eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
174 دنبال‌کننده
392 عکس
168 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
برای خون دل خوردن همیشه درد بسیار است برای مرد حتی طعنه‌ی یک فرد بسیار است نمی‌رنجم ز دشنامِ حسودان فرومایه که از این یاوه‌ها پشت سر هر مرد بسیار است مرا زخم زبان‌های همین مردم فراری داد اگرچه حال ، فریاد «بیا برگرد» بسیار است دلم را برد و رفت اما خیالی نیست ، می‌دانی؟ از این چشمان رنگی که خرابم کرد بسیار است همیشه سر‌به‌زیری‌ها دلیلِ بر تواضع نیست که سر توی گریبان در هوای سرد بسیار است..
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
در روزهای بی‌نفسی هم‌نفس کجاست یک عشق یک تبسم دور از هوس کجاست من خسته از رهایی و بی‌سرپناهی‌ام بال و پری نمانده برایم قفس کجاست گفتی مگو به هیچ‌کسی راز خویش را من حاضرم بگویم آن هیچ‌کس کجاست برگرد ای جوانی از دست رفته‌ام ای عمر اشتیاق قدیم تو پس کجاست؟ فریاد می‌زنیم و به جایی نمی‌رسد نشنیده ماند ناله‌ی ما دادرس کجاست ‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
گاهی مسیر جاده به بن بست می رود  گاهی تمام حادثه از دست می رود گاهی همان کسی که دم از عقل میزند در راه هوشیاری خود مست می رود گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست وقتی که قلب خون شده بشکست می رود اول اگرچه با سخن از عشق آمده آخر خلاف آنچه که گفته است می رود گاهی کسی نشسته که غوغا به پا کند وقتی غبار معرکه بنشست می رود اینجا یکی برای خودش حکم می دهد آن دیگری همیشه به پیوست می رود وای از غرور تازه به دوران رسیده ای وقتی میان طایفه ای پست می رود هرجند مضحک است و پر از خنده های تلخ بر ما هرآنچه لایقمان هست می رود این لحظه ها که قیمت قد کمان ماست تیریست بی نشانه که از شصت می رود بیراهه ها به مقصد خود ساده می رسند اما مسیر جاده به بن بست می رود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
Mohammad EsfahaniMohammad Esfahani - Khane Ayne.mp3
زمان: حجم: 12.5M
وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی تا با تو بگویم غم شب های جدایی بزم تو مرا می طلبد ، آمدم ای جان من عودم و از سوختنم نیست رهایی تا در قفس بال و پر خویش اسیرست بیگانه ی پرواز بود مرغ هوایی با شوق سرانگشت تو لبریز نواهاست تا خود به کنارت چه کند چنگ نوایی عمری ست که ما منتظر باد صباییم تا بو که چه پیغام دهد باد صبایی ای وای بر آن گوش که بس نغمهٔ این نای بشنید و نشد آگه از اندیشهٔ نایی افسوس بر آن چشم که با پرتو صد شمع در اینه ات دید و ندانست کجایی آواز بلندی تو و کس نشنودت باز بیرونی ازین پرده ی تنگ شنوایی در اینه بندان پریخانه ی چشمم بنشین که به مهمانی دیدار خود آیی بینی که دری از تو به روی توگشایند هر در که براین خانه ی ایینه گشایی چون سایه مرا تنگ در آغوش گرفته ست خوش باد مرا صحبت این یار سرایی  
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
گاهی مسیر جاده به بن بست می رود  گاهی تمام حادثه از دست می رود گاهی همان کسی که دم از عقل میزند در راه هوشیاری خود مست می رود گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست وقتی که قلب خون شده بشکست می رود اول اگرچه با سخن از عشق آمده آخر خلاف آنچه که گفته است می رود گاهی کسی نشسته که غوغا به پا کند وقتی غبار معرکه بنشست می رود اینجا یکی برای خودش حکم می دهد آن دیگری همیشه به پیوست می رود وای از غرور تازه به دوران رسیده ای وقتی میان طایفه ای پست می رود هرجند مضحک است و پر از خنده های تلخ بر ما هرآنچه لایقمان هست می رود این لحظه ها که قیمت قد کمان ماست تیریست بی نشانه که از شصت می رود بیراهه ها به مقصد خود ساده می رسند اما مسیر جاده به بن بست می رود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
‌ ‍ من یکی را از خودم دیوانه تر می خواستم سر نمی پیچید اگر یک روز سر می خواستم اهل عشق و عاشقی اهل تمنّا اهل درد این چنین دیوانه ای را همسفر می خواستم می نشستم روبه رویش، روبه رویم می نشست لحظه های عاشقی از او نظر می خواستم او قدح در دست و من جامِ تمنّایم به کف هرچه او می داد من هم بیشتر می خواستم من کجا در می زدن سودای خیامی کجا من پیِ جامی دگر جامی دگر می خواستم هر زمان هرجا که می افتادم از مستی به خاک تکیه می کردم به مِی از خاک بر می خاستم بارها فرموده: روزی خواستی از من بخواه من تورا می خواستم روزی اگر می خواستم گوشه ای دنج و تو و یک جام مِی قدری گناه از خدا چیز زیادی را مگر می خواستم؟
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا