#با_یاد_سردار_دلها_حاج_قاسم_سلیمانی
#جمهوری_اسلامی_ایران
#شهادت_حضرت_زهرا_س
تکبیر ما چیره به هر ناقوس خواهد شد
این قطره ها یک روز اقیانوس خواهد شد
امروز هر کس پیرو راه سلیمانی است
فردا برای دشمنان کابوس خواهد شد
نابودی ایران تلاش دشمن است اما
بار دگر از سعی خود مایوس خواهد شد
ضعفی که دشمن در گمانش هم نخواهد بود
چندی دگر در لشکرش ملموس خواهد شد
سردار ما پر زد ولی دشمن بداند که
خاکستر ققنوس هم ققنوس خواهد شد
روزی که گلبانگ اذان ها یاعلی گردد
آن روز سهم عده ای افسوس خواهد شد
ما زنده ی عشقیم ما از نسل اعجازیم
در سایه ی سربند یازهرا سرافرازیم
از شهر کرمان آمد و الگوی ایران شد
با نفس خود جنگید و آخر مرد میدان شد
از بار دنیا شانه خالی کرد و حق را یافت
در لابلای لاله زار عشق پنهان شد
اخلاص و صبر و عشق را در کوله بارش ریخت
تا در مسیری ناب همراه شهیدان شد
عمار شد پای ولایت ماند در سختی
در یاری اسلام سعی او دو چندان شد
وقتی به چادر خاکی مادر توسل کرد
منّا شد و در خانه ی تطهیر سلمان شد
میثم شد و در شام دم از شاه مردان زد
سنگ عقیقش زینت دست سليمان شد
بر سینه اش وقتی مدال ذوالفقار آمد
در قلب شیعه باز حس افتخار آمد
در ناامیدی ها نظر سوی خدا داریم
در شام غم، مهر علی مرتضی داریم
از سردمهری ها نمیترسیم و دلگرمیم
در سینه، نور حجت هشتم رضا داریم
ما داغدار مادری قامت کمان هستیم
ما شکوه از تاریخِ بعد از مصطفی داریم
بعد نبی تحریف شد رسم مسلمانی
ما خاطراتی تلخ از آن ماجرا داریم
بغداد و شام و کربلا درد و غم است اما
هر غصه ای داریم ما از کوچه ها داریم
محسن شهید غربتِ زهرای اطهر شد
در داغ آن ششماهه عمری ما عزاداریم
سوز دل آن قصه را دیوار می داند
عمق مصیبت را فقط مسمار می داند
#سیدروح_الله_موید
@Shoaraye_aeinimadhankermanshah
#دهه_فجر
#سالگرد_پیروزی_انقلاب_اسلامی
#انقلاب_اسلامی #بیداری_اسلامی
#اجتماعی_سیاسی #بصیرت
شب بود و تاریکی به سرعت پخش میشد
در کوچه ها ظلم و جنایت پخش میشد
حبس عدالت بود و ابراز جسارت
انگار رفته بود عقل و دین به غارت
یک عده سرگرم زر اندوزی و شهوت
یک عده مشغول هیاهوی سیاست
آشفتگی در قلب ایران بود آنروز
کاخ امید و عشق ویران بود آنروز
در خاک ایران در قضاوتگاه کشور
"ایرانی" از حیوان غربی بود کمتر
خاری و خفت بود سهم مردمانش
بودند همچون بردگان پیر و جوانش
تا آنکه نخل استقامت بارور شد
خورشید "آمنت بربّه" جلوه گر شد
تاریکی ظلم از سر این خاک کم شد
از میهن ما سلطه ی ناپاک کم شد
آن روزگار تلخ تر از زهر طی شد
عطر بهاران شهر پشت شهر طی شد
از سوی مغرب ای عجب خورشید آمد
از آسمان سیاره ی امید آمد
بهمن بهاری تازه شد با یک دم او
یاد شهیدان بود خیر مقدم او
اسلام در ایران هویدا شد در آنروز
ایران اسلامی شکوفا شد در آنروز
