eitaa logo
شیفتگان تربیت
12.2هزار دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
19.7هزار ویدیو
1.4هزار فایل
﷽ « تربیت : یعنی که #خـــــــــود را ساختن بعد از آن بر دیگـــــــــران پرداختنـ ...💡» • مباحث تربیتی - معرفتی و بصیرتی 🪔 • راه ارتباطی در صورت کاملا خیلی ضروری : ⊹ @Gamedooiran 🕊༉ - کانال را به دیگران هم معرفی فرمائید🌱؛ #تبلیغات نداریم!
مشاهده در ایتا
دانلود
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کمی تفسیر قرآن از زبان رهبر انصارالله یمن گوش کنید خیلی عالی 👌 •┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈┈• 🍃@ShifteganeTarbiat
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎬 کلیپ : دستی که به سوی آسمان بلند شود، خالی برنمی‌گردد •┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈┈• 🍃@ShifteganeTarbiat
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔰 اسرائیل به کدوم یک از اهدافش رسید؟ •┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈┈• 🍃@ShifteganeTarbiat
وقتی گلی شکوفه نمی دهد، گل را عوض نمی کنند، بلکه شرایط رشدش را فراهم می سازند. اگر موفق نشدی هدفت را تغییر نده مسیر حرکتت راعوض کن و تلاشت را بیشتر کن👌🌱 ‌•┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈┈• 🍃@ShifteganeTarbiat
هدایت شده از شیفتگان تربیت
چی بگم آخه؟.pdf
2.33M
📗دریافت PDF کتاب چــــی بگم آخــــــه⁉️ ✨بهترین و کامل‌ترین کتاب کار با موضوع گفتگوهای کوتاه، مرتبط با امــر به معــروف و نهی از منڪـر •┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈┈• 🍃@ShifteganeTarbiat
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔴 یک حاجت مستجاب از امام زمان عجل الله •┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈┈• 🍃@ShifteganeTarbiat
هر روز یک آیه: 🌺اَعوذُ باللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم🌺 🌹بسم الله الرحمن الرحیم🌹 « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ وَمَن يَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَىَ مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَن يَشَاءُ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ» ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از گام‌های شیطان پیروی نکنید! هر کس پیرو شیطان شود (گمراهش می‌سازد، زیرا) او به فحشا و منکر فرمان می‌دهد! و اگر فضل و رحمت الهی بر شما نبود، هرگز احدی از شما پاک نمی‌شد؛ ولی خداوند هر که را بخواهد تزکیه می‌کند، و خدا شنوا و داناست! تفسیر: در این آیه، روى سخن را به مؤمنان کرده، مى گوید: اى کسانى که ایمان آورده اید از گامهاى شیطان پیروى نکنید، و هر کس از گامهاى شیطان پیروى کند، به انحراف، گمراهى، فحشاء و منکر کشیده مى شود; چرا که شیطان دعوت به فحشاء و منکر مى کند (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ وَ مَنْ یَتَّبِعْ خُطُواتِ الشَّیْطانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ). اگر شیطان را به معنى وسیع کلمه، یعنى هر موجود موذى و تبهکار و ویرانگر تفسیر کنیم، گستردگى این هشدار، در تمام ابعاد زندگى روشن مى شود. هرگز یک انسان پاکدامن و با ایمان، یک‌مرتبه در آغوش فساد قرار نمى گیرد، بلکه گام به گام این راه را مى سپرد: گام اول، معاشرت و دوستى با آلودگان است. گام دوم، شرکت در مجلس آنها. گام سوم، فکر گناه. گام چهارم، ارتکاب مصادیق مشکوک و شبهات. گام پنجم، انجام گناهان صغیره. و بالاخره در گامهاى بعد گرفتار بدترین کبائر مى شود، درست به کسى مى ماند که زمام خویش به دست جنایتکارى سپرده، او را گام به گام به سوى پرتگاه مى برد، تا سقوط کند و نابود گردد. آرى، این است خطوات شیطان. 