هدایت شده از 𝖡𝗅𝖺𝖼𝗄 𝓒𝗁𝖾𝗋𝗋𝗒 .
هر بار میگم دیگه انجامش نمیدم ، هر بار انجامش میدم و میگم آخرین باره ، هر بار از کاری که کردم پشیمون میشم و به احمق بودن خودم میخندم.
از تو گریزم که به کجا گریزم؟
از بوسه میانجی گر دلم به استخوان
های میانی بالهایت، به کجا گریزم؟
به ابهام عشق گریزم به فردای آبی،
به تن بپوشم توهم آبی که،
سیگار و بخار چایِ در فنجان تو را نقاشی میکردند، حال سیگار و بخار چایِ در فنجانِ شکسته گناه تو را میشوییند.
من از خبر چشم هایم بی خبرم، تو
اگر خبرت شد، خبرم کن