هدایت شده از خبر آنلاین رامسر
🎤متن کامل سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین شیخ صفر قاسمی، عضو هیئت مدیره و سخنگوی انجمن حمایت از بیماران سرطانی شهرستان رامسر در جشن گلریزان انجمن بتاریخ ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ خورشیدی در هتل خلج رامسر.
بسمالله الرحمن الرحیم
✍️ به نامِ آن خدایی که در همین نزدیکی است و صدایِ لرزشِ قلبهایی را که از درد مچاله شدهاند، بهتر از هر کسی میشنود.
سلام بر شما که "دستِ خدا" روی زمین شدهاید.
صائب تبریزی چه خوش میگوید:
«تار و پودِ موجِ این دریا به هم پیوسته است /عالم از هم گسستن را نمیداند که چیست »
امشب اینجا جمع نشدهایم که فقط از بیماری و رنجهای آن سخن بگوییم؛ جمع شدهایم تا بذر امید بکاریم و از «امیدواری» در برابر تند باد حوادث نگهبانی کنیم.
🔸️مهمان گرامی،
سرطان در لغت یک واژه و نام یک بیماری است، اما در معنا، یک "طوفانِ بیصدا" و سیلی ویرانگر است؛ آنقدر سهمگین که بسیاری از ما حتی نامش را بر زبان نمیآوریم و با تعبیری چون «بد مریضی» از کنارش عبور میکنیم.
🔸️اما تلختر از خودِ بیماری، «تنهایی و بیپناهی» بیمار است.
من امروز از رویِ کاغذ با شما سخن نمیگویم؛ من از میانهیِ این آتش با شما حرف میزنم. من طعمِ تلخِ این طوفان را در خانهام چشیدهام.
هرگاه از دردِ جانکاهِ سرطان میگویم، قامتِ استوارِ یگانه دخترِ جوان و میوهیِ دلم پیش چشمم میآید.
به یاد میآورم روزهایی را که از شدتِ درد به خود میپیچید، اما وقتی با چشمانِ نگران نگاهش میکردم و میپرسیدم: «دخترم، خوبی؟» او با لبخندی که تمامِ دردِ جهان در آن پنهان بود، میگفت: «بابا، خیلی خوبم... نگران نباش.»
من میدانستم که سرش از شدتِ درد در حال انفجار است، اما او درد را پنهان میکرد تا دلِ پدرش نلرزد.
🔸️بیمارانِ ما چنین قهرمانانِ نجیبی هستند. سرطان یعنی پدری که شرمندهی نگاهِ فرزند است؛ مادری که بینِ «دردِ تن» و «هزینهیِ درمان»، دومی را مهلکتر میبیند و فرزندی که درد را به جان میخرد تا قامتِ پدر را زیر بارِ قرض، خمیده نبیند.
اینجاست که عیارِ انسانیتِ ما مشخص میشود؛ همان که جناب سعدی فرمود:
«تنِ آدمی شریف است به جانِ آدمیت / نه همین لباسِ زیباست نشانِ آدمیت»
🔸️سروران عزیز،
مولایمان علی (ع) میفرمایند: «اِرحَم تُرحَم» (رحم کن تا به تو رحم شود).
در حکایات آمده است که گاهی تمامِ بهشت را به خاطرِ یک جرعه آب که به لبانِ تشنهای رسیده، بخشیدهاند. حال تصور کنید کسی را که از شعلههایِ جانسوزِ این بیماری رها میکنید، چه پاداشی نزدِ حق دارید؟
ما نمیخواهیم معجزه کنیم، ما میخواهیم «واسطهیِ معجزه» باشیم.
پیامبر رحمت (ص) فرمود: «خداوند را بندگانی است که مردم در نیازهایشان به آنها پناه میبرند؛ اینان در امانِ خدا هستند.» و شما امروز، همان پناهگاهید.
🔸️نیکوکاران ارجمند،
امروز، «درد» در خانهی برخی از همشهریان عزیز ما خانه کرده است. پیش از این، بیش از ۷۰۰ بیمار از حمایتهای شما برخوردار بودند، و اکنون بیش از ۴۰۰ چشمِ نگران، به دستهای یاریگر شما دوخته شده است. با تأسف باید بگویم تنها در سال ۱۴۰۴، ماهانه ۵ بیمار جدید و قریب به ۶۰ بیمار نیازمند یاری، در این انجمن در حوزه جغرافیایی شهرستان رامسر پذیرش شدهاند که آمار نگران کنندهای است. و خوشبختانه سال گذشته بالغ بر سه میلیارد تومان با کمکهای خیرخواهانه شما به این عزیزان دردمند مساعدت شده است.
هزینههای کمرشکنِ درمان، مثلِ تبر به ریشهیِ بسیاری از زندگیها میزند. بیاییم نگذاریم کسی که با غولِ سرطان میجنگد، غصهیِ دارویِ فردا را داشته باشد.
🔸️شما با سخنتان، با قلمتان، با قدمتان و با کرمتان، میتوانید لبخند را به چهرهیِ زردِ کودکی بازگردانید که آرزو دارد فقط یک روزِ دیگر، بدونِ درد از خواب بیدار شود.
باید اعتراف و اذعان کنم ،حضور و مشارکت وصف ناپذیرتان در این شرایط بسیار سخت اقتصادی، ترجمانِ غیرت، ایثار، شرف و انسانیت به معنی واقعی کلمه است.
