eitaa logo
حُــــــــرّهِ |☫🖤
79 دنبال‌کننده
655 عکس
207 ویدیو
11 فایل
#العزه_لله إِنَّ الْحَیاةَ عَقیدَةٌ وَجِهادٌ یک حرهٔ حسنی‌ حضرتِ مادر (س)🌿 اینجا قلم، قلم‌خداست کلمات، کلمات‌خداست عکس‌خالقش خداست از لنز‌خدا ما کی باشیم؟! جز یه دل سوخته‌معلم با دغدغه‌های‌انقلابی🪴 حُرّهِ در بله : https://ble.ir/sin_hore
مشاهده در ایتا
دانلود
حُــــــــرّهِ |☫🖤
ـ﷽ـ 📚🕊 _این وصیت من است : سلاحتان را کنار نگذارید، سنگ هایتان را دور نیندازید، شهدایتان را فراموش
کتاب رو که شروع میکنی ناخودآگاه خودت رو در میان کوچه پس کوچه‌های غزه يا کنار یکی از اردوگاه‌های آن تصور خواهی کرد اصلا این کتاب آمده تا روح مرا هزاران کیلومتر آن طرف غرب آسیا ببرد و همنشین انسان‌های شود که در کنار مبارزه، دغدغه‌های یک زندگی رادارند اما مبارزه اصل زندگی آنها است همانطور که ابراهیم این کتاب خطاب به زن عمو و همسرش گفت: (من راهم رو انتخاب کردم و اون رو رها نمی‌کنم خدا گواه است که دوستتون دارم اما اگر بخواهید جلوی من را بگیرید از عشق همهٔ شما؛ دست میکشم و رهاتون میکنم تا راهم رو ادامه بدم و به وظیفه ام عمل کنم.) إبراهيم، عماد، عصام و تک تک مجاهدین این کتاب می‌توانند ‌شهید سنوار یا شهید هنیه باشند فرقی نمی‌کند مهم عقیده است که" مسئله فقط بحث سرزمین و مردم رانده شده از این سرزمین نیست، بلکه جنگ عقیده و دین است؛ نبردی تمدنی، تاریخی و بر سر موجودیت." اما نمی‌دانم چرابحث عماد کتاب که می‌شد، تمثال ابوعبیده که صدایش رعب و وحشت به جان یهود می‌اندازد در خیالم تجسم می‌شد ، شاید وجه مشترک هر دوی آنها باعث می‌شد خیالم این جرأت را پیدا کند. آن جایی که راوی تعریف می‌کرد چطوری و با چه زحمتی برای ساخت یک تله انفجاری با قوطی مجبور می‌شدند با ناخن  گوگرد کبریت را بخراشند تا تله را درست کنند یا برای یک کلاشینکف چه هزینه‌هایی کردند، مانند همین چند سال پیش که رزمندگان ما، با دست خالی چطور پوزه دشمن را به خاک مالیدن، برای چندمین بار معنای وطن را فهمیدم. یا زمانی که صالح و انور عملیات استشهادی انجام دادند تمام خبرهای عملیات استشهادی که تا امروز خوانده بودم جلوی چشمانم رژه افتخار می‌رفتند. حالا می‌دانستم برای یک عملیات نظامی در اتاق فکر مجاهدین چه تصمیماتی گرفته می‌شود، چه نیروهایی برای انجام این عملیات، شادی کنان به میدان می‌روند یاد شعر حاج قاسم افتادم، رقص و جولان بر سر میدان کنند، رقص اندر خون خود مردان کنند، چون رهند از دست خود دستی زنند، چون جهند از نقص خود رقصی کنند. پی‌نوشت‌ها را چنان با دقت می‌خواندم تا روزی که همین نزدیکی‌ها است و سفری به قدس عزیز شریف خواهم داشت شناختی از سرزمین زیتون داشته باشم. و فصل آخر وصیت یحیی سنوار، شهیدی که مانند شیشه عطری شد که بعد از شکستن آن رایحه‌اش هوا را گرفت، انگار این روزها را می‌دید، انگار برای این روزهای من، تو و حتی تک تک فلسطینی‌ها نوشته بود که اگر من سقوط کردم، شما با من سقوط نکنید، بلکه پرچمی را که هرگز سقوط نکرده است، به دوش بگیرید و از خون من پلی بسازید تا نسلی که از خاکستر ما متولد می‌شود قوی‌تر باشد.
