لبخند بزن تا دلم آرام بگیرد
تا شعر من از خنده ی تو وام بگیرد
تا دانه ی مهر تو بی افتد به دل من
در سایه ات این بوته سرانجام بگیرد
عاشق بشود شاعر بی نام و نشانی
از موهبت بودن تو نام بگیرد
حافظ شود از عشق ،غزل ها بسراید
از چشم سیاهت اگر الهام بگیرد
واضح به تو احساس خودم را بنویسم
این حس نکند هاله ی ابهام بگیرد
باید که تو را جور دگر دوست بدارم
باید که دلم از دل تو کام بگیرد
طوفان شده دریا و پریشان شده ساحل
لبخند بزن تا دلم آرام بگیرد
#آذین_قانع
می روم حسرت دریای مرا دفن کنید
اهل دیـــروزم و فردای مرا دفـن کنید
لـحدم را بگذارید بــــه روی لـحدم
شـال ابریشم لیلای مرا دفن کنید
ایل من مرده کسی نیست که چنگی بزند
وقت تنـــگ است بخـــــارای مرا دفن کنید
صخره ام،صخره که دلتا شده از سیلی رود
دل که خـوب است فقط "تا"ی مرا دفن کنید
تا پر از روسری و سیب شود شهر شما
زیــــر این خاک غــزل های مرا دفن کنید
#حامد_عسکری
11.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من یک زنم آزادیام را دوستدارم
ایرانیام، آبادیام را دوستدارم
در سایهای مردانه دلگرمم به فردا
من همسر مردادیام را دوستدارم
هم مادر و مادربزرگم خانهدارند
این شغل مادرزادیام را دوستدارم
مُهر مرا از جانمازم باز برداشت
با کودک خود شادیام را دوستدارم
میگیرمت ای بچّه آهوی گریزان
آهویی و صیّادیام را دوستدارم
دور اتاقش عکسهایی از شهیدان
سرو دهه هشتادیام را دوستدارم
در شهر، آزادی اسیر این و آن است
در خانهام آزادیام را دوستدارم
#زهرا_سپه_کار