من یکی را از خودم دیوانه تر می خواستم
سر نمی پیچید اگر یک روز سر می خواستم
اهل عشق و عاشقی اهل تمنّا اهل درد
این چنین دیوانه ای را همسفر می خواستم
می نشستم روبه رویش، روبه رویم می نشست
لحظه های عاشقی از او نظر می خواستم
او قدح در دست و من جامِ تمنّایم به کف
هرچه او می داد من هم بیشتر می خواستم
من کجا در می زدن سودای خیامی کجا
من پیِ جامی دگر جامی دگر می خواستم
هر زمان هرجا که می افتادم از مستی به خاک
تکیه می کردم به مِی از خاک بر می خاستم
بارها فرموده: روزی خواستی از من بخواه
من تورا می خواستم روزی اگر می خواستم
گوشه ای دنج و تو و یک جام مِی قدری گناه
از خدا چیز زیادی را مگر می خواستم؟
#محمد_سلمانی
@AramBash_AzizeMan4_6030697394314678433.mp3
زمان:
حجم:
8.7M
#سوی_تو
#هوشنگ_ابتهاج
نامدگان و رفتگان ازدو کرانه ی زمان
سوی تو می دوند هان ای تو همیشه درمیان
درچمن تو می چردآهوی دشت آسمان
گرد سر تو می پرد باز سپید کهکشان
هرچه به گرد خویشتن می نگرم درین چمن
آینه ی ضمیر من جز تو نمی دهد نشان
ای گل بوستانسرا از پس پرده ها در آ
بوی تو می کشد مرا وقت سحر به بوستان
ای که نهان نشسته ای باغ درون هسته ای
هسته فرو شکسته ای کاین همه باغ شد روان
مست نیاز من شدی پرده ی ناز پس زدی
از دل خود برآمدی : آمدن تو شد جهان
آه که می زند برون از سر و سینه موج خون
من چه کنم که از درون دست تو می کشد کمان
پیش وجودت ازعدم زنده و مرده را چه غم؟
کز نفس تو دم به دم می شنویم بوی جان
پیش تو جامه در برم نعره زند که بر درم
آمدمت که بنگرم گریه نمی دهد امان
کانال ایتایی ادبستان
قصدمون این هست که اینجا حال مون خوب بشه☺️
افزوده شد بر دردهایم لاغری ها هم
هر لحظه عاشق تر شدم، این آخری ها هم
از بس که با هر واژه از زیبایی ات گفتم
من را نمی فهمند این لهجه "دری" ها هم
از فارس تا تبریز، خاطر خواه داری...آه
حتی شنیدم تازگی ها بندری ها هم...
از آن کمند تا کمر شاعر که تنها نه!
حتی کم آوردند دیگر روسری ها هم
تنها حسود سیب لبهای تو شیطان نیست
من از فرشته ها شنیدم که پری ها هم...
در وصف تو چیزی نباید گفت وقتی که
لب میگزند از شوق، حامد عسکری ها هم...!
#حسین_زحمتکش
چه خوشبختم از اینکه با خیالت زندگی کردم
کنارِ آرزوهای محالَت زندگی کردم
هوای شعرهایم، نمنمِ بیوقفهی باران
جنوبی بودم اما با شمالت زندگی کردم
ملالی نیست جز آهی که میگیرد سراغت را
خدا را شکر، عمری با مَلالت زندگی کردم
لسانُالغیب با شاخه نباتش خوب میفهمد
چه عاشقپیشه با هر بیتِ فالت زندگی کردم
برایم هر دقیقه بیتوبودن مثلِ سالی بود
شبی صدسال با تحویلِ سالَت زندگی کردم
دو چشمم خیره بر در بود، شاید باز برگردی
چه درصدها که من با احتمالت زندگی کردم
پس از این مرگ اگر آمد،
خوش آمد هیچ حرفی نیست...
که من خوشبخت؛ عمری با خیالت زندگی کردم
#شهراد_میدری
تا زمانی که رسیدن به تو امکان دارد
زندگی درد قشنگیست که جریان دارد
زندگی درد قشنگیست ، بجز شب هایش!
که بدون تو فقط خواب پریشان دارد
یک نفر نیست تو را قسمت من گرداند?!
کار خیر است اگر این شهر مسلمان دارد !
خواب بد دیده ام ای کاش خدا خیر کند
خواب دیدم که تو رفتی، بدنم جان دارد!
شیخ و من هر دو طلبکار بهشتیم ولی
من به تو ، او به نماز خودش ایمان دارد
اینکه یک روز مهندس برود در پی شعر
سر و سریست که با موی پریشان دارد
"من از آن روز که در بند توأم" فهمیدم
زندگی درد قشنگیست که جریان دارد
#علی_صفری
گاهی احوال مرا ای جان جانانم بپرس
یک خبر از روزگار نابسامانم بپرس
راه گم کن یک شبی ای رونق هفت آسمان
از پلنگ زخمی ات ای ماه تابانم بپرس
چون صدف پروردمت ای گوهر یکدانه ام
حال مروارید را از دُّرِ غلطانم بپرس
حالت بارانی چشمان ابری مرا
از غم و اندوهِ آه و اشک لرزانم بپرس
درد مدفون در غزلهای سیه پوش مرا
گر نداری باور از اشعار سوزانم بپرس
باز بارانی است اقلیم قلم، در وصف تو
از هجاهای تَرِ با وزن هجرانم بپرس
گنج عشقت را نهان در سینه دارم تا ابد
بعد از این حال مرا از قلب ویرانم بپرس
#حامد_بیدل