امام خمینی را در خواب دیدم که دوبار به من گفت: تو یوسف میشوی!
سال ۱۳۴۶ یا ۱۳۴۷؛ خواب دیدم که حضرت امام خمینی وفات یافته و جنازهی ایشان در یکی از خانههای مشهد واقع در نزدیکی خانهی پدر من روی زمین است. مردم بسیاری برای تشییع جنازه جمع شدند، که من هم در میان آنها بودم. دردی جانکاه قلبم را میفشرد و غم و اندوه وجودم را گرفته بود. تابوت را از آن خانه بیرون آوردیم و روی دوشها گرفتیم. بعد تشییعکنندگان که جمعیّت انبوهی بودند، در پی جنازه به حرکت درآمدند، که در میان آنها شمار بسیاری از علما بودند و من هم با آنها حرکت میکردم. طبق معمول، جنازه در برابر ما میرفت و تشییعکنندگان که بیشترشان علما بودند نیز به دنبال آن میرفتند. من با آنها میرفتم، با صدای بلند میگریستم و از شدّت تألّم و تأثّر، با دست روی زانوی خود میزدم. چیزی که بر غم و درد من میافزود، این بود که میدیدم برخی از علما ـ که هنوز چهرههایشان را در خاطر دارم ـ بدون آنکه توجّهی بکنند و عبرتی بگیرند، و بیآنکه احساس اندوهی در آنها مشاهده شود، با هم صحبت میکنند و میخندند! و من کاری از دستم برنمیآمد جز این که این درد و اندوه جانکاه را تحمّل کنم.
جنازه به آخر شهر رسید، بیشتر تشییعکنندگان بازگشتند، امّا جنازه راه خود را در بیرون شهر ادامه داد و تعداد بیست سی تشییعکننده ـ که من هم جزء آنها بودم ـ همچنان در پی جنازه حرکت میکردند. سپس جنازه به تپّهای رسید. بیشتر تشییعکنندگان در پائین تپّه ماندند. جنازه به همراه چهار پنج تشییعکننده به سمت بالای تپّه رفت، که من هم با آنها به دنبال جنازه بودم.
بالای تپّهها معمولاً از پائین کوچک به نظر میآید؛ امّا وقتی انسان بر بالای تپه قرار میگیرد، میبیند بزرگ و گسترده است. تپّهای که ما بر بالای آن رفتیم، همچنان که از پائین دیده میشد، قسمت بالای آن کوچک و شبیه یک تختخواب بود. و ما تابوت را آنجا قرار دادیم.
من به پائین پا نزدیک شدم تا در حالی که چهرهی امام خمینی را میبینم، با او وداع کنم. وقتی کنار پا ایستادم، به چهرهی امام که در تابوت آرمیده بود، مینگریستم. ناگهان دیدم دست راست امام که انگشت سبّابهی آن به حالت اشاره بود، به سمت بالا حرکت میکند. حیرت شدیدی سراپایم را گرفت. سپس دیدم امام با چشمان بسته شروع کرد به حرکت برای نشستن، تا اینکه انگشت اشارهاش به پیشانی من رسید و آن را لمس کرد یا نزدیک بود لمس کند. من در این حال با شگفتی و حیرت نگاه میکردم. بعد لبهایش را گشود و دو بار به زبان فارسی گفت: تو یوسف میشوی ... تو یوسف میشوی!
از خواب بیدار شدم، در حالی که تمام جزئیّات این خواب در ذهن من بود؛ همچنان که تا به اکنون نیز در ذهنم باقی مانده است. خوابم را برای خیلی از بستگان و دوستان نقل کردم؛ از جمله برای مادرم (رحمة الله علیها)، که فوراً این خواب را چنین تعبیر کرد:
ـ بله، یوسف خواهی شد، به این معنی که همواره در زندان خواهی بود!
یکی دیگر از کسانی که این خواب را با تفسیر مادر برایش نقل کردم، شیخ جواد حافظیان بود، که سال ۱۳۴۹ در زندان مشهد با هم در یک سلّول بودیم.
پس از آنکه من به ریاست جمهوری انتخاب شدم، او نزد من آمد و گفت: روز انتخابات ریاست جمهوری در مکّه بودم ـ چون انتخابات با موسم حج تقارن یافته بود ـ وقتی به سوی صندوق رأیگیری بعثهی حج ایران رفتم، به یاد آن خواب و تفسیر مادر شما از آن افتادم و زدم زیر گریه؛ زیرا فهمیدم مسئله فقط در زندان خلاصه نمیشده است.