شيء عالق بمنتصف الروح، لا يشرحه الكلام ولا يكفيني البكاء عليه..! «ميانه‌ىِ وجودم چيزى معلق است! كه نه "واژه‌ها" قادر به بيان‌ اش هستند! و نه "گريه" برايش كافى است...» عربیات 🌱
قطر دهان باز کنه ببینیم زبون داری. یکی از گاوهای شیرده عرب
قطر گفته من تهران و سوریه نیستم، پاسخ محکمی میدم + قطر لات کوچه خلوت شده بهش مختصات بدن که بیا اینجا رو بزن مثلا بگیم تو پاسخ دادی بعدشم تو خودت رو تیکه تیکه کنی به نقطه‌های ت تهران هم نمی‌رسی
نحن بناة قلوبنا المحطمة. «خود آبادگر دلِ ویران خویشیم..» 🌱
از صمود چه خبر؟ ✳️کاروان به حدود ۵۰ کشتی رسیده که همه آنها به ساحل بندر تونس رسیده اند اما بواسطه چالش های فنی، بنزین و البته خرابکاری ها و دو حمله از جمله به کشتی اصلی یعنی فامیلی، تا دیشب کمتر از ده کشتی کمی از ساحل فاصله گرفته و هنوز اکثر آنها آماده حرکت نیستند یکی از راهبردهای اصلی این کاروان، حرکت دسته جمعی است که این مسئله موجب تأخیر تاکنون و تشدید موانع شده است ❌تاخیر رسیدن کشتی های اسپانیایی، موانع دریایی برخی کشتی های دیگر کشورهای آفریقایی و... زمان را طولانی تر کرده است و این فرصت سیاسی و حقوقی به اسرائیل برای تشدید فشارهای بین المللی داده است @Thirdintifada
01 - In Jade BonBast Nist.mp3
زمان: حجم: 44.3M
🎵 مجموعه پادکست؛ این جاده بن‌بست نیست! 🎶اپیزود ۱؛ پرواز ماهان، ابو وهب، راز روستای مالکیه… 🔻 @EhsanHasani_IR
حُــــــــرّهِ |☫🖤
اعمال شب جمعه سی مرتبه سوره قدر +( اللهم الهمنا الخير و عمل به) سوره واقعه سوره جمعه زیارت عاشورا دعای کمیل التماس دعا 🌿
شب هایی که نمیشه هيئت رفت‌، از اون شب‌هایی هست که خیلی بد میگذره،آروم نیستی، مثل زمان مدرسه که واسه اردو خواب میمونی، "من کیفی که در خونه امام حسین علیه السلام کردم و زندگی کردم، شاید پادشاه‌ها نکرده باشن؛ انقدر به من خوش گذشته..."
مشهدِ دلتنگها مشهدِ دلشکسته‌ها مشهدِ بی‌قیمتا مشهدِ،مشهد نرفته‌ها
شهید و بردار شهید...
کاش برمی‌گشتم به زمانی که تو این ایام تنها دغدغه و فکرم اینکه جلد کم آوردم برای کتاب‌هام اسمم رو داخل کتاب بنویسم یا روی کتاب همه کتاب ها رو ببرم یا نه؟ لباسام رو رخت آویز روی در کمد باشه و من ذوقش رو داشته باشم کیف نو و کفش نو مدادهای تراش خورده تو جامدادی جدید کاش عجله نمی‌کردم برای بزرگ شدن این دنیا ارزش بزرگ شدن رو نداشت به وقتش بزرگ بشید زمان برای کودکی کم است