گاهی؛
وزن چیزهایی که از آن حرفی نمیزنند،
از چیزهایی که حرفش را میزنند بیشترند.
هدایت شده از ℳaybe in another lifeفورعزل
شاید تو زندگی بعدی،میتونستم اسکیت روی یخ یاد بگیرم.
هدایت شده از ℳaybe in another lifeفورعزل
شاید تو زندگی بعدی،تو ایران قدیم بودیم.
هدایت شده از ℳaybe in another lifeفورعزل
شاید در زندگی بعدی،۱۸ و ۱۹ فقط دو عدد عادی باشن.
هدایت شده از ℳaybe in another lifeفورعزل
شاید تو زندگی بعدی،تو روسیه به دنیا اومدم.
هدایت شده از ℳaybe in another lifeفورعزل
شاید تو زندگی بعدی،ایران سال ۵۷ هیچ اتفاقی نمیافتاد و مردم زندگیشون مثل قبل بود.
هدایت شده از ℳaybe in another lifeفورعزل
شاید در زندگی بعدی،یک خون اشام باشم.
هدایت شده از ℳaybe in another lifeفورعزل
شاید در زندگی بعدی،بتونم توی هری پاتر باشم.