شما به زیبایی سخن زیبای حضرت سعدی را تفسیر کردید که فرمود:
بنی آدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی
این حضور و نقش آفرینی را پاس میداریم و خدای بزرگ را بواسطه وجود شما خوبان نیکوکار شاکریم.
🔸️مهربانان و نوع دوستان عزیز،
دستهایتان پربرکت و سایهتان مستدام.
ما رامسر را به عروس شهرها ،بهشت زمینی خدا، آرمان شهر گردشگری و شهر سازمانهای مردم نهاد میشناسیم؛ اما بیاییم امشب، رامسر را به «بهشتِ بیمارانِ امیدوار" تبدیل کنیم؛ تا هیچ بیمار دردمندی غمِ «نداری» را نخورد.
خدا هست ، عشق هست و امید هست...
خدایا چنان کن سرانجامِ کار / تو خشنود باشی و ما رستگار
🆔 @ramsarakhbar
@shool_ramsar
👊 «منطق قدرت؛ تنها زبان مشترک در جغرافیای زور»
🖋 شیخ صفر قاسمی
✍️ نگاهی واقعبینانه به مناسبات جهانی، حقیقتی تلخ اما انکارناپذیر را پیش چشم میگذارد: در ورای ویترینِ فریبنده معاهدات بینالمللی و شعارهای رنگینِ حقوقبشری، آنچه بر نظم امروز جهان حکمرانی میکند، چیزی جز «قانون جنگل» نیست؛ فضایی مسموم که در آن زیادهخواهی، تجاوز و منطقِ عریانِ زور، جایگزین عدالت و تساوی حقوق ملتها شده است.
👈 در چنین بزنگاه تاریخی، برای هر ملت و تمدنی که سودای «بقا» و «استقلال» دارد، تنها دو مسیر متصور است:
🔸️۱. سرابِ نوگرایی در سایه تسلیم:
برخی چنین میپندارند که برای در امان ماندن از چنگال قدرتمندان، باید هویت ملی و دینی خود را در نظم تحمیلی آنها «هضم» کرد. اما تاریخ گواهی میدهد که در قانون جنگل، «تسلیم» هرگز به معنای «امنیت» نبوده است؛ بلکه تنها تضمینکننده ذلتی است که متجاوز را برای پیشرویِ بیشتر، جریتر و طماعتر میکند. کسی که از ترس گرگ، سلاح از کف مینهد، تقدیر خویش را به اشتهای سیرناپذیر او سپرده است.
🔸️۲. مقاومت مدبرانه و تنبیه متجاوز:
تنها راهِ شرافتمندانه برای صیانت از کیان یک ملت، «مقاومت هوشمند» است. مقاومت نه به معنای انزوا، بلکه به معنای تجهیز در تمام عرصههاست. در دنیایی که زبان مشترک آن «قدرت» است، صلحِ پایدار تنها در سایهی «اقتدار» جوانه میزند. برای متوقف کردن یک متجاوز، نباید به وعدههای او امید بست، بلکه باید هزینهی تعرض را چنان سنگین کرد که «پشیمانی»، تنها گزینه پیش روی او باشد.
♻️ چکیده سخن آنکه:
حقیقتِ عریان عصر ما این است: «ضعیف، پامال است». اگر در ابعاد نظامی، اقتصادی، علمی و فرهنگی «دست برتر» را نداشته باشیم، ناگزیر به پذیرشِ نقش «بردهی مدرن» در دهکده جهانی خواهیم بود. سازمانها و نهادهای بینالمللی نیز، امروزه بیش از هر زمان دیگر، به ابزاری در خدمت منافع حاکمان زورگو و قانونگریز بدل شدهاند.
عزت و بقای ما در گروِ آن است که از لایهی «دفاع صرف» خارج شده و به طرازی از «بازدارندگی» برسیم که هیچ قدرتی حتی تصورِ تعرض به مرزهای مادی و معنوی ما را در سر نپروراند.
در منطقِ جنگل، حق گرفتنی است و «قدرت»، تنها ضامنِ حق است.
✅️ سهشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ خورشیدی
🆔️ @shool_ramsar
@shool_ramsar
🔴 «چرا گرانی؟؛
تحلیلی بر تلاقی سوءتدبیر داخلی و فتنه خارجی»
🖋 شیخ صفر قاسمی
✍️ این روزها «گرانی» و تلاطم هزینههای معیشت، به جدیترین مشغلهی ذهنی و عینی مردم بدل شده است. پدیدهای که نه یکباره زاده شده و نه تکعاملی است. حقیقت آن است که گرانیهای افسارگسیخته، معلول و محصولِ درهمتنیدگیِ پیچیدهی عوامل «خارجی» و «داخلی» هستند.
بیتردید اقتصاد و معیشت حکم ستون فقرات را دارد و جامعه فقیر و گرفتار معیشت حداقلی به شدت آسیبپذیر خواهد بود. اما عنایت داشته باشیم که دشمنان این ملت نیز تمرکزشان بر همین موضوع استوار است.
⭕️ بدون تردید سوء تدبیرها، اغماضها و عدم نظارتها در گرانیها تأثیر دارد و علل و عوامل داخلی را نباید نادیده و ساده انگاشت؛ چرا که رانتخواریها و تصمیمات کارشناسینشده، راه را برای فشار بر معیشت مردم هموار میکند. اما در کنار این واقعیت، نباید از نقش دشمن بیرونی غافل بود. بدون تردید مفسدین اقتصادی و محتکرین و گرانفروشان، سربازان همان دشمنان خارجی هستند.
👈 دشمنانی که با تحریمهای ظالمانه و تربیت مفسدین و محتکرین و گرانفروشان داخلی، اقتصاد کشور را فلج کردند، بسیار هنرمندانه در تلاشند تا همه نگاهها به سمت گرانیها و معیشت مردم معطوف شود و تلاشهای جهادی مسئولان کشور در قوای مختلف برای تأمین نیازهای مردم نادیده گرفته شده و به حاشیه برود.
متأسفانه شاهدیم که به یکباره نگاهها، شعارها و تحلیلها از دشمنی با مستکبران به گرانیها تقلیل یافته و تلاش میشود شیطنتهای دشمنان خارجی به حاشیه رود؛ باید مراقب بود از این موضوع برای ایجاد تنشهای داخلی استفاده نشود.
⁉️ آیا از خود پرسیدهایم وقتی همه چیز در کشور به وفور موجود است، چرا شاهد گرانی افسارگسیخته و چندقیمتی در بازار هستیم؟
پاسخ را باید در ترکیبِ «خباثت خارجی» و «خیانت داخلی» جستجو کرد. مفسدین و محتکرین، در واقع مهرههای پیادهنظام دشمن هستند که در فضای رها شدهی نظارت، معیشت مردم را به گروگان گرفتهاند تا شیرینیِ اقدامات جهادی را در کام ملت تلخ کنند.
🟢 برای عبور از این بنبست، راهبرد ما باید دوگانه و هوشمندانه باشد:
۱. در بخش داخلی، با انضباط مالی، کوتاه کردن دست دلالان و نظارت قاطع، مبارزه و مجازات قاطع و جدی مفسدین اقتصادی و محتکرین، راهِ تنفس اقتصاد را باز کنیم و مسئولیتِ اصلاح را به گردن دیگران نیندازیم.
۲. در بخش خارجی، مراقب باشیم که تحلیلهایمان دچار سادهانگاری نشود. دشمنی که با تحریم و فشار اقتصادی به دنبال به زانو درآوردن ملت است، نباید در پسِ گلایههای معیشتی پنهان و تبرئه شود.
♻️ امروز، تدبیرِ خردمندانه در مدیریت داخلی و حفظ هوشیاری در برابر فتنههای اقتصادی دشمن، دو بال اصلی برای عبور از این گردنه است. گرانی اگرچه زخمی بر پیکر جامعه است، اما نباید اجازه داد این زخم بهانهای برای نفوذ کسانی شود که بدخواه ایران عزیز و ملت نجیب هستند. هدف نهایی باید هم بهبود معیشت باشد و هم پاسداری از عزت و تاریخی که دشمن هدف قرار داده است.
✅️ پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ خورشیدی
🆔️ @shool_ramsar
@shool_ramsar
🟢 منشور موفقیت در مکتب جوادالائمه (ع)
🖋 شیخ صفر قاسمی
✍️ در نظام تربیتی اسلام، موفقیت هرگز امری تصادفی و زاییده اتفاقات ناگهانی نیست، بلکه برآیندِ آگاهانهی سه ضلع بنیادین یعنی عنایت غیبی، نظارت درونی و تعامل سازنده بیرونی است. امام جواد علیهالسلام در کلامی نغز، راهبردی و ماندگار میفرمایند:
اَلْمُؤْمِنُ یَحْتَاجُ إِلَى تَوْفِیقٍ مِنَ اللَّهِ، وَ وَاعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ، وَ قَبُولٍ مِمَّنْ یَنْصَحُهُ
بر پایهی این پند جاودانه، هر انسان مؤمنی برای پیمودن مسیر کمال و کامیابی حقیقی، به سه رکن اصیل نیاز مبرم دارد:
۱. توفیق الهی؛ ارتباط با مبدأ هستی،
توفیق در لغت به معنای فراهم شدن اسباب برای رسیدن به خیر و صلاح است. امام علیهالسلام نخستین نیاز انسان را توفیق من الله برمیشمارند؛ چرا که در نظام هستی، هیچ جنبشی بدون اراده و عنایت خالق به ثمر نمینشیند. این توفیق از راه اخلاص در نیت، پاکی در عمل، استمداد دائم از پروردگار، پرهیز جدی از گناه و دیگرآزاری، و همچنین مداومت بر ذکر و نیایش حاصل میشود. توفیق، همان نور هدایتی است که در ظلماتِ تردید و بلا، راه را برای رهرو روشن میسازد.
۲. واعظی از درون؛ مدیریت بر خویشتن،
پیش از آنکه ضرورت داشته باشد انسان تحت مراقبت و نظارت نهادهای خارجی قرار گیرد، نیازمند یک پلیس و خطیب درونی است. واعظِ نفس به معنای داشتن وجدانی بیدار، رعایت انصاف حتی در قبال خویشتن، و محاسبهی مداوم نفس است. در تبیین ثمرهی این واعظ درونی باید گفت: کسی که به ارزیابی و محاسبهی مستمر نفس خویش میپردازد، هرگز به حریم دیگران معترض نمیشود، از حد خود تجاوز نمیکند و به هیچ عنوان گرفتار مظلمهی حقالناس نخواهد شد. انسانِ حسابگر که پیش از حسابرسیِ دیگران، خود به حساب باطنش میرسد، در لغزشگاههای زندگی هرگز تکیهگاهش را از دست نمیدهد. چنانکه امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرمایند: آن کس که از خود واعظی نداشته باشد، پند دیگران در او اثری نخواهد داشت. و سعادتمند حقیقی کسی است که خود مراقب و حسابدارِ اعمال خویش باشد.
۳. پذیرش نصیحت؛ تعامل سازنده با جامعه
کبر و خودبینی، بزرگترین سد در برابر رشد و تعالی است. رکن سوم موفقیت، پندشنوی و داشتن گوشی شنوا برای دریافت سخن نیک و راهنمایی دلسوزان است. مؤمنِ واقعی نقدپذیر است و خیرخواهی دیگران را نه یک حمله به شخصیت خود، بلکه فرصتی زرین برای اصلاح خطاها و صیقل دادن روح میبیند. داشتنِ مشاوران امین و گوش سپردن به توصیههای دلسوزانه، در واقع کوتاهترین میانبُر برای رسیدن به اهداف بزرگ است.
♻️ چکیده سخن آنکه:
موفقیت در سیره و سخن امام جواد علیهالسلام، یک منظومهی فکری و فرایندی چندبعدی است که تخلف از هر یک از اضلاع آن، منجر به فروریختن بنای سعادت میگردد. از منظر عقل و منطق، تلاشِ بدون تکیه بر خالق هستی، غروری پوشالی است که با تندبادی فرو میپاشد؛ عملِ بدون نظارت درونی، به استبداد و ظلم منتهی میشود؛ و بیاعتنایی به نصیحت دیگران، انسان را در چاه تاریک جهل، خودپرستی و خودخواهی محبوس میکند. بنابراین، موفقیتِ پایدار زمانی تحقق مییابد که میانِ نیایش و تمنا و پیوند با خدا (نیاز اول)، خودسازی و انضباط فردی (نیاز دوم) و فروتنی در برابر حقیقت و تجربهی دیگران (نیاز سوم) توازنی دقیق برقرار شود. این سه رکن در کنار یکدیگر، ضامن صیانت از کرامت انسانی، حفظ حقالناس و رسیدن به رستگاری در دنیا و آخرت است.
✅ یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ خورشیدی
🆔 @shool_ramsar
@shool_ramsar
📚 یارِ مهربان در دوراهیِ گرانی و تنهایی
🖋 شیخ صفر قاسمی
✍️ برگزاری سیوهفتمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، مجالی است برای اندیشیدن به حالِ رنجورِ کتاب در روزگاری که تیغِ مشکلات، بیش از هر زمان دیگری پیکر فرهنگ را نشان رفته است. اگرچه این رویداد بهمثابه «نوروزِ فرهنگی» ماست، اما نمیتوان از پسِ زرقوبرق غرفهها، بر چالشهای بنیادین این حوزه چشم بست.
🔹️ یک. بحرانِ تولید؛ کاغذِ طلا و صنعتِ لرزان،
امروز کاغذ نه یک کالای فرهنگی، که به «فلزی گرانبها» بدل شده است. گرانی سرسامآور کاغذ و هزینههای چاپ، کمر صنعت نشر را خم کرده و کتاب را از یک کالای در دسترس، به یک «تبصرهی لوکس» در سبد خرید خانوادهها تبدیل کرده است. در این میان، ناشران دغدغهمند در جدالی نابرابر با هزینهها، میان «ماندن» و «بستن» مردد ماندهاند.
🔹️ دو. آفتِ «کتابسازی» و تهیشدن از معنا،
یکی از دردهای جانکاه امروز، رواجِ «کتابسازی» به جای «تألیف» است. بازار نشر انباشته شده از کتابهای بیمحتوا، ترجمههای تکراری و رونویسیهای ناشیانه از متون مرجع. وقتی «کمیت» جای «کیفیت» را میگیرد و آثارِ اصیل در هجوم کتابهای زرد و رونویسیشده گم میشوند، سلیقه و اعتماد مخاطب به مسلخ برده میشود.
🔹️ سه. سقوطِ سرانهی مطالعه در هیاهوی مجازی،
آمار پایین سرانهی مطالعه در کشور، تنها یک عدد نیست؛ یک هشدار امنیتی-فرهنگی است. ما در عصرِ «فستفودهای اطلاعاتی» و دیکتاتوریِ فضای مجازی، قدرت تمرکز بر کلماتِ عمیق را از دست دادهایم. پرسه زدن در سطحیترین لایههای دانش در شبکههای اجتماعی، ذهن ما را از تحلیل تهی و به «وهمِ دانایی» دچار کرده است.
🔹️ چهار. ضرورت تبدیل کتابخوانی به یک «مطالبهی عمومی»،
نکتهی کلیدی اینجاست: مطالعه نباید صرفاً یک تفنّن نخبگانی باشد. کتابخوانی باید به یک «مطالبهی اجتماعی» و «فرهنگ همگانی» بدل شود. همانگونه که جامعه برای نان و امنیت مطالبهگر است، باید برای دسترسی به آگاهی و کتابِ ارزان و باکیفیت نیز مصرّ باشد. تا زمانی که خواندن کتاب به یک «فضیلت اجتماعی» تبدیل نشود، راه به جایی نخواهیم برد.
⭕️ چه باید کرد؟
با وجود تمام سنگلاخها، نباید اجازه داد چراغ دانایی خاموش شود:
🔸️- بازگشت به کتابخانهها: در دوران گرانی، کتابخانههای عمومی هوشمندانهترین سنگر برای آشتی با کتاب هستند.
🔸️- هجرت به دنیای دیجیتال: بهرهگیری از کتابهای الکترونیک و صوتی قانونی، هزینهها را به حداقل و دسترسی را به حداکثر میرساند.
🔸️- نذرِ آگاهی: فرهنگ هدیه دادن و به گردش درآوردن کتابهای خواندهشده را در جامعه نهادینه کنیم.
🔸️- سهمِ کوچکِ مستمر: حتی مطالعهی روزانه ده صفحه، حرکتی استراتژیک برای حفظ حیات فکری در میان تلاطمهاست.
👌 پایان سخن آنکه،
کتاب هنوز هم مطمئنترین پناهگاه برای فهمِ درستِ جهان است. مطالعه، نه یک تشریفات، که یک «مقاومتِ فرهنگی» در برابر جهل و سطحینگری است. بیاییم در این روزها، با هر کتابی که میخوانیم، سهمی در نجاتِ اندیشه ایفا کنیم.
✅ دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ خورشیدی
🆔 @shool_ramsar
@shool_ramsar
📝 برگی از تاریخ
📚 حکایت کتاب زنده یاد محمد خان فلکی مقدم
✍️ در پی نگارش مطلب ارزشمند همشهری دغدغهمند جناب آقای مهندس فرهاد ابراهیمیان، در گروه مجازی شب نشینی شمالی ها( رامسریها) درباره زنده یاد «محمدخان فلکی مقدم» و اهتمام ایشان به گردآوری واژگان بومی، خاطرات و مخاطراتی را در ذهنم زنده کرد که بازخوانی آنها برای ثبت در حافظه جمعی این محفل خالی از لطف نیست:
۱. خوشحالم به استحضار برسانم که نخستین آیین نکوداشتی که در دوران خدمتم در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی (سال ۱۳۷۷) برگزار شد، تجلیل از جایگاه فرهنگی زنده یادان «محمدخان فلکی مقدم» و «حاج علی ثابتقدم» بود؛ مراسمی باشکوه در هتل رامسر که اسناد آن در آرشیو اداره و احتمالاً در مجموعهی جناب «هلر جانشمسی» موجود است.
۲. زمانی که از نگارش اثرِ ارزشمندِ ایشان باخبر شدم، شخصاً به دیدارشان رفتم و کتاب دستنویسشان را از نزدیک ورق زدم. حقیقتاً از آن همه ذوق و دقت لذت بردم؛ مجموعهای شامل واژهها، زبانزدها، اشعار و معرفی مشاغل و آداب رامسری که با تصویرگری و نقاشیهای ظریفِ خودشان آراسته شده بود. نکته جالب اینجا بود که ایشان تعصب خاصی بر استقلال زبانی منطقه داشتند و میفرمودند: «گویش رامسری نه گیلک است و نه مازنی، بلکه گویش مستقلِ رامسری است.»
۳. برای آنکه این میراث ماندگار شود، راهکارهایی را برای چاپ پیشنهاد دادم و حتی هماهنگیهای اولیه برای تایپ اثر آغاز شد.
۴. در ادامه، جناب آقای «نصرالله حدادی»، ناشر ارجمند و دلسوز رامسری (تنگدرهای)، را در جریان قرار دادم. ایشان با اشتیاقِ تمام پذیرای همکاری شدند. به اتفاقِ جناب حدادی خدمتِ مرحوم فلکی رسیدیم؛ گفتگوهای مفصلی صورت گرفت و مقرر شد ایشان آخرین اصلاحات را انجام دهند تا بلافاصله وارد فرآیند چاپ شویم.
۵. اما متأسفانه دستِ تقدیر و برخی بیتدبیریها مسیر را تغییر داد. ایشان بدون مشورت، نسخه اصلی و جامع کتاب را در اختیار فرد دیگری قرار دادند و آن نسخه ارزشمند تا به امروز مفقود مانده است! هرچند ایشان بعدها با تلاشی جانفرسا سعی کردند از روی نسخههای ناقصِ موجود، اثر را بازسازی کنند، اما دریغ که فرصتِ تکمیل و چاپ از دست رفت.
۶. بنده در آن زمان برای پیشگیری از هرگونه سوءاستفاده احتمالی، مکاتباتی را با اداره کل چاپ و نشر و اداره کتاب وزارت فرهنگ انجام دادم و مشخصات اثر را ثبت کردم تا کسی نتواند این رنجِ مکتوب را به نام خود منتشر کند.
۷. این جفای نابخشودنی و مفقود شدنِ ثمره سالها تحقیق، چنان بر روح و جسمِ مرحوم فلکی سنگین آمد که ایشان را به بستر بیماری کشاند. هرچند برادرِ ارجمند آن شخصی که کتاب را برده بود، تلاش زیادی برای استرداد آن انجام داد، اما افسوس که نتیجهای حاصل نشد.
۸. پس از فقدان آن عزیز، علیرغم اینکه دیگر سمت اداری نداشتم، بر حسب وظیفه اخلاقی در دو جلسه با فرزندشان، مرحوم «کیوان فلکی مقدم» گفتگو کردم. ایشان بسیار مشتاق بودند که این کارِ ناتمامِ پدر را به سرانجام برسانند، اما دستِ اجل به ایشان نیز مهلت نداد و اکنون نمیدانم آن اثرِ بازسازی شده در دست کیست و کجاست.
