eitaa logo
🌹شُهَدایی🌹
312 دنبال‌کننده
532 عکس
67 ویدیو
1 فایل
" 🌹 شهدا 🌹 سنگ نشانند که ره گم نشود" ♥️شرط شهید شدن ♡شهید بودن♡ است اینجا 'شهیدانه زیستن' را می اموزیم... #شهادت #شهدا کپی باذکر صلوات حلال♥️👌 👩‍💻اَدمین(پیشنها،انتقاد،تبادل): @Ivajpu https://eitaa.com/joinchat/1662386420C8a396aba88
مشاهده در ایتا
دانلود
⚜《کتاب شاهرخ حر انقلاب》⚜  🌟زندگینامه و خاطرات شهید شاهرخ ضرغام است که به همت گروه فرهنگی انتشارات شهید ابراهیم هادی گردآوری شده است.🌟 شاهرخ ضرغام از فرماندهان ۸ سال دفاع مقدس بوده است. او پیش از انقلاب به لات مشهور بوده است و حتی ساواک از او و هم‌قطارانش چندین مرتبه برای سرکوب مردم کمک خواسته بود، اما پس از انقلاب تغییر رویه می‌دهد و «حر انقلاب» لقب می‌گیرد.🌟 شاهرخ پس از توبه دیگر به سمت گناهان گذشته نمی‌رود. برای کسی هم از گذشتهٔ سیاهش نمی‌گوید و هر زمانی هم که یادی از آن ایام می‌شود، با حسرت و اندوه می‌گوید: غافل بودم. معصیت کردم. اما خدا دستم راگرفت...🌟 ٜٜ ٜ̽❰͞͞♥️❱ @shohadaei_zistan ٜ̽❰͞͞♥️❱
📚《کتاب پسرک فلافل‌ فروش》📚  را گروه فرهنگی انتشارات شهید ابراهیم هادی گردآوری کرده است.  این اثر، زندگینامه و خاطرات طلبه‌ای جانباز، شهید مدافع حرم است. ..ما در مراسم تشییع و تدفین‌ هادی حضور داشتیم. همه می‌گفتند که این شهید همه چیزش خاص است. از شهادت تا تشییع و تدفین و...»
🌾《بیا مشهد» زندگینامه و خاطرات روحانی بزگوار شهید علی سیفی که دائم با امام زمان در ارتباط بودند است که به همت گروه فرهنگی انتشارات شهید ابراهیم هادی گردآوری شده است. 🌾قسمتی بسیار زیبا از کتاب: یادم هست در ارتفاعات حسین آباد بود. دشمن بالای کوه مسقر بود، ماهم پایین کوه، خوابیده و درازکش تو برف‌ها و یخ زده بودیم. در آن سرمای کردستان، وقتی دست می‌زدیم به لباس خودمان عین تخته صدا می‌کرد، از شدت سرما خشک شده بود! بعد شهید سیفی موقعی که ما درازکش بودیم، ایشان خیلی عادی راه می‌رفت❗ می‌گفتیم: حاجی بشین می‌زنند. اما گوش نمی‌داد، آخر سر بهش گفتیم: حالا که راه می‌ری، برو اونطرف راه برو تا حداقل ما رو نزنند...😀 حاجی می‌رفت...🍂 ٜٜ ٜ̽❰͞͞♥️❱ @shohadaei_zistan ٜ̽❰͞͞♥️❱
39.88M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام بر ابراهیم❤️ سخنان حضرت اقا و استاد رائفی پور درباره اش...❣ 🌹 🌹 ٜٜ ٜ̽❰͞͞♥️❱ @shohadaei_zistan ٜ̽❰͞͞♥️❱
🌹 💫《پابرهنه در وادی مقدس» زندگینامه و خاطرات شهید سیدحمید میرافضلی است (همراه شهید همت به شهادت رسیدند) که به همت گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی گردآوری شده است.💫 :قسمتی از کتاب: 💫آقای آذین می‌گفت: آقا سید حمید اولین بار با من به جبهه رفت. من فکر نمی‌کردم بیاید. برای همین ساعت حرکت را به او عقب‌تر گفتم؛ مثلاً، ساعت هفت را هشت گفتم. ولی دیدم ساعت چهار صبح آمده پشت در هلال احمر منتظر من نشسته! ما از آنجا با ماشین باری که داشتیم وسایل را به جبهه بردیم. با اینکه سابقه‌ی ذهنی خوبی از سید حمید نداشتم و می‌ترسیدم که در جبهه آبروریزی کند اما با هم عازم جبهه شدیم...💫 🌹 ٜٜ ٜ̽❰͞͞♥️❱ @shohadaei_zistan ٜ̽❰͞͞♥️❱
《علی بی‌خیال» 💢زندگینامه و خاطرات است که به همت گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی گردآوری شده . 🗯قستمی از کتاب: شب جمعه بود و شب زیارتی ارباب بی‌کفن. در آنجا جمله‌ای از وصیت شهید نوشته شده بود: «من کمتر عطر خریده‌ام، هربار می‌خواستم معطر شوم از ته دل می‌گفتم: «حسین جان» آنگاه فضا معطر می‌شد!!» ٜٜ ٜ̽❰͞͞♥️❱ @shohadaei_zistan ٜ̽❰͞͞♥️❱
