eitaa logo
شعرای آئینی سازمان‌ بسیج مداحان کرمانشاه
206 دنبال‌کننده
52 عکس
19 ویدیو
25 فایل
بسمه تعالی ♦️فعال ترین وپربارترین کانال شعرائی آئینی سازمان بسیج مداحان استان کرمانشاه درایتا👌 #شور#سرود #مدح باز نشر اشعاروسرودهای جدیدکلی ایام سال به تاریخ قمری و کلیه اشعار مهم مذهبی کشوربرا ،مجالس مذهبی با تنوع بالا و سبک های مختلف @delsokhteh313
مشاهده در ایتا
دانلود
در عرش خدا آنچه به پیغمبر گفت تا ختم کلام گفت و باز از سر گفت در یکصد و بیست بار , معراج رسول بیش از همه از ولایت حیدر گفت تنها نه علی مدد پیمبر می گفت جبریل علی علی مکرر می گفت فرمود پیمبر شب معراج , خدا با من سخن از زبان حیدر می گفت مولاست علی کمال مطلق با اوست آرامش این چرخ معلق با اوست بشناس حقیقت خدا را با او زیرا که علی است با حق و حق با اوست بر صفحه ی دل مهر ولايت داریم سینه سپر تیغ ملامت داریم هر روز برای ما غدیری دگر است سرمست خمیم و جوش بیعت داریم دریاست دلش ، آب حیات است علی بر خلق ، سفينة النجات است علی وقتی که نبی " لحمک من لحمی" گفت شایسته ی ذکر صلوات است علی مرحب شکنی که فتح خیبر با اوست آرامش خاطر پیمبر با اوست در فضل و کرامتش همین بس باشد گویم اگر اختیار محشر با اوست روزی که به پا شود فغان از آتش بیرون نبرد خصم تو جان از آتش دلبسته ی عشق تو علی می ماند در سایه ی عرش در امان از آتش آنان که علی مرتضی را دیدند آئینه در آئینه خدا را دیدند آغوش گشود کعبه مانند صدف تا گوهر ناب لافتی را دیدند قران که به سینه ی پیمبر آمد در مدح کمال و جود حیدر آمد " قد افلح مومنون " به لب داشت علی از کعبه چو روی دست مادر آمد با نور خدا ز یک سرشت است علی عنوان کتیبه ی بهشت است علی فرمود نبی : در آسمان ها دیدم بر صورت هر چیز نوشته است علی ﺁﺩﻡ ﺑﻪ ﻧﻮﺍﯼ ﺍﻟﺘﺠﺎ ﮔﻔﺖ ﻋﻠﯽ ﻋﯿﺴﯽ ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﯼ ﺷﻔﺎ ﮔﻔﺖ ﻋﻠﯽ ﺁﺗﺶ ﺑﻪ ﺧﻠﯿﻞ ﺑﺖ ﺷﮑﻦ ﮔﻠﺸﻦ ﺷﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺎﻥ ﺷﻌﻠﻪ ﻫﺎ ﮔﻔﺖ ﻋﻠﯽ با نور خدا ز یک سرشت است علی عنوان کتیبه ی بهشت است علی فرمود نبی : در آسمان ها دیدم بر صورت هر چیز نوشته است علی بر عدل و كرم مرز تلاقى است على در جام خدا جرعه باقى است على لب تشنه كسى نمى رود از لب حوض بر كوثر ناب عشق ساقى است على تن‏پوش عدالت و صفا در بر داشت باغ دل او ز عشق و ايمان بر داشت آفاق شد آكنده ز عطر صلوات وقتى كه درِ قلعه ى خيبر بر داشت آن مظهر مهر ازلی را بردند در نیمه ی شب نور جلی را بردند تشییع جنازه اش تماشایی بود بر دوش فرشتگان علی را بردند
علیه السلام دل ما وقف سراي نجف است هست وبودما فدای نجف است رونق سفره اگرگشت زیاد همه از لطف و عطای نجف است چقدر دور علی(ع)زواراست چونکه مرهون دعای نجف است عاشق ونوکره کوی علی ام ایل واجدادم گدای نجف است هرکه بیمارست.گوییدش بیا دارویش دارالشفای نجف است قد کشیدم با دعای حضرتش این دلم تحت لوای نجف است گنج علمت یاعلی درسینه است چشم ما خاک سرای نجف است مرتضی برعاشقش دارد نظر سینه ام غار حرای نجف است یاعلی گویم به هرصبح ومسا راز هستی درسرای نجف است پای میزان عمل ,میزان علیست هرگنهکاری گدای نجف است می شود شبهاسحردراین سرا درسرعاشق هوای نجف است ذکره حیدر مرده را احیاکند مردن عاشق برای نجف است کاش عمرم صرف مولایم شود درسرمن ماجرای نجف است گردتاگرده علی خیل ملک جبرییل عبده سرایِ نجف است تاابدسلطان (مجنون)حیدر است عرش اعلاخودگدای نجف است
