eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
174 دنبال‌کننده
388 عکس
168 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نفهمیدے پریشانم از این چشمان پژمردہ ؟ ازاین شعرے ڪہ حرفش را میان بغض ها خورده دلم مے خواست تا یڪ شب بگویم “دوستت دا…” نه امان از عقل مغرورے ڪہ من را تا جنون برده از این زیباییت یوسف چہ خواهد ماند، مے دانے ؟ ترنجے غرقہ در خون و زلیخایے ڪہ افسرده تو دیگر در دلم مُردے … خدا باشد نگهدارت … رقیبانم ڪمین ڪردند ڪرڪس گونہ بر مرده خداحافظ ڪہ دستانت … خداحافظ ڪہ چشمانت ڪہ گیسویت… خداحافظ ڪہ دل خونم دل آزرده ‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌ ‌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم اصلاً به تو افتاد مسیرم که بمیرم یک قطره ی آبم که در اندیشه ی دریا افتادم و باید بپذیرم که بمیرم یا چشم بپوش از من و از خویش برانم یا تَنگ در آغوش بگیرم که بمیرم این کوزه ترک خورد! چه جای نگرانی است من ساخته از خاک کویرم که بمیرم خاموش مکن آتش افروخته ام را بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
عشقبازی می‌کنی در خلوت شبهای من ای خیال دوست شبها بادل تنهای من می‌رسی از راه هرشب دست وپا، گم می کنم ای همه پنهان درون سینه پیدای من می‌نشینی چشم می دوزی به این دیوانگی می‌نوازی عشق را درحسرت و حاشای من می‌بری تاخواب دیگر بسترم را تا سکوت اینچه امروزیست مست افتاده در فردای من پیرهن جامانده باید خواب را باور کنم وای از این دیوانگی های تو و ای وای من خواب می خواهم فقط خواب بلندی تا ابد این تو و من بود دیشب یا توی منهای من خلوت خاموش و خاطر خواه می خواهم بیا ای خیالت تخت خفته در دل شبهای من
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دگر آن شب‌ست امشب که ز پی سحر ندارد من و باز آن دعاها که یکی اثر ندارد من و زخم تیزدستی که زد آنچنان به تیغم که سرم فتاده برخاک و تنم خبر ندارد همه زهر خورده پیکان خورم و رطب شمارم چه کنم که نخل حرمان به از این ثمر ندارد ز لبی چنان که بارد شکرش ز شکرستان همه زهر دارد اما چه کند شکر ندارد یه هوای باغ مرغان همه بال‌ها گشاده به شکنج دام مرغی چه کند که پر ندارد بکش و بسوز و بگذر منگر به این که عاشق به‌جز این که مهر ورزد گنهی دگر ندارد می وصل نیست به خمارِ هجر خو کن که شراب ناامیدی غم درد سر ندارد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کاش هر صبح به دیدار تو بیدار شدن تو دوا باشی و با عشق تو بیمار شدن با تو بودن همه عمر نفس در نفس‌ات سر به گیسوی تو از عطر تو سرشار شدن حُسن آن نیست که آن کودک کنعانی داشت حُسن را چشم تو بایست خریدار شدن تو اگر باغچه را نیم نگاهی بکنی گل بابونه ندارد غم بی بار شدن... ‎‌‌‌‌