🌺🌺 پس از آن، به یکى از مهمترین نعمتهاى بزرگش بر انسانها در طریق هدایت اشاره کرده، چنین مى گوید: اگر فضل و رحمت الهى بر شما نبود، احدى از شما هرگز پاک نمى شد، ولى خداوند هر که را بخواهد تزکیه مى کند، و خدا شنوا و دانا است (وَ لَوْ لا فَضْلُ اللّهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَکى مِنْکُمْ مِنْ أَحَد أَبَداً وَ لکِنَّ اللّهَ یُزَکِّی مَنْ یَشاءُ وَ اللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ). بدون شک، فضل و رحمت الهى است که موجب نجات انسان از آلودگى ها، انحرافات و گناهان مى شود; چرا که از یک سو، موهبت عقل را داده و از سوى دیگر، موهبت وجود پیامبر و احکامى که از طریق وحى نازل مى گردد، ولى از میان این مواهب، توفیقات خاص او و امدادهاى غیبیش که شامل حال انسانهاى آماده، مستعد و مستحق میگردد، مهمترین عامل پاکى و تزکیه است. جمله مَنْ یَشاء به معنى اراده و مشیت بى دلیل نیست، بلکه تا مجاهده و تلاشى از ناحیه بندگان نباشد، هدایت و موهبتى از ناحیه خدا صورت نمى گیرد. آن کس که طالب این راه است، در آن گام مى نهد و جهاد مى کند، دستش را مى گیرد و به سر منزل مقصود مى رساند. (تفسیر نمونه/ ذیل آیه ۲۱ سوره‌ مبارکه نور) •┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈┈• 🍃@ShifteganeTarbiat
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎬 کلیپ : جامعیت عبادات سه ماه رجب، شعبان و رمضان •┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈┈• 🍃@ShifteganeTarbiat
10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 والدین مراقب عاق فرزندان باشند! •┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈┈• 🍃@ShifteganeTarbiat
شیفتگان تربیت
* 💞﷽💞 ‍ ‍ ‍ ‍ #رمان_بانوی_پاک_من🥀 #قسمت_پنجاه_و_هشت روز ها به تندی میگذشت و من روز به روز بیشتر د
* 💞﷽💞 ‍ ‍ ‍ ‍ 🥀 با دایی یکم از این در و اون در حرف زدیم تا لیدا رفت حاضر شد و اومد. نگاهم به دایی بود اما حواسم به لیدا که به مامانش گفت:مامان،زهرا کارتون داره. زن دایی ازم خداحافظی کرد و رفت تو خونه. وای زهرا توروخدا بیا فقط ببینمت لعنتی. این دل تنگم داره نصفه میشه از نبودنت. انقدر خودتو ازم مخفی نکن من به دیدنتم راضیم. اه کارن خجالت بکش اون خواهر زنته نه عشقت که اینطوری دربارش فکر می‌کنی. خیلی زود دست لیدا رو گرفتم و رفتیم. تو راه خیلی ساکت بود. پرسیدم:خانممون چرا ساکته؟ _از دست زهرا ناراحتم. آره همینه موضوعی که میخواستم بحث رو بکشونم بهش. _چرا؟چیشده؟ _نمیدونم چه مرگشه هرموقع تو میای می‌ره تو اتاقش مثل موش قایم میشه.هرچی بهش میگم زشته بیا بیرون میگه نه راحت ترم اینجوری حوصله چادر سر کردن ندارم. خب بگو دختر حسابی تو که تنبلیت میشه چادرسرت کنی پس چرا میندازی رو سرت؟ نفس عمیقی کشیدم و گفتم:حالا چرا ناراحتی؟ _عه آخه زشته عزیزمن.تو با خودت نمیگی این دختره چرا انقدر خودشو میگیره و نمیاد بیرون موقعی که من میام؟ راستش آره لیدا کنم محتاج یک بار نگاهشم بخدا اما نمیتونم حرفی بزنم. چون اولین کسی که متهم میشه خود منم. _بیخیال عزیزمن.فکرشو نکن. دیگه تا خونه حرفی نزدیم.شبم بدون شام خوابیدم.اینجوری راحت تر بودم. تقریبا دوماه گذشت و من برای دیدن زهرا هی باید میرفتم دم دانشگاهشون تا یک ثانیه نگاهش کنم.چند بار دیگه هم با همون پسره دیدمش که بدتر اعصابم خورد شد و سر لیدای بیچاره خالی کردم. یک بارم پسره با یک دختری دیگه اومد پیش زهرا و براش دسته گل آورد. کاش میدونستم اون دسته گلو تو سرش خراب کنم عوضی. هربار که عصبی میشدم از دست زهرا و پسره نکبت،سر لیدا یا کارمندای شرکت خالی میکردم اونام طفلیا صداشون درنمیومد مخصوصا لیدا. منو خیلی دوست داشت وصبوری میکرد. منم تاجایی که می‌تونستم بهش احترام میگذاشتم و خوب باهاش رفتار میکردم.یک روز که همه خونه مادرجون دعوت بودیم سر میز شام،لیدا یکهو حالش بدشد و دوید طرف دستشویی. اون شب بازم زهرا نبود و درس رو بهونه کرده بود. رفتم پیش لیدا،بقیه هم نگران شدن و اومدن. _چرا اومدین چیزی نشده که خوبم. مادرجون رفت جلو و آروم لپشو بوسید. _قربون نوم و بچه خوشگلش بشم؟