در عرش خدا آنچه به پیغمبر گفت تا ختم کلام گفت و باز از سر گفت در یکصد و بیست بار , معراج رسول بیش از همه از ولایت حیدر گفت تنها نه علی مدد پیمبر می گفت جبریل علی علی مکرر می گفت فرمود پیمبر شب معراج , خدا با من سخن از زبان حیدر می گفت مولاست علی کمال مطلق با اوست آرامش این چرخ معلق با اوست بشناس حقیقت خدا را با او زیرا که علی است با حق و حق با اوست بر صفحه ی دل مهر ولايت داریم سینه سپر تیغ ملامت داریم هر روز برای ما غدیری دگر است سرمست خمیم و جوش بیعت داریم دریاست دلش ، آب حیات است علی بر خلق ، سفينة النجات است علی وقتی که نبی " لحمک من لحمی" گفت شایسته ی ذکر صلوات است علی مرحب شکنی که فتح خیبر با اوست آرامش خاطر پیمبر با اوست در فضل و کرامتش همین بس باشد گویم اگر اختیار محشر با اوست روزی که به پا شود فغان از آتش بیرون نبرد خصم تو جان از آتش دلبسته ی عشق تو علی می ماند در سایه ی عرش در امان از آتش آنان که علی مرتضی را دیدند آئینه در آئینه خدا را دیدند آغوش گشود کعبه مانند صدف تا گوهر ناب لافتی را دیدند قران که به سینه ی پیمبر آمد در مدح کمال و جود حیدر آمد " قد افلح مومنون " به لب داشت علی از کعبه چو روی دست مادر آمد با نور خدا ز یک سرشت است علی عنوان کتیبه ی بهشت است علی فرمود نبی : در آسمان ها دیدم بر صورت هر چیز نوشته است علی ﺁﺩﻡ ﺑﻪ ﻧﻮﺍﯼ ﺍﻟﺘﺠﺎ ﮔﻔﺖ ﻋﻠﯽ ﻋﯿﺴﯽ ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﯼ ﺷﻔﺎ ﮔﻔﺖ ﻋﻠﯽ ﺁﺗﺶ ﺑﻪ ﺧﻠﯿﻞ ﺑﺖ ﺷﮑﻦ ﮔﻠﺸﻦ ﺷﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺎﻥ ﺷﻌﻠﻪ ﻫﺎ ﮔﻔﺖ ﻋﻠﯽ با نور خدا ز یک سرشت است علی عنوان کتیبه ی بهشت است علی فرمود نبی : در آسمان ها دیدم بر صورت هر چیز نوشته است علی بر عدل و كرم مرز تلاقى است على در جام خدا جرعه باقى است على لب تشنه كسى نمى رود از لب حوض بر كوثر ناب عشق ساقى است على تن‏پوش عدالت و صفا در بر داشت باغ دل او ز عشق و ايمان بر داشت آفاق شد آكنده ز عطر صلوات وقتى كه درِ قلعه ى خيبر بر داشت آن مظهر مهر ازلی را بردند در نیمه ی شب نور جلی را بردند تشییع جنازه اش تماشایی بود بر دوش فرشتگان علی را بردند
در عرش خدا آنچه به پیغمبر گفت تا ختم کلام گفت و باز از سر گفت در یکصد و بیست بار , معراج رسول بیش از همه از ولایت حیدر گفت تنها نه علی مدد پیمبر می گفت جبریل علی علی مکرر می گفت فرمود پیمبر شب معراج , خدا با من سخن از زبان حیدر می گفت مولاست علی کمال مطلق با اوست آرامش این چرخ معلق با اوست بشناس حقیقت خدا را با او زیرا که علی است با حق و حق با اوست بر صفحه ی دل مهر ولايت داریم سینه سپر تیغ ملامت داریم هر روز برای ما غدیری دگر است سرمست خمیم و جوش بیعت داریم دریاست دلش ، آب حیات است علی بر خلق ، سفينة النجات است علی وقتی که نبی " لحمک من لحمی" گفت شایسته ی ذکر صلوات است علی مرحب شکنی که فتح خیبر با اوست آرامش خاطر پیمبر با اوست در فضل و کرامتش همین بس باشد گویم اگر اختیار محشر با اوست روزی که به پا شود فغان از آتش بیرون نبرد خصم تو جان از آتش دلبسته ی عشق تو علی می ماند در سایه ی عرش در امان از آتش آنان که علی مرتضی را دیدند آئینه در آئینه خدا را دیدند آغوش گشود کعبه مانند صدف تا گوهر ناب لافتی را دیدند قران که به سینه ی پیمبر آمد در مدح کمال و جود حیدر آمد " قد افلح مومنون " به لب داشت علی از کعبه چو روی دست مادر آمد با نور خدا ز یک سرشت است علی عنوان کتیبه ی بهشت است علی فرمود نبی : در آسمان ها دیدم بر صورت هر چیز نوشته است علی ﺁﺩﻡ ﺑﻪ ﻧﻮﺍﯼ ﺍﻟﺘﺠﺎ ﮔﻔﺖ ﻋﻠﯽ ﻋﯿﺴﯽ ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﯼ ﺷﻔﺎ ﮔﻔﺖ ﻋﻠﯽ ﺁﺗﺶ ﺑﻪ ﺧﻠﯿﻞ ﺑﺖ ﺷﮑﻦ ﮔﻠﺸﻦ ﺷﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺎﻥ ﺷﻌﻠﻪ ﻫﺎ ﮔﻔﺖ ﻋﻠﯽ با نور خدا ز یک سرشت است علی عنوان کتیبه ی بهشت است علی فرمود نبی : در آسمان ها دیدم بر صورت هر چیز نوشته است علی بر عدل و كرم مرز تلاقى است على در جام خدا جرعه باقى است على لب تشنه كسى نمى رود از لب حوض بر كوثر ناب عشق ساقى است على تن‏پوش عدالت و صفا در بر داشت باغ دل او ز عشق و ايمان بر داشت آفاق شد آكنده ز عطر صلوات وقتى كه درِ قلعه ى خيبر بر داشت آن مظهر مهر ازلی را بردند در نیمه ی شب نور جلی را بردند تشییع جنازه اش تماشایی بود بر دوش فرشتگان علی را بردند