كتاب «آبنبات دارچینی»
در ادامه كتاب «آبنبات هلدار» به قلم «مهرداد صدقی» نوشته شده است. ماجراهای داستانی این كتاب بین سالهای ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۴ میگذرد و شخصیت اصلی آن «محسن» درگیر ماجراهای پیشبینی نشدهای میشود كه ناخواسته روی زندگی خود و اطرافیانش تأثیر میگذارد و همین امر موقعیتهای طنزآمیزی را ایجاد میكند.
بریدهای از کتاب آبنبات دارچینی:
آقاجان، که به دگمهدوزی مامان نگاه میکرد، برای اینکه او را به محکمتر دوختن ترغیب کند، گفت: 'مِگن آمریکا و شوروی با یک دکمه متانن کل دنیا رِ منفجر کنن. ولی تو همین دکمهٔ شلوارِ منِ نمتانی محکم بدوزی.' چون رویم نشد، چیزی را که به ذهنم رسید فقط توی دلم گفتم: 'خا، اگه دکمهتان یکدفعه باز بشه، شما یَم با همین دکمه متانین همه رِ تو بازار منفجر کنین؛ ولی خا از خنده!' آقاجان که دید دارم برای خودم لبخند میزنم ذهنم را خواند که هر چه هست مربوط به اوست. برای همین لبخندی زد و گفت: 'ای پسر جان، بخند. اشکال نداره. ایشاالله یک روز اتفاقی شلوارم میافته، اتفاقاً منم همون روز از برعکسیِ کار از زیرش بیرجامه نپوشیدهم، بعد همچی اسمم همهجا بپیچه که هر جا بخوای بری خواستگاری بگن: ʼپسرِ همونی که شلوار نداشت.ʻ اون وقت ببینم وقتی کسی بهت زن نداد چطور منفجر مشی!'
آیدی ثبت سفارش :
@mansooreh_glr
🔹🔸🔶 فروشگاه کتابِ ظهور🔶🔸🔹
┏━━━━━🍃🌺🍃━━━┓
🌸 @ketab_zohoor
┗━━━━ 🍃🌺🍃━━━━
تخته شاسی+ یادداشت
قهرمان من
قیمت: ۵٠٠٠٠تومان
آیدی ثبت سفارش:
@mansooreh_glr
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
▪️دروازه شهر علم بستند امشب
▪️نظم دو جهان ز هم گسستند امشب
▪️بر سر نزنی چرا که با تیغ ستم
▪️فرق سر مرتضی شکستند امشب
🏴 ایام ضربت خوردن و شهادت وصیّ، برادر و جانشین رسولالله، سیدالوصیّین و امام المتّقین، امیرالمؤمنین علی علیهالسلام تسلیت باد🖤
🏴🏴 اطلاعیه🏴🏴 :
✔️باسمه تعالی✔️
⚫️ حرکت قافله عزاداری در روز شهادت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام
مبدأ حرکت: از مسجد امام حسین علیه السلام شهر خور
به سمت حرم مطهر امامزاده سید داود علیه السلام
✔️همراه با قرائت زیارت امین الله
✔️🎙سخنران: حجت الاسلام سیدهادی آل داود
✔️🎙بامداحی: ذاکرین اهلبیت علیهم السلام
✔️⏰زمان: شنبه 2فرودین 1404
✔️ساعت: 11صبح
🔰 عضو کانال 🌟#عصر_خور🌟 شوید.👇
✿ @Asrkhoor 🇮🇷 عصـر خـــــور ✿
۱.
هیچوقت فـــکر کردین یه نیروی
نفوذی باشین توو قلب اسرائیل؟
یه نــیــرو که ثــانــیــه به ثانیه باید
بررســی کنه که چطوری لحظه به
لــحـظه خبر ها رو منـتـقل کنه به
نیروی های اسلام!😧
۲.
چــیـکـار باید بکنه که لو نره
و چیزی هم از قلم نیوفته؟
چجوری باید با استرس ها
و احساساتش کنار بیاد😓
وقتی که جــنـگ و درگیری میشه چجوری به
هم وطنا و هم کیشان خودش شلیک کنه؟😔
۳.
میخوام با یکی از این مــأمورا
آشـــنـاتون کنم، آدریل عوادیا!
شخصـیــتـی که توســط خانوم
مریم مقانی خلق شده (!) تا
زندگی یک نیروی نفوذی رو از
زبان خودش برامون شرح بده
برامون بگه که وقتی توو دل
دشمن بوده چقد دلتنگ وطن
بوده. بگه از احساساتش، از
سختی هاش...🥲
پ.ن: چون شخصیت خیالیه تصویر
هم با هوش مصنوعی تولید شده.🌱
۴.
این آقا که ازش صحبت کردم،
شخصیت اولِ
رمان چشمهایم در اورشلیم ــــــه،
این رمان یه رمان امنیتیِ،
اما احساسی هم هست!
یه رمان خیال انگـــ🥰ــیز
و داســـتانیه اما واقعیت های
زیادی رو هم در خودش جا داده!
یه تیکه از کتاب رو با هم بشنویم؟👇
۷.
برای تهیه این رمانِ پر از هیجان و پر از
احساس کافیه کلمه ی «اورشـــــــلیم» رو
برای ما بفرستید👈@mansooreh_glr