نفس کشید و دمش انقلاب برپاکرد
به شب نگاه نمود آفتاب برپاکرد
به زیر سایهی ابروش آبرو پاشید
زمین خفته ز غم را ز خواب برپاکرد
به لاالهِ خود اسلام شرق و غرب زدود
به ذکرِ حقِّ خود اسلام ناب برپاکرد
نزول کرد و دل از عشق او لبالب شد
عروج کرد و غمی بیحساب برپاکرد
پس از تو حضرت ماه آفتاب روشن شد
نفس کشید و دمش انقلاب برپاکرد
#دلاوار
هنوز این کوچهها این کوچهها بوی پدر دارد
نگاه روشن ما ریشه در باغ سحر دارد
هنوز ای مهربان! در ماتمت هر تار جان من
نیستان در نیستان، زخمههای شعلهور دارد
نمیگویم تو پایان بهاری؛ بعد تو امّا
بهار عیش ما لبخند از خون جگر دارد
اگر خورشید رفت، این آسمان خورشید میزاید
اگر خورشید رفت، این آسمان قرص قمر دارد
در این بازار، عاشقتر کسی کز خود نمیگوید
همیشه مرد کمگو دردهای بیشتر دارد
مخواه از نابرادرها که یار و مونست باشند
عزیز مصر بودن، یوسف من! دردسر دارد
دو روزی مهربانا! غربت ما را تحمّل کن
میآید آن که از درد تمام ما خبر دارد
#علیرضا_قزوه
•ما ندانیم که دلبسته اوییم، همه ....
مست و سرگشته آن روى نکوییم، همه
•فارغ از هر دو جهانیم و ندانیم که ما
در پى غمزه او بادیه پوییم، همه ...
•ساکنان در میخانه عشقیم، مدام ....
از ازل، مست از آن طرفه سبوییم، همه
•هر چه بوییم ز گلزار گلستان وى است
عطر یار است که بوییده و بوییم، همه
•جز رخ یار، جمالى و جمیلى نبود ....
در غم اوست که در گفت و مگوییم، همه
•خود ندانیم که سرگشته و حیران همگى
پى آنیم که خود روى به روییم، همه .
#امام_خمینی "قدس السره
Mohammad-esfahaniMohammad-esfahani.Shekayat-hejran(128).mp3
زمان:
حجم:
12.8M
#شکایت_هجران
#محمد_اصفهانی
زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست
گر سر کنم شکایت هجران غریب نیست
جانم بگیرو صحبت جانانه ام ببخش ، یارا
که از جان شکیب هست و ز جانان شکیب نیست
گمگشته ی دیار محبت کجا رود
نام حبیب هست و نشان حبیب نیست
عاشق منم که یار به حالم نظرنکرد
ای خواجه درد هست ولیکن طبیب نیست
#هوشنگابتهاج