717.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این شما و این شیفته ای که دوباره دست به قلم شد...
نوشتههایم خودآگاه نیستند؛ هر کجای روحم که درد بگیرد، همانجا گریه میکند و من هم فقط گریههایم را درون شیشههای مربا جمع میکنم. بعد میگذارمشان همینجا، توی حیاطِ خلوتِ شیفته، تا کپک نزنند. همین.
حالا شما هم قاشقی به مربایم بزنید؛ یا خوشایندتان است و مشتری میشوید، یا میروید و مربای گریههایِ دیگری را مزهمزه میکنید.
๛شیفتهــ
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_vccktwk&btn=شیفته
ناشناس جدید « اون یکی خراب شده ..»
#ح_س_ی_ن
#قسمت_اول
راستش را بگویم، من به نسب خود افتخار نمیکنم، اما در عزای پدر کمی خود را محقتر میبینم. تن و بدنم قبل از شروع محرم میلرزد که چگونه به مسجد بروم؟ قبل از محرم تمام فکر و ذکرم این است که چرا به سر و سینه میزنیم. شرمنده میشوم، از اشکهایم خجالت میکشم. محرم میرسد، صدای دیسکوهای مذهبی بلند میشود. هدف مولای ما چه بود؟ تخلیه هیجانات؟ جذب قشر جوان به مسجد با شور جوانی و جوگیری؟ مگر نه اینکه حسین خون خودش و اطفالش را داد تا تفکر کنیم و حیاتمان را در معبر دنیا به سمت تجلی عقبی پیش ببریم؟ این چگونه عزایی است که باعث هیجان میشود؟ بیایید محرممان را جور دیگری پیش ببریم. اشک بریزیم و به سینه بزنیم، اما نه به سبک گذشته. کمی بیشتر در حزن فرو برویم، کمی بیشتر حقیقت حسین را، عقل حسینی را، وجدان حسینی را بیدار کنیم. ما مذهبیها، ما مذهبیها چنین کنیم.
شعور حسینی اگر داشتیم، اصلاً نیاز بود حسینمان بشورد بر یزیدیان، ح،س،ی،ن شود؟
๛شیفتهــ