در بینهایت است که شاید به هم رسند
یک روز این دو خط موازی در امتداد
#حسین_منزوی
@sherohel
شاید در طول روز بتوانی
به بعضی چیزها بیاعتنایی کنی
اما شب
داستان فرق میکند.
@sherohel
بگذار گره را از کلامم بردارم
تمام کلمات ثقیل را دور بریزم
ساده و بی واسطه
و به لهجه شیرین انجیرکوهی برایت بگویم
به لهجه محلی باران های موسمی
بگذار یک عالمه ابری را که در گلویم چپاندهام
مثل کودکی دبستانی قورت دهم
و بعد صدایم را صاف کنم و با تمام توانم
"آن هجای خونین را تکرار کنم"
بگذار بیخیال گزاره های شرم باشم
بگذار دستم را دراز کنم و بگویم بیا
درست روی همین نقطهای که من ایستادهام
اینجا جای خوبیاست
برای شاعر بودن
برای رصد هر آنچه که در دایره المعارف نگاه من
تفسیر دیگری دارد
بیا خودمان باشیم
و هی نترسیم از پریدن
از فراموشی
از هذیان ممتد بی کسی در این شهر خالی از طلوع
من از ترسیدن بیزارم
و ترس
نه برادر مرگ
که خود مرگ است
راستی، آن هجای خونین را نگفتم برایت؟!
بگذار بیواسطه بگویم
و بیمقدمه
"دوستت دارم"
نه یک هجا بیشتر و نه یک هجا کمتر
#فاطمهعباسی
@sherohel
*این شانههای امن زنانه حریم توست
گاهی بیا و بر سر شهر خودت ببار*
🌧🌧🌧
#فاطمهعباسی
#مفردات
@sherohel
🌱
با مژه هر ثانیه جارو زدهام خانه را
تا سر و سامان دهم این کلبهی ویرانه را
دم نزدم، هیچ نگفتم که زمان بگذرد
بی دهنم، قفل زدم چانهی پر چانه را
دوست ندارم که دگر باره کسی بشنود
خاطرههای من و تو، آن همه افسانه را
جوشن اژدر به تنم کردم و غریدهام
تا نگشاید هوسی پیلهی پروانه را
موی کم و شانه خم و آینه و چشمهام
میشکنم در خودم و میشکنم شانه را
آخر این شعر دوباره منم و این سوال
جفت کنم یا نکنم چکمهی مردانه را؟
#فاطمهعباسی
@sherohel
14.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما ضربدر تمام جهان، در برابرش
صفریم اگر حساب کسی میشود سرش!
🎥 شعرخوانی مرحوم #غلامرضا_شکوهی
«انتشار به مناسبت نهمین سالروز
درگذشت استاد غلامرضا شکوهی»
#انجمن_ادبی_آغاز🎙
🆔 @anjoman_adabi_aghaz ♨️