eitaa logo
کانال شورای وحدت شهرستان شاهرود
218 دنبال‌کننده
601 عکس
83 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
✍️بخشی از کتاب در دست چاپ به قلم : 🔰پدافند شمال فاو عراق سال 1365: ♨️در خط مقدم به سنگرها سر مي‌زديم و جوياي احوال ساير دوستان مي‌شديم و فرماندهان هم بارها و بارها .....به ما تذكر مي‌دادند كه در سنگر ها بمانيد و اينقدر در خط تردد نکنید! 🔻ولي كو گوش شنوا! 🔻هر لحظه در حال طواف خادمان خالص خدا بوديم و دل از اين حج اعظم بر نمي‌داشتيم و با تمام وجود احساس مي‌كرديم كه آنجا تکه ای از بهشتي است كه خداوند به بندگان مقربش وعده داده است. 🔻چند روزي به این زيارت و سماء مشغول بوديم و گذشت زمان را حس نمي‌كرديم، گويي زمان براي ما متوقف شده بود و به قول قديمي‌ ترها، «آن روزها جزء عمرمان محسوب نمي‌شد»، 🔻مرگ را به سُخره گرفته بوديم و گويي او را به ضيافتي تمام عيار دعوت مي‌كرديم و جالب این که انگار مرگ از ما مي‌هراسيد و مي‌گريخت. 🔻شايد به جرات بتوان گفت: بي‌رنگترين و بي معناترين واژه در جبهه های جنگ "مرگ" بود و "ترس"! 🔻كسي از مردن بيم نداشت و هر بار كه رخ مي‌نمود، اين بزرگ مردان، با شادي و هلهله و با آغوش باز به استقبال او می رفتند. 🔻حال زيبایی داشتیم و همين احوال بود كه جوانان كم سن و سال را براي چندين بار پياپي راهي سرزمين آتش و خون مي‌كرد، سر زميني منحصر به فرد كه اين حال فقط و فقط در آن ميسُور بود و بس...... 🔻روزها در پي هم مي‌گذشتند و ما سر خوش از اين باده مستانه كه نصيبمان شده تا روز اول سال 1365، ساعت تحويل سال نو، حدود ساعت يك صبح بود و به محض تحويل سال، رزمندگان به مدت 15 دقيقه مواضع دشمن را گلوله باران كردند، ولي چشمتان روز بد نبيناد، بعد از آن نوبت برادران مزدور عراقي‌ رسيد و عيدي بچه‌ها را بصورت نقد تا صبح آن روز، با گلوله باران منطقه دادند. 🔻حجم آتش دشمن به قدري شديد بود كه پاس‌هاي نگهباني را نمي‌توانستيم عوض كنيم و ما مجبورشدیم در سنگر بمانیم تا خط دوباره آرام شود. 🔻صبح آن روز چند تن از مسئولين سپاه شهرستان شاهرود وارد سنگرهاي كوچك ما شدند و به هر نفر یک قطعه ده تومانی نو عيدي دادند. ♨️گفتم ، بهتر است براي تداعي شدن شكل و ابعادش، قدري آن را توصیف کنم، 🔻سنگر همان گهواره رزمندگان بود كه پس از نگهباني و پاسداري از كيان اسلامي و انجام امور روزانه به منظور تجديد قوا، براي چند دقيقه در آن آرام گرفته و چون كودكاني معصوم فارغ از مكر و نيرنگ‌هاي دنيوی سر بر گوني‌هاي پر از شن و خاك متبرك شده آن ديار به خون هزاران شهيد اين مرز و بوم مي‌گذاشتند و گويي در آرامش مطلق بسر مي‌بردند و هيچ دغدغه‌اي از گذشته، حال و آينده در دل نداشتند و اين میسر نبود جز سكينه و آرامشی كه خداوند متعال در دل اين جنگجويان بزرگ ايران زمين نهاده بود. ♨️چه كسي مي‌گفت دنيا محل آسايش و آرامش نيست؟ بيا و ببين آرامش در ظاهر و باطن اين جوانان و پيران جوان موج مي‌زند، گويي در اين دنیا و آن دنيا در حال سير و سلوكند و به جرات مي‌گويم برای رزمندگانی که به درجه رفیع شهادت نائل شدند چيزي مهم نبود جز به اوج اين آرامش رسيدن. لذتي كه انشاء ا... خداوند به ما نيز بچشاند و روزي ما نیز گرداند. ان شاءالله ——————————— ✅شورای شهرستان شاهرود: https://eitaa.com/shouna