
#رئیسی_عزیز
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
🥀 🇮🇷
دوستان همراه
سلام علیکم.
اعظم الله اجورکم.
به این خاطر که اینکه دیروز را مانند این ایام در حزن و ماتم که اشک و آه، راه چشم و گلوی مان را پر کرده بسر کردیم، نتوانستیم به حماسه ی سوم خرداد، روز آزادی خرمشهر بپردازیم.
باشد که نشر چند شعر در این خصوص، جبرانی بر این تاخیر باشد
یاد و نام همه رزمندگان و شهدای وطن اسلامی مان جاودان باد
امروز در وصــف تو ای دل بی زبانـم
آرامشی دارد وطن، این دین و جانم
پرواز کن اینـــگونه تا آن بیـــکران ها
خـون شـهیـدانی که شـسـته آسمـانـم
در دوردسـتـــان غـریــب پــاکــبــازی
جان ها فـشانـدنـد آن سواران بنــامـم
تــوپ و مسلسل های خــونین شـــهادت
درهــم شـکسـتند آن دلـیـران جـوانـم
از کرخه تا کارون و از دژهای دشمن
تـا فتـح خـرمشـهر، آن قـلب جـهـانـم
شـهر حـماسـه ســاز مــردان خـدایــی
یـادی کـنیم از شــعر سـردار زمانـم
ممد نــبـودی تـا بـبینــی خــون یــاران
گلـگون شـده از فتــح شـهر بیـکرانـم
آن یــادگـار ســـالهــای خــون و لالــه
نـام جـهان آراسـت بـر ورد زبــانــم
آن خاک می داند که درکامش چه خفتـه
ســربنـد سـبـز آن شــهـید بـی نشـانـم
ایـن دشـت لالــه را که می داند چگونه
من که در این وصف حـماسه نـاتوانم
شهری که آن را جز خدا آزاد کردست
حـرفی که در تـاریخ مـانده از امـامم
#اکبر_محمدی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
💫
جانبازان گمنام
سؤال این است از احوال جانبازان چه میدانی
کجـا شـرح فــدا کاری آنها را تـو می خوانی
اهـالی کـدامین خـِطّـه ی این سرزمین هستـنـد
بلـوچنـد ؟گـیلکنـد؟ ترکنـد؟یـزدی یا که کرمانی
لـرند ؟قـزوینیند ؟اهـل اراکـنـد ؟مشهدی هستنـد
از ایـلامنـد ؟کـرمانشاهـیـنـد ؟یـا آنکـه سمنـانی
یـَلِ مـازنــدرانـنــد؟زاده ی مـهـــدِ دلـیــرانـنــد شیـوخ بـنــدرعـبـاس، یـا دلاورهای سیـستـانی
جـوانـانِ خــراسان یـا کهـن سالانِ نیـشابـــور
از آبـادان و اهـــوازنـد ؟ یـا کُــردانِ بــوکانی
یـلان سـاروی هستـنـد ؟یـا اهــل فــراهـانـنــد
ز اصفاهان و شیرازنـد و تبـریزی و زنجانی
سلحشـوران جانبـازی که معلـولند و در بستر
قـمی ، گلـپایگانی، دهـلـوی هستنـد و کاشانی
جنـوبیـند ؟شمالیـند؟ ز شـرق وغـرب ایراننـد
هـمـه مَـردنـد و باغیـرت لـواسانی و تهـرانی
زهر صنفی وهر قشری زهرقومی و آئینی
مسلـمـان و کلـیمـیـنـد و زردشتی و نصــرانی
نمی دانـم ،زبانـم قـاصراست امـّا هـمی دانـم
همه ایـرانی انـد ،ایـرانی اند، ایران و ایـرانی
هـمان دریـا دلانِ غـرقِ انـدر رود کارونـنـد
همان شب زنـده دارانند درشب هـای ظلمانی
هـمـه طـیــرِابـابیـلـنـد انــدر فـتحِ خـرمشهـر
شـهـابِ دشـتِ عـبـاسنـد در پـیـکارِ مـیـدانی
شَـرارِآتشِ قَـهــرنــد درونِ تنـگــهِ مِـرصـاد
بِسان مـوج دریـا بـی امان وسخت وطـوفانی
نیـازی نیست من گـویم ز ایثـارو جوانمردی
یقـیـن بهتـرزمـن این ماجـراها را تـو میدانی
کنارِ خانه مان ،همسایه مان سیّد جلالِ الّدین
کـه سـربنـدی زیـا زهـرا نموده نقـش پیشانی
مهنـدس بیـژن و دکتـرجهانـدار و جوادی پور
کریـم واحـمــد وعـبـاّس و میـلادِ حسنـخانی
تمـامِ این سلحشـوران،سـربازِ وطـن بـودنـد
رفـیـق وهمـنشیـن وهـمــدم و یـــارِ دبستانی
زحالِ حاج ابوالفضلِ علمداری چه مـیـدانی
