در سال 1358 با غلامرضا دادبه آشنا میشود و سپس آلبومهای مختلفی را با گروه پایور و نیز آلبومهای دیگری را با گروه شیدا و عارف کار میکند.
در فاصله سالهای دهه شصت شجریان همکاری گستردهای را با پرویز مشکاتیان آغاز میکند که حاصل آن آلبومهای ماهور، بیداد، نوا، دستان و .. است. در همین سالها وی به اتفاق گروه عارف کنسرتهایی را در خارج از ایران اجرا میکند.
از سال 68 وی با گروه پیرنیاکان و عندلیبی به اجرا کنسرت در آمریکا و اروپا میپردازند. این گروه در سال بعد و به دلیل زلزله رودبار کنسرتهایی را در جمع آوری کمک مردم دنیا دراروپا و آمریکا اجرا میکنند.
در سال 71 پس از ازدواج با همسر دوم خانم کتایون خوانساری به اجرای کنسرتهای مرحله دوم در امریکا با داریوش پیر نیاکان، جمشید عندلیبی و همایون شجریان (اگوست تا نوامبر) می پردازد. انتشار آلبوم یاد ایام، آسمان عشق و نیز دلشدگان حاصل این سالها است.
در سال 1374 وی کنسرتهایی در شهرهای اصفهان، شیراز، ساری، کرمان و سنندج را برگزار میکند و در همین سال آلبوم چشمه نوش (با محمد رضا لطفی) گنبد مینا، جان عشاق، مدتی بعد در خیال را با همکاری مجید درخشانی منتشر میکند.
در سال 76 فرزند دیگر شجریان به نام رایان از همسر دوم متولد می شود و یک سال بعد وی آلبوم شب؛ سکوت، کویر را با آهنگسازی کیهان کلهر منتشر میکند.
شجریان در سال 78 جایزه افتخاری یونسکو را دریافت میکند (جایزه پیکاسو) و کتاب راز مانا نیز از وی درسال 79 منتشر میشود.
از یک دو سال بعد وی به اتقاق کیهان کلهر و حسین علیزاده و همایون شجریان کنسرتهایی را در اروپا و آمریکا اجرا میکنند که حاصل ان آلبومهای نوا، داد و بیداد، زمستان است.
شجریان به اتقاق علیزاده و کلهر و فرزندش در زمستان سال 1383 به مناسبت زلزله بم کنسرتی را درتهران برپا میکنند و همزمان اعلام میکنند که قصد دارند مجتمعی را به نام باغ هنر بم بسازند که دی وی دی همنوا بابم حاصل چنین اندیشهای است.
شجریان پس از آن در سال 84 نیز کنسرتی دیگر با علیزاده و کلهر و همایون درتالار کشور برگزار میکند.
وي آلبوم صوتی مرغ خوشخوان و دو آلبوم تصویری کنسرت محمدرضا شجریان و گروه شهناز در دبی و کنسرت محمدرضا شجریان و گروه شهناز در تهران که مربوط به همکاری او با گروه شهناز بود را در اوایل دههٔ ۱۳۹۰ منتشر کرد.
پس از آن، به صورت موقت با برادران پورناظری (تهمورس پورناظری و سهراب پورناظری) همکاری کرد که حاصل آن آلبوم رنگهای تعالی بود. البته این اثر به صورت رسمی منتشر نشده، بلکه بر روی اینترنت پخش شدهاست.
محمدرضا شجریان، بعد از آن، همکاری با برادران پورناظری را قطع کرد و در سال ۱۳۹۳ یک بار دیگر بههمراه گروه شهناز و با حضور سعید فرجپوری یک تور کنسرت جهانی با عنوان سرگشتگان عشق برگزار کرد.
شجریان در هفتم شهریور ۱۳۹۴ در بیمارستان کسری بستری شد.
