eitaa logo
دانلود
۴ روز دیگه تولد کاناله کادوهاتون رو ادامه کنین😈
بچهه ا گربه نارنجیه بود فیلمشو میذاشتم
دوستش اومده بود خونمون داشت از زیر ماشین نگاهش می‌کرد
بعد که اومدم خونه دیدم دارن دعوا میکنن حالا چند ماه دیگه بچه هاشون زیر ماشینه
عکس نینیگیام و داشتم میدیدم یهو یاد تئاتری بود که بازی کردم
البته نمیشه گفت تئاتر مهد کودکی که بودم نقش خاله سوسکه بهم دادن بعد من از اون خال رو لپش بدم میومد بعد زنه بهم گفت نشستی جلو آینه برو خالتو پر رنگ کن 😭
بعد یه راوی داشت قصه یعنی من هیچی سرم نمیشد تا راویه یه چیزی میگفت من همون و انجام میدادم بعد یه پسره بود تو کلاسمون اسمش امیرحسین بود ازش متنفر بودم یعنی خیلی مسخرم می‌کرد ولی بعضی مواقع بهترین دوستا بودیم برای هم از شانس پیپی کرده ی من اون شد آقا موشه