eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
174 دنبال‌کننده
390 عکس
168 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بیمار چشم اویم و آن سنگدل مرا درمان که بگذریم، دعا هم نمی کند! حتی مرا به نام، صدا هم نمی کند دردا که فکر حال مرا هم نمی کند منت گذاشت بر من و عهدی دوباره بست منت گذاشت، گرچه وفا هم نمی کند... غم مثل کودکی ست که آغوش عشق را محکم گرفته است و رها هم نمی کند زاهد خیال طعنه رها کن، که مرد عشق گر طاعتی نکرده ریا هم نمی کند!
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بازآی که چون برگ خزانم رخ زردی‌‌ست با یاد تو دم ساز دل من دم سردی‌ست گر رو به تو آورده‌ام از روی نیازی‌‌ست ور دردسری می‌دهمت از سر دردی‌ست از راهروان سفر عشق درین دشت گلگونه سرشکیست اگر راهنوردى ست  در عرصه اندیشه من با که توان گفت سرگشته چه فریادی و خونین چه نبردیست  غمخوار به جز درد و وفادار به جز درد جز درد که دانست که این مرد چه مردیست از درد سخن گفتن و از درد شنیدن با مردم بی درد ندانی که چه درد است چون جام شفق موج زند خون به دل من با این همه دور از تو مرا چهره زردی است
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
Alireza Ghorbani4_5767386981055074597.mp3
زمان: حجم: 11.4M
تعریف رونوشت برابر اصل تو شعر، می شه این بیت از : -کیستم من؟ پای تا سر نسخه‌ای از زلفِ او تیره‌روزی بیقرار، آشفته‌حالی، درهمی... کانال ایتایی ادبستان 🔺مارا به دوستان خود معرفی کنید☺️
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
29.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گر نباشد عشق دنیا جای تنگی بیش نیست بیستون بی تیشه ی فرهاد سنگی بیش نیست چرخ این نه آسیا از اشک ما در گردش است بعد عشاق این جهان جز آب و رنگی بیش نیست هر قدم سنگ عدم افتاده پیش پای عیش در مسیر زندگی تیمور، لنگی بیش نیست یوسف از دامان پاکش حبس و زندان دیده است کام یونس از جهان کام نهنگی بیش نیست پیرهن چون پاره شد بویش به کنعان می رسد غنچه قبل از وا شدن زندان رنگی بیش نیست چشم وا کردیم و عمر آمد به سر همچون حباب از نبودن تا فنا دنیا درنگی بیش نیست کانال ایتایی ادبستان 🔺ما را به دوستان خود معرفی کنید☺️
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چشمان روشنت غزلی از بهار داشت فصلی که عشق با دلِ تنگم قرار داشت من کودکانه چشم به چشم تو دوختم چون شیرِ کوچکی که خیال شکار داشت از روزگار گفتی و با هم قدم زدیم اما نه آن‌قَدَر که دلم انتظار داشت من حرف می‌زدم که تو لب وا کنی، ولی لب‌های کوچکت هوسِ اختصار داشت با تو چه قصه‌ها که نمی‌گفت زندگی با من چه غصه‌ها که بدِ روزگار داشت رفتی شبیه آمدنت، ساده و غریب چشمت نگفت با دلم آخر چه کار داشت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بی من آنجا،غافل ازمن،غافل ازاین انتظار بی تو اینجا, بیقرارم بیقرار بیقرار! تابیایی، با همه احوال پرسی میکنم تا نگویند اهل کوچه, آمدم اینجا چکار ریشه در تنهایی ام دارد، نه در تن خواهی ام ! درک من سخت است با این مردم ناسازگار دیرکردی یازمان ازدست من خارج شده ست؟ دیرکردی مطمئنن!! من که روزی چندبار... ازخداپنهان نبوده، از تو پنهان میشوم ازتوکه هرقدرهم پنهان شوی باز آشکار... دوستت دارم غریبه،،! همچنان بافاصله دوستت دارم، نمیدانم چرا دیوانه وار... باغ ات آباد است، حق داری که چادرسرکنی سیب صورت,چشم خرما,گونه هیوا,لب انار!... ناخوشی شاید، برایت استراحت داده اند وای یعنی ناخوشی امروز؟ یاپروردگار!!!! ناخوشم,گیجم,غمینم,خسته ام ,مات ام,ببین با نبودت هربلایی بود آوردی به بار! هی غریبه ! میروم امانمیدانی چقدر بی تواینجا بی قرارم بی قرار بی قرار...