Sohrab Pournazeri4_5805692458633271234.mp3
زمان:
حجم:
4.1M
#بیا_نزدیکتر
#سهراب_پورناظری
عشق را زیباترین افسانه میخواهد دلم
یک نفر عاشق ولی فرزانه میخواهد دلم
گوش کن چشمانِ من را، در بَرَم گیر و ببین
عشق را انگار، بی رحمانه می خواهد دلم
سیبِ کالِ گونه هایت بویِ باران می دهد
#بوسه را از گونه بی صبرانه می خواهد دلم
چشم هایم زُل زده بر دکمه ی پیراهنت
در حوالیِ تنت کاشانه می خواهد دلم
دستِ من روی گسل های تنت مأوا گرفت
در هوایت ساغر و پیمانه می خواهد دلم.
می توانی در خیابان های ذهنم رد شوی
تا ببینی عشق را مردانه می خواهد دلم.
#فرشته_تشکری
━🌺🍃🌸🍃🌺━
مادرم گندم درون آب می ریزد
پنجره بر آفتاب گرمی آور می گشاید
خانه می روبد
تا شب نوروز
خرّمی در خانه ی ما پا گذارد
زندگی برکت پذیرد با شگون خویش
بشکفد در ما و
سر سبزی بر آرد
ای بهار ای میهمان ِ دیر آینده
کم کَمَک این خانه آماده است
تک درخت ِ خانه ی همسایه ی ما هم
برگ های تازه ای داده ا ست
گاهگاهی هم
همره پرواز ابری در گذار باد
بوی عطر نارس گل های وحشی را
در نفس پیچیده ام آزاد
این همه می گویدم هرشب
این همه می گویدم هر روز :
بازمی آید بهار رفته از خانه
باز می آید بهار روشنی افروز
#سیاوش_کسرایی
#شما_فرستادین 👌
https://eitaa.com/sheroadaab
━🌺🍃🌸🍃🌺━
تشنگان را می بری تا چشمه با طنازی ات
تشنه تر می آوری با لهجه ی شیرازی ات
آی بی انصاف تر از تیغ ِ قصاب محل
عاشقم کردی تو با انواع صحنه سازی ات
دست هایت را بیاور سوی دست عاشقم
چشمهای من شده دلبسته ی ممتازی ات
راستی وقتیکه میخوانی صدایت محشراست
می شود مدهوش جان من ز خوش آوازی ات
اندکی بنشین کنارم ای که قلبم پیش توست
تا شود ایمن وجود من ز سنگ اندازی ات
#خوشدلم ، خوشدل ترم کن با نگاهی دلنواز
دست بردار از کم و بسیاری ِ پروازی ات
کاش یک بار دگر لطفت مرا شامل شود
تا شوم در کوچه های کودکی هم بازی ات
#جعفر_زارع
━🌺🍃🌸🍃🌺━
آخرین روزهای اسفند است
از سرِ شاخِ این برهنه چنار
مرغکی با ترنمی بیدار
می زند نغمـه ...
نیست معلومم
آخرین شِکوِه از زمستان است
یا نخستین ترانه های بهار ...
استاد شفیعی کدکنی 🌱
با تو معنای خوشی را به خدا فهمیدم
عشق را در تو و چشمان سیاهت دیدم
مثل باران بهاری به سرم باریدی
زیر بارانِ تو چون غنچه ی گل روییدم
عقل امد که تو را از دل من دور کند
دل خریدار تو شد با همه کس جنگیدم
تا رسیدی همه جا عطر محبت پیچید
عطر احساس تو را با دل و جان بوییدم
نه به اجبار و نه اصرار و نه از بوالهوسی
بلکه با عشق ،دلم را به دلت بخشیدم
من که از خویش گریزان و فراری بودم
تو چه کردی که فقط با تو چنین جوشیدم
هر که با عشق عیار دل خود را سنجید
عشق را باتو و احساس دلت سنجیدم
━🌺🍃🌸🍃🌺━
485.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بهار میشود دوباره و جوانهها سبز میشوند و ریشهها به آب میرسند و شاخهها شکوفهاندود میشوند دیگر بار.
بهار میشود دوباره و اتفاقات خوبتری میافتد و خبرهای خوبتری میرسد از راه و نفسهای آسودهتری خواهیمکشید.
بهار میشود و آفتاب، جنوبِ پنجرههامان را در آغوش خواهد کشید و غربِ افقهامان را طلوعباران خواهد کرد.
بهار را برای ما ساختهاند. برای مایی که طعم حقیقی زمستان را میچشیم و از سرمای جانفرسای روزگار، جان سالم به در میبریم،
هربار...
#نرگس_صرافیان_طوفان