" اندوهم روبرویم نشست،
اندکی در من نگریست
سپس گریستن را آغاز کرد
و من ساکت ماندم ..."
غسان السمان
گفتن:تو آدمی نبودی که تو ذهنمون ساختیمش.
خندیدم. الکی الکی.
الکی الکی داریم حرفایی میزنیم که جگرسوزِ.
بارها غم به تو گفتیم، زِ ما نشنیدی
بعد از این مصلحت آنست که خاموش کنیم...
هلالی جغتایی
تمام سعیمان شادیست اما باز دلگیریم
پسر ما واقعا در تنگنای زندگی گیریم...
"سید تقی سیدی"
۱۹ دسامبر
بابا لنگ دراز عزیز شما جواب سؤال مرا ندادید در صورتی که خیلی هم مهم بود..
شما تاس هستید؟
من عکس تان را دقیقا آن طور که به نظر می رسید با موفقیت تمام طراحی کردم تا رسیدم به سرتان، آن وقت بود که گیر کردم . نمی دانم موهای شما سفید است، با سیاه یا جوگندمی یا شاید هم اصلا هیچکدام. .
اما مشکلم این است که آیا باید برایش یک کم مو بگذارم یا
دوست دارید بدانید چشم های تان چه رنگی است؟ خاکستری است و ابروهای تان سیخ و مثل سایبان است و دهانتان هم یک خط صاف که گوشه هایش به پایین کشیده شده است.
دیدید که میدانم! شما پیرمردی شیک پوش و بداخلاق هستید.
(زنگ کلیسا را زدند.)
https://abzarek.ir/service-p/msg/1906973
فکر کنم بعد مدت ها دیگه وقتشه که با هم صحبت کنیم.