بلورچی: مجموعه یادداشت ها و دست نوشته های شهید مهران (علی) بلورچی یک شنبه 22/2 65- دوم رمضان المبارک 1-نماز صبح خیلی دیر خوانده شد و تعقیبات چندان مورد توجه نبود. 2-کمی نسبتا زیاد تندویی کردم و صدایم را بلند کردم. 3-چند مورد چشم نگاه های اضافی به دنیا داشت. 4-مزاح های غیر لازم در دو مورد دیده شد، باید دقت یبیشتری در مزاح کردن شود. 5-یاد مرگ اصلا تا ظهر وجود نداشت. 6-عجب و غرور می خواهد بروز کند. 7-در قرآن خواندن احساس می کنم شیطان می خواهد نیت را ریا کردن و قیافه گرفتن برای مردم قرار دهد، باید خیلی مواظب باشم. 8-تواضع و خشوع چندان مورد دقت قرار نداشت. ٜٜ ٜ̽❰͞͞♥️❱ @shohadaei_zistan ٜ̽❰͞͞♥️❱
🍂روایتی از سبک زندگی این شهید است که همسرش از روزهای آشنایی در بسیج دانشجویی تا روزهای پس از شهادت او را بازگو می‌کند. او با ماجراهایی که در دانشگاه داشتند کتاب قصه دلبری را آغاز می‌کند و از خواستگاری‌های پی‌ در پی او می‌گوید. تا به زمانی که می‌رسد که نظرش عوض می‌شود و تصمیم می‌گیرد که به این خواستگار جواب مثبت بدهد... 🍁قسمتی از کتاب:" آمد اتاق بسیج خواهران و پشت به ما و رو به دیوار نشست. آن دفعه را خودخوری کردم. دفعه بعد رفت کنار میز که نگاهش به ما نیفتد. نتوانستم جلوی خودم را بگیرم، بلندبلند اعتراضم را به بچه‌ها گفتم. به در گفتم تا دیوار بشنود، زور می زد تا جلوی خنده‌اش را بگیرد. معراج شهدای دانشگاه انگار ارث پدرش بود.هر موقع می‌رفتیم، با دوستانش آن‌جا می‌پلکیدند. زیرزیرکی می‌خندیدم و می‌گفتم:« بچه‌ها، بازم دار و دسته محمدخانی!» 🌹 ٜٜ ٜ̽❰͞͞♥️❱ @shohadaei_zistan ٜ̽❰͞͞♥️
⚜《کتاب شاهرخ حر انقلاب》⚜  🌟زندگینامه و خاطرات شهید شاهرخ ضرغام است که به همت گروه فرهنگی انتشارات شهید ابراهیم هادی گردآوری شده است.🌟 شاهرخ ضرغام از فرماندهان ۸ سال دفاع مقدس بوده است. او پیش از انقلاب به لات مشهور بوده است و حتی ساواک از او و هم‌قطارانش چندین مرتبه برای سرکوب مردم کمک خواسته بود، اما پس از انقلاب تغییر رویه می‌دهد و «حر انقلاب» لقب می‌گیرد.🌟 شاهرخ پس از توبه دیگر به سمت گناهان گذشته نمی‌رود. برای کسی هم از گذشتهٔ سیاهش نمی‌گوید و هر زمانی هم که یادی از آن ایام می‌شود، با حسرت و اندوه می‌گوید: غافل بودم. معصیت کردم. اما خدا دستم راگرفت...🌟 ٜٜ ٜ̽❰͞͞♥️❱ @shohadaei_zistan ٜ̽❰͞͞♥️❱
📚《کتاب پسرک فلافل‌ فروش》📚  را گروه فرهنگی انتشارات شهید ابراهیم هادی گردآوری کرده است.  این اثر، زندگینامه و خاطرات طلبه‌ای جانباز، شهید مدافع حرم است. ..ما در مراسم تشییع و تدفین‌ هادی حضور داشتیم. همه می‌گفتند که این شهید همه چیزش خاص است. از شهادت تا تشییع و تدفین و...» ٜٜ ٜ̽❰͞͞♥️❱ @shohadaei_zistan ٜ̽❰͞͞♥️❱
🌾《بیا مشهد» زندگینامه و خاطرات روحانی بزگوار شهید علی سیفی که دائم با امام زمان در ارتباط بودند است که به همت گروه فرهنگی انتشارات شهید ابراهیم هادی گردآوری شده است. 🌾قسمتی بسیار زیبا از کتاب: یادم هست در ارتفاعات حسین آباد بود. دشمن بالای کوه مسقر بود، ماهم پایین کوه، خوابیده و درازکش تو برف‌ها و یخ زده بودیم. در آن سرمای کردستان، وقتی دست می‌زدیم به لباس خودمان عین تخته صدا می‌کرد، از شدت سرما خشک شده بود! بعد شهید سیفی موقعی که ما درازکش بودیم، ایشان خیلی عادی راه می‌رفت❗ می‌گفتیم: حاجی بشین می‌زنند. اما گوش نمی‌داد، آخر سر بهش گفتیم: حالا که راه می‌ری، برو اونطرف راه برو تا حداقل ما رو نزنند...😀 حاجی می‌رفت...🍂 ٜٜ ٜ̽❰͞͞♥️❱ @shohadaei_zistan ٜ̽❰͞͞♥️❱
39.88M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام بر ابراهیم❤️ سخنان حضرت اقا و استاد رائفی پور درباره اش...❣ 🌹 🌹 ٜٜ ٜ̽❰͞͞♥️❱ @shohadaei_zistan ٜ̽❰͞͞♥️❱