💫
گر چه رفتار تو با گفتارت اصلا جور نیست
فکر من آنقدر ها هم از سر تو دور نیست
در تن شب های من رنگ شب بغداد هست
صبحم اما هیچ رنگ صبح نیشابور نیست
برسر این گور من بیهوده شیون میزدم
تازه فهمیدم که اصلا مرده ای در گور نیست
بی تو ممکن نیست من باشم ،وجود سایه در
متن دنیا گنگ و بی معناست وقتی نور نیست
شک ندارم اشک می ریزند ماهی ها در آب
اشک ماهی ها نباشد آب دریا شور نیست
#مهتاب_یغما
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
💫
من تَلخم و خَراب... چه داری برای مَن؟
ساقی، به جز شَراب چه داری برای مَن؟
کافیست وعدههای دروغین عشق، آه!
سیرابَم از سَراب، چه داری برای مَن؟
یا رَب، به غیرِ رَنج چه دیدم زِ روزگار؟!
جز وعدهی عذاب چه داری برای مَن؟
باید شبیه مَردمِ همعصر خود شَوَم
صورتگر...! نِقاب چه داری برای مَن؟
روزی اگر بِپُرسَمت این بود رسمِ عشق؟
ای بیوفا! جواب چه داری برای مَن؟
#حسین_زحمتکش
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
💫
با ياد شانه های تو سر آفريده است
ايزد چه قدر شانه به سر آفريده است
معجون سرنوشت مرا با سرشت تو
بی شک به شكل شير و شكر آفريده است
پای مرا برای دويدن به سوی تو
پای تو را برای سفر آفريده است
لبخند را به روی لبانت چه پايدار
اخم تو را چه زودگذر آفريده است
هر چيز را كه يک سر سوزن شبيه توست
خوب آفريده است ـ اگر آفريده است
تا چشم شور بر تو نيفتد هر آينه
آيينه را بدون نظر آفريده است
چون قيد ريشه مانع پرواز می شود
پروانه را بدون پدر آفريده است
می خواست کوره در دل انسان بنا کند
مقدور چون نبود، جگر آفریده است
غير از تحمل سر پر شور دوست نيست
باری كه روی شانه هر آفريده است
#غلامرضا_طریقی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
💚
🔹صراط المستقیم🔹
دستهایت را که در دستش گرفت آرام شد
تازه انگاری دلش راضی به این اسلام شد
دستهایت را گرفت و رو به مردم کرد و گفت:
مؤمنین! یک لحظه اینجا یک تبسم کرد و گفت:
خوب میدانید در دستانم اینک دست کیست؟
نام او عشق است، آری میشناسیدش: علیست
من اگر بر جنگجویان عرب غالب شدم
با مددهای علی بن ابیطالب شدم
در حُنین و خیبر و بدر و اُحُد گفتم: علی
تا مبارز خواست «عمرو عبدود» گفتم: علی
در حرا گفتم: علی، شب با خدا گفتم: علی
تا پیام آمد بخوان «یا مصطفی»! گفتم: علی...
مستجار کعبه را دیدم، اگر مُحرِم شدم
با «یدُ الله» آمدم تا «فوقِ اَیدیهِم» شدم
تا که ساقی اوست سرمستاند «اصحابُ الیمین»
وجه باقی اوست، «اِنّی لا اُحبُّ الآفِلین»
دست او در دست من، یا دست من در دست اوست؟
ساقی پیغمبران شد یا دل من مست اوست؟
یکصد و بیست و چهار آیینه با هر یک هزار،
ساغر آوردند و او پر کرد با چشمی خمار
آخرین پیغمبر دلدادهام در کیش او
فکر میکردم که من عاشقترینم پیش او...
بعد از این سنگ محک، دیگر ترازوی علیست
ریسمان رستگاری، تار گیسوی علیست
من نبیاَم در کنارم یک «نبأ» دارم «عظیم»
طالبان «اِهدنا» این هم «صراط المستقیم»
چهرهاش تفسیر «نور» و شانههایش «مُحکمات»
خلوتش «والطور» و شور مرکبش «والعادیات»
هر خط قرآنِ من، توصیفی از سیمای اوست
هرکه من مولای اویم، این علی مولای اوست
#قاسم_صرافان
#امیرالمومنین_علیهالسلام
#عید_غدیر
#مثنوی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
💫
چه استراحت خوبی است در جوار خودم
خودم برای خودم با خودم کنار خودم
همین دقیقه که این شعر را تمام کنم
از این شلوغِ شما می روم به غار خودم
به سمت هیچ تنم را اشاعه خواهم داد
به گوش او برسانید رهسپار خودم
چه لذتی است که یک صبح سرد پاییزی
کنار پنجره باشم در انتظار خودم
گلی نزد به سرم زندگی اجازه دهید
خودم گلی بگُذارم سر مزار خودم
اگرچه این همه سخت است نازنین بپذیر
دلم به کار تو باشد، سرم به کار خودم
#احسان_افشاری
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
💫
با تو می گویم:
شايد زخم تان ناشی از اشتباه شما نباشد،
اما مسئوليت التيامش بر عهده شماست
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان