eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
174 دنبال‌کننده
388 عکس
168 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
. شب‌های هجر را گذراندیم و زنده‌ایم ما را به سخت‌جانی خود این گمان نبود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
َهوای پَر زدنم هست و شور و حالی نیست خیال عشق به سر دارم و مجالی نیست چنان حباب سر از کار خود درآوردم به جز هوای رهایی مرا خیالی نیست به یک اشاره چشم تو ماه بشکافد برای اهل نظر در جهان محالی نیست اگرچه بشکند آیینه، باز آیینه‌ست دلم شکست به دستت، ولی ملالی نیست هزار بار مرا گفته‌ای بپرس از عشق هزار بار تو را گفته‌‌ام سؤالی نیست ‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دلم شکسته از این حال بد چه بنویسم از اینکه مانده غمت تا ابد چه بنویسم از اینکه حجم غم آلود دوری ات می زد به روی سینه ی من دست رد چه بنویسم بگو من از تو که روزی بلور دستانت تمام موی مرا شانه زد چه بنویسم خدای من تو بگو از هجوم این غمباد که بسته راه گلو را چو سد چه بنویسم بگو بگو که من از رفتنی که یکباره به کل خاطره ها زد لگد چه بنویسم منی که مست می ام از زمان رفتن تو از این گناه فراتر ز حد چه بنویسم دلم چو بستر دریا مدام طوفانیست از این تلاطم پر جزر و مد چه بنویسم به حال و روز بدی بی تو من گرفتارم دلم شکسته از این حال بد چه بنویسم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
باید اینبار گریزی به تغزل بزنم تامگر بین تو و حرف دلم پُل بزنم صحبت و موعظه بی فایده شد،مجبورم که به اعجاز غزل دست توسل بزنم بسکه جَوگیری ومجنون صفتی می خواهم قید ِلیلا شدنم را شده باِلکل بزنم چشم درویش بکن،موقع صحبت بامن من دلم خواسته "شاید" به شما زُل بزنم بادمی آیدو از دورحواست به من است مانده بر روسری ام هم گرِهی شل بزنم گیسو آشفته، دل آشفته ،غزل آشفته ازکرامات تو شد بین همه خل بزنم فال حافظ چِقَدَر گفت که مشکل افتد؟ دوست داری که به خَیّام تفال بزنم؟ چه کسی گفته که نایاب شده جنس ذکور ؟ صف نذریست مگر هول شوم؛هل بزنم ؟ شعرمن مال تویک هیچ به نفعت خوش باش... کَرَمم کرده زیادی به خودم گُل بزنم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تا تبِ دیدارت از قلب اسیرم تاب بُرد شب شد و چادر سفیدِ روز را مهتاب برد اخم کردی چند آبادی زمین را مِه گرفت گریه کردی کوچه‌های شهرمان را آب برد خواب دیدم ماهی‌ام در آبیِ چشمانِ تو خنده‌هایت طُعمه شد قلبِ مرا قلاب برد قویی و برفِ پَرَت زیبایی این برکه‌هاست پَر زدی و رفتنت آرامش از تالاب برد...