محمدرضا شجریان در پیام ویدیویی برای تبریک نوروز ۱۳۹۵ با چهرهای دگرگونه و موهای بسیار کوتاه حاضر شد. برخی سایتها از ابتلای او به سرطان خبر دادند.
برای ایشان آرزوی بهبودی وتندرستی داریم.
🆔 @shervamusiqiirani
🎵ساز و آواز #خصوصی
1 مهر 1358
🎤 خواننده : استاد #محمدرضا_شجریان
🔹نی : استاد #حسن_کسایی
🎶دستگاه : #شور، #ابوعطا
📝اشعار : #حافظ
🍃🌹🍃🌾🌸🌾🍃🌹🍃
🆔 @shervamusiqiirani
✨🍃🍂🌺🍃🍂🌺🍃🍂🌺
🍃🍂🌺🍃🍂🌺
🍂🌺🍂
🌺
حالیا مصلحت وقت در آن میبینم
که کشم رخت به میخانه و خوش بنشینم
جام می گیرم و از اهل ریا دور شوم
یعنی از اهل جهان پاکدلی بگزینم
جز صراحی و کتابم نبود یار و ندیم
تا حریفان دغا را به جهان کم بینم
سر به آزادگی از خلق برآرم چون سرو
گر دهد دست که دامن ز جهان درچینم
بس که در خرقه آلوده زدم لاف صلاح
شرمسار از رخ ساقی و می رنگینم
سینه تنگ من و بار غم او هیهات
مرد این بار گران نیست دل مسکینم
من اگر رند خراباتم و گر زاهد شهر
این متاعم که همیبینی و کمتر زینم
بر دلم گرد ستمهاست خدایا مپسند
که مکدر شود آیینه مهرآیینم
🎶🎶🎶🎶🎶🎶
ما زیاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آن چه می پنداشتیم
تا درخت دوستی برگی دهد
حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم
گفتگو آیین درویشی نبود
ورنه با تو ماجراها داشتیم
شیوه ی چشمت فریب جنگ داشت
ما ندانستیم و صلح انگاشتیم
#حافظ
🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶
متن گفتگوی پایانی اجرای خصوصی 👆
– خیلی ممنون. خسته نباشید.
– پام درد گرفته. من دو تا پام خواب رفته. اصلن دیگه نمی تونم.. وای… بدجوری نشستم…
– آقای «شجریان»! دیگه ختمه آوازها! دیگه تموم…
– آقا کُپی یادت نره…
– خرج داره قربون!
– اینو یادگاری نیگه دارید.
– خرج داره…
-فعلن همین اصلشو بذاریم تا آقای «غیور» وَردارِد ببِرِد…
– تا حالا کپی شو از ایشون بگیرید
– اصلشو دارِد آقا! ضبط دارِد می کنِد. اصلش اینجاست. پیش خود غیور هست. هم عرض کنم که بنده ارادت دارم به ایشون. هم آقای «شجریان» می خواد که سر به تنش نباشد! بله… می گم هم من بهش ارادت دارم هم آقای «شجریان» می خواد سر به تنش نباشد!…(خنده)
– … چه می دونم! خلاص…
– امشب چون واقعن شب تولد آقای «شجر یان» هم هست . تبریک هم می گیم. واقعن جشن تولدی هم شد.
-اتفاقن تولد بنده هم در همین نیمه های مهر ماهه. بله. و حتی خانومم هم همین طور!
– تولد من هم آبان ماهه!
– نوابغ همین طورن آقا! همین دو ماهن!
– منِ بدبخت که در ماه اردیبهشتم. یعنی می رم بهشت آقا!
