«قربانت بروم که به قدر تمام درختهای دنیاٰ دوستت دارم. چرا که فقط تو و درختها ارزش دوست داشتن دارید. چرا که سبز میشوید. هر سال سبز میشوید و تازه میشوید و سایه دارید و پر از پرنده هستید و نفستان عطر روان است و ریشههایتان در خاک، که جز خاک حقیقی وجود ندارد.»
_از نامههاٰی فروغ فرخزاد
به ابراهیم گلستان_
هدایت شده از رَنگهآیِرَفتهٔدُنیآ
بعضی وقتا دلم میخواد داد بزنم بگم:
نکنید، اینکارُ با قلب من نکنید
بهخدا اونقدرا هم که شما فکر میکنید قوی نیستم، بیاهمیت نیستم، بیاحساس نیستم
خیلی چیزا هست که از زندگی من نمیدونید
از افکار من
از قلب من
همونطور که من درمورد شما نمیدونم
لطفا تمومش کنید