کـشاورزی کـه اکنـون هست دراوجِ پـریشانی
زن و مرد و جوان و پیرو دانشجو و دانشمند
معلّــم ،پیـلــه ور،استـادِ دانشـگاه و روحـانی
یکی قـطـعِ نخـاعی دیگـری مصدوم و نا بینا
یکی بی دست یکی بی پا ویکی معلولِ جسمانی
یکی از زخـم بستر درعذاب و دیگری موجی
یکی هم تـرکش خـمـپـاره را بنمـوده مهـمـانی
یکی از گاز خردل دیگری از زخم نـارنجک
یکـی درروزمی گریـد یکـی در شـام پنـهـانی
چه مردان تـوانمنـدی که دمسازنـد با ویلـچــر
و با مـاسکِ هـوا درخـانـه هم بنـدند و زنـدانی
تحمل کـردنِ زخم زبان و طعـن بـد خـواهـان
به ارواح شهیـدان هسـت ازروی گـران جـانی
نه شرطِ عدل وانصاف و نه اخلاق جوانمردی
نـه درآئـیـن اسلام و نــه در خـــوی مسلمـانی
که ما درفکرمال و پست و میز وخانه وماشین
و جانـبـازان مـا ایـن اسـوه های صـبـر رحمانی
غریب و بی نشان با درد ومحنت همنوا گردند
و مـا پـیــوستـه درگـیــریم بـا امیـال شیـطـانی
"امیـری" را همین حَدّ بضائت پیش جانبازان
کـه مـوری بـرده رانی ازملـخ پـیشِ سلـیـمـانی"
#محمدرضا_امیری
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
💫
تو چه می دانی که خرمشهر چیست؟
فاتح این شهر جز دادار کیست؟
تو چه میدانی چه ها بر شهر رفت
غصهها و رنجها ، با صبر رفت
هیچ می دانی که آن روباه پیر
چار بار این شهر را کرده اسیر
آن یکی مست و رجزخوان، یکسره
خواند نام شهر را محمّره
لیک با خون دل مردان پاک
ماند خرمشهر براین آب و خاک
آن که بر دیوار شهرم مینوشت
آمدم تا که بمانم در بهشت(جئنا لنبقا)
شد اسیر دست مردان دلیر
تا بداند فرق روبه یا که شیر
یاد آن پیر جمارانی بخیر
یاد آن تفسیر قرآنی بخیر
گشت شهرآزاد با دست خدا
گفت این فرموده را، آن رهنما
گوییا کرب و بلایی بوده است
یا که عاشورا در این شهر آمدهاست
آن زمانی که محمد با غرور
گفت یاران مرگ آمد با سرور
هرکه در این شهر مانَد، کشته است
ورنه ره باز و امید آغشته است
از جهان آرا چه گویم، کیست او
گرچه جسمش در میانه نیست او
یا بگویم از شریف آن مرد دین
آن بروجردی قنوتی نازنین
آن که سر را داد با عمامه اش
تا نگیرد دست دشمن خانهاش
یا بگویم موسوی صالح که بود
پیرهن کرد از تنش چون نور بود
آنکه میگفت ای خدا چون پر شدم
پیرهن سنگین تن، آذر شدم
یا بگویم من ز فهمیده سخن
آنکه شد رهبر به پیر انجمن
یا دگر رویین تنان شهر جان
همچو بهنام و رسول نوجوان
بس شهیده مادران شیرزن
شاهد مرگ عزیزان وطن
آن زمان که دید سردار جهان
نیست غیر خویش و بهروزش جوان
بر زمین چندین شهید بی کفن
جسم شان چون نقش گل شد در وطن
زائر قبر و جسدهاشان نسیم
اختران و ماه، خورشیدش سهیم
یاعلی گفتیم و شهر آزاد شد
وز نفسهای شهید آباد شد
نقطه عطف جنگ ،فتح شهر خون
دشمن از این فتح گشتی سرنگون
رشته دشمن ز دستش چون گسست
پشت او از این مصیبت ها شکست
زد ندای صلح شیطان بزرگ
چون که دید این فتح و این نصر سترگ
فتح باشد وعده حق هر زمان
بر مسلمانان و جمله مومنان
دِین من بود این دو خط شعر و سرود
بر شهیدان وطن با صد درود
گویم اما آخرین بیتم به سوز
و دعایی که بگویم شام و روز
شهر خرمشهر چون شهر خداست
آفریدش، کرد آزاد، او رهاست
جز خدا هرگز نداند چیست جانا، شهرخون
چون در او افتاد صدها نقش از شور و جنون"
#علی_امینی (فرهاد)
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان