The frozen thunderous,
یکیشون وقتی میخواست بره خونه از وسطای راه یهو برگشت اومد بغلم کرد
انقدر امروز دائم داشتن بغلم میکردن و محبت میورزیدن که واقعا داشتم خجالت میکشیدم از ماماناشون