امید که این یادآوری، تلنگری باشد برای حفظ آثار ارزشمندی که همچنان در طاقچهی خانهها خاک میخورند و هویتِ فرهنگی ما را در خود نهفته دارند.
✅️ با سپاس از حوصلهتان
شیخ صفر قاسمی
شنبه دوم خرداد ۱۴۰۵ خورشیدی
🆔️ @shool_ramsar
@shool_ramsar
🔰 منشور اخلاقی در کلام امام باقر علیه السلام
✔️ به مناسبت سالروز شهادت حضرت امام محمد باقر (علیهالسلام)
🖋️ شیخ صفر قاسمی
✍️ در روزگاری که «فرافکنی» و «قضاوتهای زودسرانه» به شیوهای رایج برای مقابله با مخالفان تبدیل شده است، بازگشت به آموزههای امام پنجم، نه یک توصیهی قدیمی، بلکه یک «دارویِ اجتماعی» برای شفا یافتن از زخمهای کینهتوزی است. امام باقر (ع.) در حدیثی جامع و چندوجهی، فرمولی را برای صلحآمیز ساختن روابط انسانی ارائه میدهند که سه پایهی استوار دارد: گذشت، توجیه نیکو ، و سلامتِ درون.
ایشان میفرمایند:
«وَ اِعْفُ عَمَّنْ ظَلَمَکَ... وَ کُنْ لَهُ عَلی سَیِّئَتِهِ جَلِیباً لخَیْرَتِهِ، وَ لا تُحَدِّثْ نَفْسَکَ بِشَرِّ أحَدٍ...»
«از کسی که به تو ستم کرد بگذر... و برای بدیهای او، دلایل نیکو بجوی، و خود را به فکر بدیِ هیچکس مشغول مگردان...»
این سه ضلعِ مثلثِ اخلاقی، راهکارهای عملیِ امام باقر (ع.) برای مدیریتِ بحرانهای روابط انسانی هستند:
۱. گذشت: ضامنِ اقتدارِ درونی،
بخش نخست، «وَ اِعْفُ عَمَّنْ ظَلَمَکَ» است. بسیاری از ما تصور میکنیم که پاسخ دادن به بیاحترامی یا خباثت، نشانهی قدرت است. اما مکتبِ باقری به ما میآموزد که «عفو»، نشانهی بلوغِ روح است، نه ضعف. وقتی ما به جای انتقامجویی، عفو میکنیم، در واقع زنجیرهی کینه را میشکنیم. جامعهای که در آن عفو رواج یابد، انرژیای که صرفِ نفرت میشود، به سمتِ ساختن و خلقِ ارزشها میرود. عفو، هنرِ رهاییِ خود از بارِ سنگینِ کینه است.
۲. توجیه نیکو: پادزهرِ بدبینی،
بخشِ حائزِ اهمیتِ حدیث، عبارت است از: «وَ کُنْ لَهُ عَلی سَیِّئَتِهِ جَلِیباً لِخَیْرَتِهِ» (برای بدیهای او، دلایل نیکو بجوی).
این دستور، دقیقاً نقطهی مقابلِ «اتهامزنی» و «قضاوتهای زودسرانه» است. وقتی کسی عملی انجام میدهد که ما آن را نامناسب میپنداریم، طبیعتِ انسانیِ آسیبدیده، به دنبال بدترین توجیه میگردد (او لجباز است، او دشمن است، او نادان است). اما امام باقر (ع.) میفرمایند: تلاش کن دلیلِ نیکویی برای آن پیدا کنی (شاید ناخواسته بوده، شاید در شرایطی سخت بوده، شاید نیتِ دیگری داشته).
این کار، ذهن ما را از حالتِ «شکارچیِ خطا» به «تحلیلگرِ دلسوز» تبدیل میکند. وقتی برای بدیها، توجیه نیکو میجوییم، در واقع «حقوقِ انسانیتِ» آن فرد را حفظ میکنیم و فضای جامعه را از سمّیترین عنصرِ «نفرت» پاک میسازیم. این همان «مدارا»ی عمیق است که ریشه در همدلی دارد، نه در ترس.
۳. سلامتِ درون، دوری از بدخواهی،
بخشِ سوم حدیث، «وَ لا تُحَدِّثْ نَفْسَکَ بِشَرِّ أحَدٍ» (خود را به فکر بدیِ هیچکس مشغول مگردان) است.
امام هشدار میدهند که حتی در خلوتِ ذهنمان نیز، داستانسازی نکنیم. دلسوزیِ واقعی، زمانی است که ما به جای نشخوار کردنِ اشتباهاتِ دیگران در ذهنمان، بر خودمان تمرکز کنیم. امام میفرمایند: «وَ اَلْمُسْیِئُ غَیبُهُ خَیْرٌ مِنْ مُحْضَرِهِ»؛ یعنی آن کس که گناهکار است و حضورِ او نیست (و ما فقط دربارهاش صحبت میکنیم)، بهتر از آن کس است که در حضور است (و ما با او تعامل داریم). این یعنی بهتر است به جای اینکه پشت سرِ دیگران حرف بزنیم و نیتهای پلید را برای آنان تصور کنیم، اگر مجبور به تعامل بودیم، با ادب و خیرخواهی رفتار کنیم. سلامتِ روانیِ جامعه، از سلامتِ خلوتِ قلبها آغاز میشود.