طاغوت در تاریخ زندانِ ابد شد
راه نفوذ خصم استکبار، سد شد
با همت والای یاران خمینی
آخر نتیجه داد غوغای حسینی
شور عزا پیروزی شیرین به ما داد
داغ محرم داشتن تسکین به ما داد
فقه امام صادق و شور حسینی
شد تکیه گاه حرکت پاک خمینی
لطف و رئوفی رضا شد شامل ما
با حضرت معصومه حل شد مشکل ما
این انقلاب این چشمه ی پر خیر و برکت
این نخله ی سرسبز آزادی و عزت
اکنون که دست غیرت نسل جوان است
شکر خدا در اوج عزت همچنان است
ایران همانا سرزمین ارغوان است
خون شهیدان در رگ نسل جوان است
من یک جوانم کشورم را دوست دارم
از عمق جانم رهبرم را دوست دارم
من یک جوانم ایده و اندیشه دارم
چون کاوه در تاریخ ایران ریشه دارم
من یک جوانم کوه استعداد هستم
مشکل اگر شد بیستون، فرهاد هستم
با همت و با استقامت پیش آیم
با سعی خود غالب به هر تشویش آیم
آید اگر دیوار سختی در مسیرم
در سازم از دیوار و راه خویش گیرم
شور جوانی را شعور انگیز سازم
روح بهار از خشکی پاییز سازم
آنان که از خیل جوانان ناامیدند
باید بگویم کور بودند و ندیدند
نسل جوان بازوی روح الله بودند
دروازه های فتح ملت را گشودند
آن قدر پا در چرخه ی تدبیر کردند
تا لانه ی جاسوس را تسخیر کردند
نسل جوان در جبهه ها غوغا نمودند
دنیای استکبار را رسوا نمودند
امروز هم نسل جوان آماده باشند
سرباز های رهبری آزاده باشند
نسل جوان با پشتکاری فوق العاده
پای تمام آرمان ها ایستاده
با فکر آبادی و اقدامی جهادی
بی وقفه تازد مثل ابراهیم هادی
این خوش دلان مانند همت کم نظیر اند
مانند کاوه گوش بر امر امیر اند
از آنچه می بینیم این باور عیان است
خون شهیدان در رگ نسل جوان است
آید اگر در صحنه نیروی جوانی
گر متحد باشند اردوی جوانی
ایران از این آشفتگی سامان بگیرد
این نیمه جان خاکِ گرامی، جان بگیرد
در عرصه ها خود را نشان دادند این نسل
در هر کجا خوب امتحان دادند این نسل
در هسته ای با نور عشق و نور ایمان
دنیا به حیرت آمد از کار جوانان
در صنعت و علم فضا ممتاز بودند
با لطف مولانا رضا ممتاز بودند
با ردّ خون راه هنر را باز کردند
در منطقه ممنوع هم پرواز کردند
باید ز جا برخواست تا فتح جهانی
یک یاعلی کم دارد این شور جوانی
آینده دست حکم فرمای جوان است
امید این کشور به زهرای جوان است
ای با شهیدان هم نوا! وقت جهاد است
رمز موفق بودن ما اتحاد است
باید که از جام عدالت خورد شهدی
آماده شد بهر طلوع نور مهدی
نسل جوان! در یاری مهدی بکوشید
بهر دفاع از نائبش از جان خروشید
او چشم بر راه است و ما در راه مانده
دردا که این یوسف اسیر چاه مانده
ای آخرین امّید دنیا کیْ می آیی
أین الحسن، أین الحسین، آخر کجایی
#سیدروح_الله_موید
@Shoaraye_aeinimadhankermanshah
#شعر_پایداری
#طوفان_الاقصی
#مرگ_بر_اسرائیل
دست کدامین «آسمانی» ربنا کرده است؟
که سنگهای غزّه را مشکل گشا کرده است!
