shity summer
لیوان ست مورد علاقه ی جهیزیه ی مامانم ترک خورد تو دستم🙂
هنوز نفمیده
و این یعنی میتونم بندازم گردن داداشم
*برطبلشادانهبکوببببببببب
مثلا ی بار بچگیام خونه بابابزرگم اومدم خیر سرم پیرهن اتو کنم (۴ ۵ سالگی) اتوی روشنو گذاشتم رو زمین و رفتم از تو اشپزخونه اب بیارم برا تو اتو =))))))))))))))))))
یا ی بار باز ۵ ۶ سالم بود رفتم با چرخ عمم مثلا چادرمو بدوزم
هیچی دیگه
دستم زیر چادر بود و معلوم نبود
سوزن چرخ از رو ناخون انگشت اشاره ام رف داخل از اون ور انگشتم در اومد =)))))))
shity summer
یا ی بار باز ۵ ۶ سالم بود رفتم با چرخ عمم مثلا چادرمو بدوزم هیچی دیگه دستم زیر چادر بود و معلوم نبود
هی داد میزدم و گریه میکردم میگفتم : من مردممممممم
من دیگه میمیرمممممممم
مامان من مردمممممممممم
و الان بعد از ده سال هنوز سوژه ام تو خونواده =))))))))
یا مثلا لوله جارو برقیو شکستم
یا توستر رو خراب کردم
یا طبقه بندی کمد رو خراب کردم( خودم درستش کردم)
ی بار هم زنداییم فلفل گذاشته بود خشک شه
منو دخترداییم رفتیم فلفلارو ک خشک شده بودن با دستتتتتت ریز ریز کردیم(چون خشک بودن خوشمون اومده بود ک راحت خورد میشن)
بعد همون دستایی ک ب گرد فلفل قرمز خشک شده آغشته بود ( یاد اموزش اشپزیا افتادم :/) صورت و چشامونو مالیدیم =)
و از ظهر تا عصر دهنمون ب معنی واقعی سرویس شد از بسسسسسسسسس صورت و چشامون سوختتتتتتتت