چکیده سخن آنکه، اگر امروز در جامعهی ما، تفرقه و کینه رواج دارد، علت آن است که مثبتاندیشی و گمانِ نیکو که دستورالعملِ قرآنی است را فراموش کردهایم.
امام باقر (ع.) به ما یادآوری میکنند که «مدارا» فقط لبخند زدن نیست؛ بلکه «تغییرِ عینکِ نگاه» است.
بیاییم در این سالروزِ شهادت، عهد ببندیم که:
🔹 به جای محاسبهی کینهها، عفو کنیم.
🔹 به جای برچسبزنی، به دنبال دلایلِ نیکو بگردیم.
🔹 و به جای حرفهای پنهانی در خلوت، در حضور، مهربانتر باشیم.
این است میراثِ زندهی امام محمد باقر (علیهالسلام): « جَلِیباً لِخَیْرَتِهِ»؛ یعنی همیشه بهترین را برای دیگران بخواهیم، حتی وقتی به نظر میرسد که بدترین را از ما میخواهند.
✅️ یکشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۵ خورشیدی
🆔️ @shool_ramsar
@shool_ramsar
🟢 عرفه چیست و عارف کیست؟
🖋 شیخ صفر قاسمی
✍️ در سیر و سلوکِ سالکانی که به سوی خانهی خدا رهسپارند، هیچ منزلی به شکوه و مهابتِ «عرفات» نیست. عرفه، نه یک نام در جغرافیا، که یک «مقام» در تاریخِ تکاملِ روح است. در این نوشتار، بر آنیم تا بسیار موجز به بازخوانیِ این روزِ عظیم بپردازیم.
🔹️۱. عرفه چیست؟ ایستگاهِ بیداری در مسیرِ وصل،
«عَرَفَه» به معنای شناخت و بازشناسی است. در وجه تسمیهی این روز و این سرزمین، روایاتِ شگرفی نهفته است؛ از تعلیمِ مناسک توسط جبرئیل به ابراهیمِ خلیل (ع) که پس از هر مرحله میپرسید: «أعَرَفتَ؟» (آیا شناختی؟)، تا تلاقی و بازشناسیِ آدم و حوا در این سپیدهدمِ توبه پس از هجرانی طولانی.
اما از منظرِ حکمی، عرفه، ایستگاهِ «اندیشه» پیش از ورود به «حرمِ عمل» است. اگر «مِنا» سرزمینِ آرزوها و قربانی کردنِ تعلقات است و «مشعر»، جایگاهِ شعور و آگاهی؛ «عرفات» پیشنیازِ هر دو است. چرا که هیچ عملی بدونِ معرفت، قیمت نمییابد. در عرفات، «وقوف» (ایستادن) واجب است؛ و این توقفی است برای تأمل در مبدأ و معاد؛ ساعتی که سایههای تردید در آفتابِ یقین رنگ میبازند.
🔹️۲. عارف کیست؟ آیینهدارِ جمالِ حق،
در آیینهی عرفه، عارف کسی نیست که صرفاً انبانی از کلمات و اصطلاحات در حافظه دارد، بلکه عارف کسی است که از «علمِ حصولی» به «معرفتِ حضوری» رسیده باشد.
و این بازشناسیِ خویشتن، دروازهی ورود به حقیقتِ حق است؛ چنان که در حدیثِ مشهور آمده: «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ». و عینِ همین معرفت، سببِ تسلیمِ کامل میگردد. عارفِ حقیقی در مکتبِ عرفه، کسی است که در بیابانِ عرفات، غبارهایِ «مَنیت» را از آیینهی جان میشوید تا تجلیِ او را در خویش ببیند. عارف کسی است که درک کرده است حج، پیش از آنکه طوافی بر گردِ سنگی باشد، سیرِ دل بر گردِ خداوندِ دل است.
🔹️۳. دعای عرفه؛ منشورِ عرفانِ اصیل،
نقطهی اوجِ این روز، نیایشِ بیبدیلِ سیدالشهدا (ع) در دامنهی کوه رحمت است. آنجا که امام، مرزهایِ میانِ خالق و مخلوق را با اشکی لبریز از معرفت درمینوردد. آنگاه که میفرماید:
> «مَتی غِبْتَ حَتّی تَحْتاجَ اِلی دَلیلٍ یَدُلُّ عَلَیْکَ؟»
(کی غایب بودهای تا به دلیلی نیاز باشد که بر تو دلالت کند؟)
این عبارت، مغزِ عرفانِ اصیلِ اسلامی است. عارفِ عرفه، خدا را «به خدا» میشناسد، نه به آثارش. او چنان به مقامِ شهود رسیده است که تمامِ جهان را سایهی آن نورِ مطلق میبیند.
در منطقِ امام حسین (ع)، عرفه روزِ ریختنِ اشکهایی است که نه از ترسِ جزا، بلکه از شوقِ لقا و شرمِ تقصیر در محضرِ «جمالِ مطلق» جاری میشود.
♻️ عرفه، «ظهرِ بیداری» انسان است. روزی که در آن، خدا خود را به بندگانش مینمایاند و بندگان، خودِ حقیقیشان را در آیینهی خدا بازمییابند. عارف، آن مسافری است که در تفتیدگیِ این بیابان، به خنکایِ یقین رسیده باشد.
امید آنکه به لطف خداوند رحمان و رحیم توفیق یابیم عارفِ حقایق و ظرایفِ جهان هستی باشیم، نه صرفاً حاجیِ مناسک؛ و جانمان را به نورِ معرفتِ حقِ یگانه روشن سازیم.