شاید دلیل گردش اوضاع، این باشد
روزی پیمبر سمت این وادی، دعا کرده است
چندیست اخباری میآید از کنار قدس
که مثل موشک در همه دنیا صدا کرده است
سنگی که دست نوجوانان فلسطین بود
موشک شده امروز و طوفانی به پا کرده است
رمز سرود شیرمَردان فلسطینی
مرز زمینِ غاصبین را جابجا کرده است
هرکس حمایت کرد از افکار اسرائیل
قطعاً به زودی خوب میفهمد خطا کرده است
آخر چرا تاریخ با دنیا نمیگوید
عمریست صهیون با فلسطینی چه ها کرده است
ای وای بر آنکه حقیقت را نمیجوید
تنها به اخبار دروغین اکتفا کرده است
احسنت بر آنکس که با نطق بصیرتساز
اهداف شوم دشمنان را برملا کرده است
حجتالاسلام #سیدروح_الله_موید
┏━━ °•🖌•°━━┓
https://eitaa.com/Shoaraye_aeinimadhankermanshah
┗━━ °•🖌•°━━┛
┏━━ °•🖌•°━━┓
https://rubika.ir/Shoaraye_aeinimadhankermanshah
┗━━ °•🖌•°━━┛
#حضرت_معصومه_س_مدح_و_مناجات
چنان پوشیده در نور است آن تندیس زیبایی
که باشد یک به یک شایستهی القاب زهرایی
سِواد معجرش آموخت بر شب، پردهداری را
غبار مرکبش شد توتیای چشم بینایی
نخوانده نامه را، پاسخ بگوید دختر موسی
به حیرت مانده ابناء بشر از این توانایی
چو بیند حضرت کاظم جواب نامه را گوید:
پدر قربان او گردد از این اِشراف و دانایی
بپرس از حضرت موسی بن جعفر این کرامت را
مگر علم لدنّی گفته او را جای لالایی؟
شفاعت میکند از شیعیان در عرصهی محشر
تصوّر کن چقدر آن روز میگردد تماشایی
دمی که دید در غربت گرفتار است مولایش
عَلَم بر دوش شد در یاری مولا به تنهایی
کنیزِ شوکتِ شاهانهی او مادرِ گیتی
غلامِ همتِ مردانهی او بود آقایی
* *
مسیر راه از فیض شما شد جادهی رحمت
به هر جایی که رفتی سبز شد باغ شکیبایی
حضور با شکوهت آبروی اهل ایران شد
حیا و غیرت ما ثبت شد در چرخ مینایی
قسم بر زینب کبری که در این کشور مولا
ز فرزندان زهرا میشود با گل پذیرایی
تویی آن زن که بعد از حضرت صدیقه و زینب
خدا شایستهاش دیده برای حکمفرمایی
غبار قبرت از علم لَدُن پُر بوده تا رفته
فقاهت از سر کویت به سر حدِّ شکوفایی
به دریای علومت دیدهام جمع فقیهان را
چنان غواصها در حال اقیانوسپیمایی
بزرگانی چنان بهجت اگر صاحب نفس بودند
ز انفاس شما آموختند اعجاز عیسایی
به پیشت مجتهد با علم و عارف با عمل آید
حساب عاشقان پاک است از این وسواس مبنایی
دلم با آرزوی "اشفعی لی" میشود آرام
که من را جز تولا و تبری نیست دارایی
گنهکارم من و ای عصمت حق! پردهپوشی کن
پناه آوردهام در سایهات از بیم رسوایی...