– بفرمائید آقای «شجریان»…
محمّدرضا شجریان: در خدمت استاد بی نظیر. استاد زمانه و نابغه ی موسیقی که بارها با دوستان صحبت شده به اعتقاد منه خب! که زیاد از موسیقی سرم در نمی آد ولی خب! سلیقه ی من اینه که تو این صدساله ما نظیر ایشون رو نداشتیم و بعد هم نخواهیم ام داشت. حمل بر این نشه که روبه روشون این صحبت رو می کنیم. من همیشه پشت سرشون هم گفتم. استاد… و خب! بلاخره شنوندگانی که اهل ذوق هستند و تا یه مقداری گوششون به موسیقی ایرانی آشنا هست حتمن تصدیق خواهند کرد که این عرض بنده رو.
در خدمتشون هستیم. در منزل آقای «محمّد موسوی». امروز استاد بیشتر از همیشه سرحال بودند. و چند تا برنامه های خیلی خوبی رو اجرا کردن. به شرطی که آقای «موسوی» این نوار رو ضبط کنن به ما هم بدن.
– کپی که می دیم…
محمّد رضا شجریان: آقای «غیور» تشریف دارن. آقای «رضوانیان» دوست بنده تشریف دارن. خانوم بنده هستن. خانوم استاد «کسایی» هستن. امروز هم… تولّد بنده است اما جشن نگرفتن این بی انصافا برای ما!
– تورو خدا! این خانومتو دوست داری؟ خانومتو دوست داری یا نه؟!
– حالا این صحبتشو تو دادگاهِ انقلاب می کنیم! (خنده جمع)
در اول مهرماه ۱۳۵۸ هست. و واقعن استفاده کردیم از ساز استاد. واقعن.
– و خدا کنه که همیشه حالشون همین جوری باشه.
حسن کسایی: عرض کنم که حمل بر حضوری تعریف کردن نباشه.. اصلن این آقای «شجریان» توی این مملکت یه آسی شده از نظر موسیقی که حتی زبون اونهایی که می خوان موسیقی را پس بزنن و کوچیکش بکنن زبون اونها رو هم خشک کرده است و به هر طریق هم که بخوان موسیقی رو بی حالت هم اجرا بشه دهن این مرد که باز می شه بهش رنگ و رونق می دِد. و خداوند بهش در درجه ی اول سلامتی بدهد و در درجه ی دوّم هم خداوند به این مردم بیشتر از اینها شعورِ موسیقی بدهد که این گنجینه ی گرانبها را که داریم- این آقای «شجریان» را- بشناسن و باعث دلسردی و پژمردگی ش نشن مثل ماها! برای این که ما در دوره ی طاغوت که کنار گذاشته بودیم و بایستی اون جنگولک بازی ها باشه. و حتی یک مرتبه تصویر نازیبای من در تلویزیون دیده نشد. حالا هم که حتمن به فراموشی سپرده شده ایم و .. تا کی باید در فراموشی باشیم… ولی خب! برای خودمون که هستیم آقا! عرض می کنم که اگر نمی توانیم استفاده ای به دیگران بدهیم اما برای خودمان که می توانیم شمع بزم خودمون باشیم و بسوزیم و بسازیم.
عجالتا من دو سه تا افتخار بزرگ در زندگیم داشته ام. یکی ش من در زمانی زیسته ام که استاد «ابوالحسن صبا» زنده بوده است و نهایت محبّت رو به من داشتن و برای من که یک کمی ادّعای شناخت «ابوالحسن خان صبا» را داشتن کافی ست. البته دیگران هم هستند که در کمال بی انصافی «صبا» را با یکی از سازهای معمولی معرفی می کنند…
🌺
🍂🌺🍂
🍃🍂🌺🍃🍂🌺
✨🍃🍂🌺🍃🍂🌺🍃🍂🌺
🆔 @shervamusiqiirani
763.mp3
3.78M
🎵 #تکنوازان_برنامه : 763
💠اساتید :
🎻ویلن : #همایون_خرم
🔸سنتور : #رضا_ورزنده
🔹تمبک : #جهانگیر_ملک
🎶مایه : #شوشتری
🍃🌹🍃🌾🌸🌾🍃🌹🍃
🆔 @shervamusiqiirani