#ماجرای_روز ؛ ۱۷ مهر تنفیذ حکم دوره اول ریاست جمهوری شهید خامنهای
شهید خامنهای به روایت خودش
منبع : کتاب خون دلی که لعل شد
#امام_شهید
#حاج_وحید
_______________________________
🔹 کانال رسمی شهید وحید هاشمی
@shhashemy
امشب به نیابت از #شهید_حاجوحیدهاشمی در میدان حضور داشتیم
#حاج_وحید
#ارسالی_مخاطبین
_____________________________
🔹 کانال رسمی شهید وحید هاشمی
@shhashemy
هدایت شده از حاج مسعود پیرایش
17.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎦 حیرت و شگفتی در #اراک
🚩مردم #مبعوث بعد از شنیدن دستور #امام_خامنهای برای حضور در #خیابان مشتاقانه #لبیک گفتند؛
این همه لشگر آمده
به عشق #رهبر آمده
🔹تصاویر هوایی و زمینی از تجمعات این شهر حکایت جمعیت فوق تصور را دارد.
🚩لا حول و لا قوه الا بالله
🔹حسینی بای به اراک رفته و از شکوه و عظمت این حضور مردم گزارش میدهد.
#ایران
#لبیک_سید_مجتبی
@hajmasoudpirayesh
613.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸حاجت نگرفتن ز خداوند محال است، روزی که علی (ع) صاحب دختر شده باشد🌸
#یا_زینب
#حاج_وحید
______________________________
🔹 کانال رسمی شهید وحید هاشمی
@shhashemy
مادر من یک هفته است بیمارستانه.و برای تشخیص بیماری نیاز به آزمایشی داشت که فقط یه نفر تو استان مرکزی انجام میداد اما سرش خیلی شلوغ بود و بیمارستان مدم امروز و فردا میکرد.مادرم تا غروب ناشتا میموند، غروب میگفتن انجام نمیشه.دیروز موقع برگشت ا ز بیمارستان با پرستار بخش صحبت کردم، و پرسیدم آزمایش انجام میشه؟ گفت امروز و فردا هم قطعا انجام نمیشه.من خیلی ناراحت شدم.با ماشین بودم از جلوی گلزارشهدا داشتیم رد میشدیم،با بغض متوسل به شهید عزیز شدم و در عین ناباوری با عنایت شهید هاشمی عزیز وسیله ها جور شد و آزمایش همون روز انجام شد و تشخیص نهایی داده شد.حالا ان شاءالله یکشنبه مادرم عمل میشه.
اون بلاتکلیفیه و استرس قبل آزمایش خیلی بد بود....
ان شاءالله با نگاه آقا امام زمان و دعای شهید هاشمی عزیز عملش هم به خوبی پیش بره🤲
#حاج_وحید
#ارسالی_مخاطبین
_______________________________
🔹 کانال رسمی شهید وحید هاشمی
@shhashemy
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به نیات از حاج وحيد عزیزم در جواراقا علی ابن موسی الرضادعا گوی شما خوبان هستم
#حاج_وحید
#ارسالی_مخاطبین
_____________________________
🔹 کانال رسمی شهید وحید هاشمی
@shhashemy
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹همیشه اولین ها جور دیگری به دل مینشینند
اولین کلمه ای که بر زبان می آید یا اولین کلمه ای که روی کاغذ نوشته میشود ...
همیشه تو برای دخترانت نفر اول صف بودی و من عاشق این رابطه بین شما بودم
اولین کلامی که آنها به زبان آوردند نام زیبای بابا بود و حالا پریماه، ته تغاری تو اولین کلمه ای که یاد گرفته را روی کاغذ مینویسد و موقع نوشتن با صدای بلند میخواند بااااابااااا🥺
بعد از نوشتن رو به تو میکند و میگوید بابایی ببین با سواد شدم دارم اسمت رو مینویسم😭
و کاش تو اینجا بودی و مثل روزی که زبان باز کرد و گفت بابا ،ذوقش را میکردی و در آغوش پر مهرت او را غرق بوسه میکردی،
بابای قهرمان 😭
به پرچمی که گوشه تصویر کشیده نگاه کن این یعنی تو عشقت به ایران و انقلاب اسلامی را به عنوان میراثی گرانبها در قلب دخترکت به یادگار گذاشتی ...🇮🇷
#حاج_وحید
#بابای_قهرمان
_______________________________
🔹 کانال رسمی شهید وحید هاشمی
@shhashemy
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رسیدیم به اولین فاطمیه بدون شما آقاجان...😭
#امام_شهید
#حاج_وحید
_______________________________
🔹 کانال رسمی شهید وحید هاشمی
@shhashemy