11.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همیشه وداع سخت ترین لحظات هست
این مدت همش در حال وداع بودیم
امروز هم روضه وداع با امام شهید بعد از چند روز خادمی🌱
@sin_hore
وقتی رسیدم میدان آزادی اذان گفت کوچه به کوچه دنبال یکجا برای تجدید وضو بودم هرجا رو نگاه میکردم یکی چفیه یکی کارتون و... گذاشته بود زیر پاش و نماز میخوند در این بین چشمم خورد به یک دفتر اداری که برای نماز و استراحت مردم پذیرایی میکرد، رفتم داخل از پوسترهای روی دیوارهاش حس کردم دفتر سینمایی هست، صاحب دفتر ایستاده بود و مردم رو راهنمایی میکرد و یه نفر دیگه هم با آب و شربت پذیرایی میکرد، یکی از اتاق ها رو برای آقایون یکی هم برای خانمها گذاشته بود و برای چندمین بار خوشحال بودم که همچين مردمی دارم و با این مردم هم عصر هستم.
#روایتآخریندیدار
@sin_hore
بعد از تشییع سمت میدون ولیعصر یکم نشستم، دختر و پسری با فاصله نشسته بودند که از تیپ و قیافه مشخص بود که از قماش اونوریها هستند، دختر که اطرافش رو دود گرفته بود گفت از همه جا نیرو آوردن که مصلاشون رو پر کنن مشخص بود دنبال جنجال بود، پسر کناریش گفت ولش کن با یه مکث کوتاهی گفت همونطور که [امام] حسین طرفدار داره [امام خامنهای] این هم طرفدار داره.
وقتی خودش جواب خودش رو داد دیگه من چیزی نگفتم ولی تو دلم گفتم خداروشکر که ثابت کردین امام شهید ما حسينی هست و حسين زمان ما بود.
#روایتآخریندیدار
@sin_hore
حُــــــــرّهِ ١١٨ |☫🖤
💔 میروم با کوله باری از دلتنگی! #آخریندیدار @sin_hore
°
گفتم تو را تشییع کنم شاید دلم آرام گرفت
تشییع کردم وآتش جان، شعله گرفت
گویی بار دیگر نهم اسفند را خبر آمد
وصال آن یار خراسانی را خبر آمد
دوست دارم تک تک حروف جملاتی که در ذهنم رژه برپا کردند را گریه کنم، دردم را چگونه بیان کنم که آقایم را تشییع کردم و در دلم هنوز عاشوراست.
هنوز که هنوز است نتوانستم آن طور که میخواهم عزاداری کنم. داغ سنگین است با چند بار سینه زدن و به سر زدن آتش دل آرام نمیشود، لطمه عراقی میخواهد.
#اندر_احوالات
حُــــــــرّهِ ١١٨ |☫🖤
وقتی رسیدم میدان آزادی اذان گفت کوچه به کوچه دنبال یکجا برای تجدید وضو بودم هرجا رو نگاه میکردم یکی
بعد از نماز که تو اون دفتر سینمایی خوندم و فهمیدم که آقا رو بردن دیگه اصلا حواسم نبود که مراسم هنوز ادامه داره مادحین دارن میخونن، حاج مهدی رسولی که من در به در دنبال روضههاش بودم رو اصلا توجه نکردم که اونجاست،
حالا که آقا رو بردن نیازی نبود بمونم برگشتم، برای من همه چی خلاصه شده بود در آقا.
حالا که فیلمهای تشییع در تهران رو میبینم همش با خودم میگم واقعا چرا نموندم؟ چی شد نموندم؟
همه برای من آقا شده بودند و آقا برای من همه
#روایتآخریندیدار
بدون عمامه
بدون چفیه
با تابوت شکسته
با پرچم پاره شده
با خانواده شهید
با شهید شیرخوار
به آغوش حرم رسیدی
و چه خوش رسیدنی
حسین تمام حرفت بود
و عاشورا عاقبتت شد
او که عمری در فراق یار
اشک را مهمان چشم و حسرت را مهمان دل کرده بود
با رسم ادب چه خوب آشنایی داشت
@sin_hore