هدایت شده از قِید
میخاستن اسم مامان بزرگمو بزارن روم، لیلا
مامانم خواب دیده که یه دختر(با همین قیافه ای که الان دارم) رو صدا میزنه فاطمه
پسگذاشتن فاطمه
داستان اسم تو چیه؟
shity summer
میخاستن اسم مامان بزرگمو بزارن روم، لیلا مامانم خواب دیده که یه دختر(با همین قیافه ای که الان دارم)
مامانم میخاسته بزاره اسممو آنا
اما چون نوه اول بودم مامان بزرگم گفته فاطمه بزاریم
و گذاشتن فاطمه
نورچشمی مامان بزرگمم بودم
و همین دیگه.
هدایت شده از هیچی
اگه میخواستم دلیل خوشحالی امروزمو بنویسم تحلیل های همتا و فاطمه یکی از بزرگترینشون بود