eitaa logo
💠 پـــلاک خـــاکی 💠
506 دنبال‌کننده
4.5هزار عکس
2.2هزار ویدیو
148 فایل
🔺کانال شهدای مسجد حضرت فاطمه الزهرا(س) کوی فاطمیه اهـــــــواز 🔹ارتباط با مدیر کانال @SeyedAmirhosseinHosseini #تصاویر_شهدا #زندگینامه_شهدا #خــــاطــرات_شهــدا #وصیت_نامه_شهدا
مشاهده در ایتا
دانلود
💠 بسم الله الرحمن الرحیم 💠 🔺همیشه دو چیز را رشک می برده ام که آن هر دو‌ را تو انگار جوری ربوده ای که حتی سهمی هم علی القاعده نباید برای چون منی باقی می ماند. یکی گمنامی در عین پر کامی و دیگری گمشده ی معشوق بودن. 🔺فرمانده بودن در ما؛ یعنی فرمانده جنگ بودن و البته در چشم همگان نبودن. کیست که نداند فرمانده جنگ بودن در جبهه ی حق چه اوج والایی است در آسمان قرب الهی و چقدر زیباست اینگونه دور از چشم همه؛ غرق در آغوش بودن. تو اینگونه بودی! 🔺شاید آن آرزو و رشک دومم که تو آن را هم خیلی شیرین در دست گرفتی نتیجه همین گمنامی در عین پرکامی بود؛ آنسان که آنقدر دور از چشم اغیار در آغوش خدا ماندی و سینه در سینه خدا فرو بردی که دیگر اراده خدا بر این قرار گرفت که نام تو را با عنوان "عاشقی بی بدیل" فریاد بزند و شهادت را که معشوق اولیائش بود بر خلاف قاعده دنیا که همیشه در پی معشوق است؛ دنبال تو فرستاد! 🔺و اینگونه شد که سال ها پس از بی نامی و گمنامی؛ تبارک و تعالی تو را با نام ؛ روی دست گرفت تا حتی کسانی مانند من نیز کمی از قدرِ تو را فهمیدیم و هر وقت نام زیبایت را "شهید علی هاشمی" شنیدیم؛ بی اختیار در مقابلت سر فرود آوردیم و شدیم. ✍️نویسنده: 🌸 به مناسبت سالروز شهادت 📅تاریخ تولد: ۱۰ دی ۱۳۴۰ 📅تاریخ شهادت: ۴ تیر ۱٣۶٧ 🕊محل شهادت: جزیره مجنون 🥀مزار شهید: اهواز کانال ما را با دوستان خود به اشتراک بگذارید. @ShohadaMasjidHazratFatimaZahra
📑 بخـــــوانید 🔊بخشی از سخنرانی در جمع رزمنده ها 📆 ۱۳ آذر ماه ســـال ۱۳۶۲👇 🔹خاطره تکان دهنده از و یک 🔺شهید ابراهیم همت؛ فرمانده لشگر ۲۷ محمّد رسول اللّه(ص) در اردوگاه قلاجه (شهید بروجردی) در سیزده آذر ۶۲ (بعد از عملیات والفجر ۴) چنین گفت:👇 🔺در شب مرحلهٔ سوم ستون نیروهای گردان مالک؛ به چند رشته سیم خاردار حلقه ای دشمن رسیدند که راه گردان را سَد کرده بود. آنجا یکی از برادرها وقتی می بیند خطر اِتلاف وقت و عقب ماندن گردان مالک از سایر گردان ها دارد عملیات را تهدید می کند؛ با شکم روی سیم های خاردار حلقوی می خوابد و به بچه های گردان مالک می گوید: برادرها؛ معطل نکنید؛ پایتان را روی من بگذارید و از اینجا رد بشوید ... بچه بسیجی ها؛ از سرِ ناچاری پذیرفتند و همگی پا بر روی پشت آن برادر گذاشتند و از آنجا عبور کردند. 🔺بر اثر فشار تدریجی وارد آمده بر سیم های حلقوی؛ این سیم ها به زمین نزدیک می شوند و مینی که دشمن در زیر سیم های خاردار کاشته بود عمل می کند و زیر شکم آن برادر منفجر می شود و شهیدش می کند.🕊 کسی این قدر ؟!! 🔺مگر عشقِ بدون شناختِ معشوق؛ مُیسّر است؟ عشق بدون شناخت و معرفت؛ معنا ندارد. در تمام ارتش های دنیا؛ نیروهایی که انگیزهٔ بدون معرفت عمیق دارند؛ وقتی به میدان جنگ می آیند؛ می بینی کُپ می کنند و از جای خودشان تکان نمی خورند. آن ها از گلوله می ترسند. شناخت می خواهد که انسانی داوطلبانه روی مین بخوابد؛ سینه اش را بگذارد روی سیم خاردار تا دیگران از روی بدن او رد بشوند. شوخی نیست ...!!! تا درک عمیق در کار نباشد؛ نیّت ها پاک نمی شوند. منبع📚: کتاب به روایت همت؛ ص۹۵۴ کانال ما را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.👇 🆔 @ShohadaMasjidHazratFatimaZahra