واقعا غمانگیزه من میخوام برگردم به دههی گذشته. دور از اصطلاحات و تعریفاتِ فاسدِ امروزی. دلم دوری از جامعه و فضای جامعه رو میخواد. تنها، به کار هایی که نیاز به آرامش روانی دارند، بپردازم.
چقدر کلیشه ای دارم حرف میزنم.
اما واقعا منظورم نیاز به انزوا و آدمگریزی و نظیر این صحبتهای کودکانه نیست. یه چیزی که سعی کردم بگم ولی توی تعریفش ضعیف عمل کردم الان پس منطقیه که متوجهش نشید.
Sick mind.
ایراد سر تا سر.
بعد میام بچه هایی که با گوشی و تو پر قو بزرگ شدن رو اینجا به سخره میگیرم و به "جاهل" تشبیهشون میکنم.