دریادلی از دیار نخلستان بود
در ساحل دریای خطر طوفان بود
با سرخی خونش به همه ثابت کرد
از نسل دلاوران تنگستان بود
#حسین کیوانی
شعر حماسه ودریا
به دریابان شهید سردار تنگسیری
امواج خروشنده ی این سامان بود
فرزند دلیر خاک تنگستان بود
مانند کبوتری سبکبال پرید
همواره به فکر عزت ایران بود
#علیخوشقامت
#سردارتنگسیری
#امپراتوردریاها
بلند استاده مرد گرمسیری
جنوبی را نمی زیبد اسیری
بماند این سخن در ذهن دریا
که جاویدان بماند تنگسیری
زدی بر تنگه هرمز قفل محکم
نهادی روی زخم کهنه مرهم
گشودی بر وطن دروازه هایی
که باشد منشا خیری دمادم
نوازد قصه ات را موج دریا
چو دلواری بمانی سبز و پویا
شهادت آخرین پرواز مرد است
تو آن مردی که دارد ره به فردا
تو فردا همچو لاله سر برآری
شوی بر دشت ها ابر بهاری
چو مه در موج ها تکثیر گردد
تو هم تکثیر گردی آری ،آری
#شهید_جاوید_تنگسیری
نیره جهانشاهی
بیا که بی تو دگر حس انتظار ندارم
درخت خشک کویرم که برگ و بار ندارم
شبیه چشمه زلالی ،طلایهدار طراوت
که بیحضور تو در خاطرم بهار ندارم
شراب ناب طهوری ، درون جام وجودم
بدون گوهر مهرت که اعتبار ندارم
شبیه باد بتازم به بیکرانهترینها
چرا که بی تو دگر لحظهای قرار ندارم
نفسنفس به هوای حضور سبز تو باشم
خزان سرد و نمورم چرا که یار ندارم
نمیشناسم اگر خویش را بدان به کنارت
همیشه مست تو هستم نگو وقار ندارم
#علیخوشقامت
#وطنمجانوتنم
دلم کدر شد و دستی به رخوتش نکشیدم
به این خیال که آئینهام،غبار ندارم
#میثمداوودی
•.
ـ برای دخترکان میناب
بوی خون، بوی شهادت، بوی لاله میدهی
بر دلم داغی چو داغ آن سه ساله میدهی
نوش جانت طعم شیرین شهادت دخترم
از طهورا شهد خالص، یک پیاله میدهی؟!
#نرجسخوشرو [حلما]
در خانهٔ حق، کافر و مؤمن را دید
در ظاهر روزگار، باطن را دید
از خاک عراق، بیتأمل نگذشت
آیینهٔ ایوانِ مدائن را دید ...
#حامد_فرد
آقای #خاقانی! آنی برای دیدنت کافی بود تا این رباعی سروده شود. تو که فهمیدی حق با #امیرالمؤمنین است و هر که او را بخواهد مؤمن است و دشمنش هم کافر. تو که شاعری وطنپرستی و میخواهی که آران و شروان، به زودی به #ایران برگردند.
🌅 ꕥ اشــعــار حــــامـــــد فــــــرد ꕥ ✍
ما جان بدر از داغ تو بردیم و نمردیم 💔
یک ماه شد که نداریمت آقا جانم
و داغی که سرد شدنی نیست 😭💔
#رهبر_شهیدم
مرا به یاد بیاور زمان برد رئال
نمیرسیم به هم بعد سالهای محال!
مرا به اسپانیا میبرند با #گل_سرخ
سوارِ اسبِ سپیدی، به روی راه زلال ...
سپیدبختم و از کشورم گریزانم!
و مانده است سیاهی به روی هرچه زغال ...
ولی سرودهٔ لورکا به گوشِ من خوش نیست!
کجاست حافظ شیراز تا بگیرد فال؟
قسم به دامنِ چیندارِ کولیانهٔ تو
نشد که سر بگذارم به روی شانه و شال ...
چه کار کرد قناری! چقدر چَهچَه زد!
اگرچه طرد شد از خانهاش! نشد بیحال ...
چقدر آه کشیدم برای حذفِ رقیب
و تیر غیبی من هم نخورده است به خال ...
La novia de Europa! yo no soyel yerno!
«لَا نُویا دِ اروپا یو نو سُیِل یِرنو»
برای جشن گرفتن نمانده است مجال ...
#حامد_فرد، ۱۴۰۳
محبوبم! دیدی علاقهٔ من به این کشور بیدلیل نبود؟ درود بر آزادگانِ این سرزمین 🇪🇸🇮🇷
🌅 ꕥ اشــعــار حــــامـــــد فــــــرد ꕥ ✍
بهار خونرنگ
فصل بهار ما سراسر گشته خونرنگ!
گردیده بر مام وطن تحمیل این جنگ.
باشد دفاع ما دفاع از دین و میهن.
از سوی دشمن سرزند صد گونه نیرنگ.
جای شهیدان وطن گردیده خالی.
هستیم از هجرانشان محزون و دلتنگ.
رفتند آنان تا که این کشور بماند.
پروا چو یکسر بودشان از عار و از ننگ.
رفتند تا ماند بهار و خرمی ها.
رفتند و پیوستند بر دریای بی رنگ.
رفتند تا پرچم نیفتد دست دشمن.
هر چند سرهامان شود بر دار آونگ!
سبز و سفیدش کی جدا گردد ز سرخی؟
بی جان فشانی کار میهن می شود لنگ.
گفتا نبی حب الوطن باشد ز ایمان.
گویا وطن باشد به کعبه عِدل و همسنگ.
یک عده فارغ از دفاع و از قیامند.
بیگانه با جنگند و از گردان و از هنگ.
باشد دفاع امری طبیعی و مقدس!
بی امر آن کی بند گردد سنگ بر سنگ؟
یک عده از جنگند، با دشمن، گریزان.
ای وای ما زین عده ء پفیوز و الدنگ!
آنان که باشد جایشان در کنج پستو!
اهل بساط و منقل و مشغول با بنگ!
بهر گل و بلبل چکامه می سرایند!
بهر مجاهد مردمان دارند صد انگ!
«صالح» بهار است و سراسر شور و غوغا.
هر سو شده از خون یاران سرخ و گلرنگ!
در آستانه ١٢ فروردین و تبریک روز ج. ا. ا.تقدیم به شهدای کشور: در همه عرصه ها و زمانها، علی صالح پور «صالح».