حجتالاسلام #سیدروح_الله_موید
┏━━ °•🖌•°━━┓
https://eitaa.com/Shoaraye_aeinimadhankermanshah
┗━━ °•🖌•°━━┛
┏━━ °•🖌•°━━┓
https://rubika.ir/Shoaraye_aeinimadhankermanshah
┗━━ °•🖌•°━━┛
بند اول: #امام_زمان_عج_مناجات
#حضرت_زینب_س_مدح_و_ولادت
ای آرزوی عشق، تمنا کنم تو را
در شاه بیت عاطفه انشا کنم تورا
پرسند اگر تجلی حُسن تو را ز من
با آفتاب و آینه معنا کنم تورا
تو راز سر به مُهری و در سجده از خدا
خواهم به آه و ندبه که افشا کنم تو را
وقتی اسیر غربت دنیایی خودم
در کنج دل بگردم و پیدا کنم تو را
شرمندهام که در اثر روسیاهیام
خیمهنشین خلوت صحرا کنم تورا
(این دیده نیست قابل دیدار روی تو
چشمی دگر بده که تماشا کنم تورا)
تا مست فیضتان شوم و مستفیض لطف
دعوت به جشن (بزم) زینب کبری کنم تو را
روشن ز نور عصمت او عالمین شد
تفسیر شادی و غم زینب حسین شد
حیدر که بوده زینت هستی عبادتش
زینب ز عرش آمده گردیده زینتش
زینب، چه زینبی؟ که شده در طفولیت
آغوش پنج حجت حق مهد عصمتش
زینب، چه زینبی؟ ز همان خردسالگی
خواندند صابرین، جبل استقامتش
جبریل خاکبوس اتاق جلالتش
روح القدس ملازم روح قداستش
جایی برای عالم دیگر نمانده است
آنجا که هست زینب و علم و فقاهتش
هرجا سخن به یاد حسین است لاجرم
آید کلام زینب و عشق و محبتش
چشمی به سمت سایهی او هم نرفته است
سوگند میخورم به حیا و نجابتش
زیبا سروده شاعر دلدادهای که گفت:
(زینب عفیفهای است که در راه عفتش)
(عباس می دهد نخ معجر نمیدهد)
یک لحظه چادر شرف از سر نمیدهد
جز مصطفی که نام علی بی وضو نگفت
تفسیر نام او احدی مو به مو نگفت
تفصیل شأن زینب کبری نگفتنیست
چون عارفی که قِصهی رازِ مگو نگفت
از چهار سالگی غم زینب شروع شد
دنیا به جز حدیث جدایی به او نگفت
میخواست از حکایت محسن کند سؤال
آمد میان حنجره بغض گلو نگفت
مادر دلش گرفت و زبان باز کرد و گفت:
(میزد مرا مغیره و یک تن به او نگفت)
(زن را کسی مقابل شوهر نمیزند)
(مادر کسی مقابل دختر نمیزند)
وقتی سخن ز گرمی فردای محشر است
زینب به فرق فاطمیون سایهگستر است
او ابر رحمت است به دریای کربلا
ماییم قطرهای که به دریا شناور است
در ماجرای زندگی زینب و حسین
یک روح عاشقانه ولی در دو پیکر است
رحمت به روح شاعر دلخستهای که گفت:
ابیات ناب را که چنان درّ و گوهر است
(احکام ارث در همه جا چون بیان شود
سهمی ز خواهر است و دو سهم از برادر است
این امتیاز در خور زینب بُوَد که او
میراث عشق را به برادر برابر است)
جانها فدای زینب و قلب صبور او
از صبر و از غریبی او دیدهها تر است
زینب چه دید روز دهم بین قتلگاه؟!
کز گفتن و شنیدن آن، قلب مضطر است
آن حنجری که بوسه بر آن داد مصطفی
حالا نشان بوسهی شمشیر و خنجر است
آن سینهای که مخزن اسرار عشق بود
دردا که زیر چکمهی شمر ستمگر است
( "والشمرُ جالسُُ" نفس مادرش گرفت)
(سر را برید و روبروی خواهرش گرفت)
حجتالاسلام #سیدروح_الله_موید
┏━━ °•🖌•°━━┓
https://eitaa.com/Shoaraye_aeinimadhankermanshah
┗━━ °•🖌•°━━┛
┏━━ °•🖌•°━━┓
https://rubika.ir/Shoaraye_aeinimadhankermanshah
┗━━ °•🖌•°━━┛