✅️ سه شنبه ۵ خرداد ۱۴۰۵خورشیدی
🆔️ @shool_ramsar
@shool_ramsar
💠 عید قربان: ذبحِ حیوان یا ذبحِ حیوانیت؟
👌 تأملی در حقیقتِ قربانی و گذار از ذبحِ «تن» به ذبحِ «من»
🖋 شیخ صفر قاسمی
✍️ عید قربان، تنها تجلیِ یک مناسکِ ظاهری نیست، بلکه اوجِ یک سیرِ درونی است که از «مِنی» آغاز شد، در «مشعر» طعمِ شعور خورد و در «عرفات» به معرفت رسید. اکنون در روزِ قربان، باید پرسید که در این آیینِ ابراهیمی، دقیقاً چه چیزی بر ساحتِ قربانی گذاشته میشود؟ آیا یک حیوان است که خونش میریزد، یا «حیوانیت»ِ درونِ انسان است که باید ذبح گردد؟
🔸️۱. قربانیِ ظاهری؛ نمادِ ایثارِ مادی،
قربانی کردنِ چهارپایان، ظاهراً یک عملِ مادی است، اما در باطن، نمادِ «تسلیمِ نفس اماره» در برابرِ خواستِ اوست. همانطور که ابراهیم (ع) حاضر شد عزیزترینِ خود (اسماعیل) را در راهِ حق فدا کند، ما نیز در عید قربان، عزیزترینِ داراییهایمان را فدایِ راضی کردنِ حق و اطعامِ نیازمندان میکنیم.
اما اگر ذبحِ حیوان صرفاً یک عملِ اقتصادی یا غذایی باشد، حقیقتِ عید از ما پنهان میماند. قرآن کریم میفرماید: « لَن يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا وَلَٰكِن يَنَالُهُ التَّقْوَىٰ مِنكُمْ...(حج/٣٧)»
(هرگز گوشت و خونِ قربانی به سویِ خدا نمیرسد، بلکه تقوای شماست که به او میرسد). پس گوشت و خون، تنها وسیلهای برای تحققِ «تقوا» و «مشارکتِ اجتماعی» است، نه هدفِ نهایی.
🔸️۲. قربانیِ باطنی؛ ذبحِ حیوانیت،
حقیقتِ عید قربان، «ذبحِ نفس» است. همانگونه که شیطان، تجلیِ نفسِ اماره و شهوتهایِ حیوانی است که امام حسین (ع) در عرفات با آن پیکار کرد و بر سرِ مِنی آن را سنگسار میکنیم؛ در روزِ قربان نیز باید همان «نفسِ شهوانی» را ذبح کنیم.
حیوانیت، یعنی پیرویِ کورکورانه از غریزههایِ پایینتر: خشم،غرور،ظلم، تهمت، طمع، حسادت. کبر، خودبینی و... . عارفِ حقیقی، روزی که حیوانی را ذبح میکند، متعهد میشود که «حیوانیتِ» درونِ خود را نیز از پای درآورد. او میفهمد که تا زمانی که «منیت» و «هوای نفس» در او زنده است، هر چقدر هم قربانی کند، روحش از سیراب شدن با نورِ حق باز میماند.
🔸️۳. از قلع و قمعِ شیطان تا تکمیلِ بندگی،
سنگسارِ شیطان در مِنی، مقدمهی آمادهسازیِ روح برای پذیرشِ قربانیِ بزرگتر است. در عید قربان، مومن میآموزد که خداوندِ بخشنده، تنها از آنهایی راضی است که بتوانند بر «خویِ حیوانی» خود چیره شوند.
پس قربانیِ ما، قربانیِ «تعلقاتِ دنیوی» است. هر چه به جانِ خود وابستهتر باشیم، ذبحِ آن سختتر است. عید قربان، عیدِ رهایی از بندِ «خود» است. زمانی که انسان میآموزد عشق به خدا را بر عشق به نفسِ خویش ترجیح دهد، آنگاه قربانیِ واقعی رخ میدهد.
♻️ چکیدهی سخن آنکه،
عید قربان، یادآورِ این حقیقت است که «قرب» تنها با «فقرِ محض» و «ریختنِ خود» ممکن میشود. حیوانِ ذبحشده، تنها آینهای است که در آن، انسانِ باصفا، تصویرِ «تسلیمِ کامل» را میبیند. امید است که در این ایام، نه تنها گوشت، که «عزتِ نفس» و «حیوانیتِ درون» را نیز بر ساحتِ حق قربانی کنیم تا سزاوارِ لقبِ «بریده» شویم؛ کسی که از همه چیز جز خدا بینیاز گردیده است.
✅️ چهارشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۵ خورشیدی
برابر با عید سعید قربان ۱۴۴۷ قمری
🆔️ @shool_ramsar
🏴 آیین تشییع جنازه و خاکسپاری بابای عزیز
✔️ شیخ صفر قاسمی
@shool_ramsar
✔️ مراسم ترحیم
سومین روز درگذشت شادروان
حاج رحمتعلی پشتگاه قاسمی
🔹️یکشنبه ۱۴۰۵/۳/۳۱
🕒 ساعت ۳ تا ۴ عصر
🕍 مسجد چهل شهیدان
🎤سخنران: خطیب ادیب،حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ فخرالدین صابری
@shool_ramsar