هدایت شده از سید امیر حسینی
21.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یا جواد الائمه
من شبیه تو جوونم
به محرم برسونم...
#شهادت_امام_جواد #استوری
#سید_امیر_حسینی
🔳 @seyyedamirhoseini 🔳
°
❪نقـشِ انسـان رفـاه نیسـت،
خـوردن و خوابـیدن و خـوش بودن نیسـت؛
انسـان بـرایِ خوشـی
به این همـه اسـتعداد احتـیـاج نداشـت..!❫
#استادعلیصفاییحائری
❀─────「✿」─────❀
آزاده باش مانند مادر (س) 🌱
https://eitaa.com/hore_246
حُــــــــرّهِ |☫🖤
شب جمعه است خوندن سوره جمعه و واقعه فراموش نشه ...
التماس دعا 🌿
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰امام موسی صدر ، سالها پیش گفت...
#اسرائیل_شر_مطلق
❀─────「✿」─────❀
آزاده باش مانند مادر (س) 🌱
https://eitaa.com/hore_246
ـ﷽ـ
داشتم میرفتم برای مراقبی امتحان
تو ماشین، مجری رادیو در مورد سینما صحبت میکرد
نمیدونم کدوم برنامه بود
داشت میگفت:
خیلی خوشحال میشم که یک ایرانی جایزه های بین المللی بگیره
اما شمایی که میای میگی جامعه تلخ واسه همین فیلم تلخ میسازم، اونایی که فیلم شیرین میسازن دیوونه هستند؟!
چرا امثال آقای حاتمی کیا با اون سابقه در جشنواره کن فیلمشون جایزه نمیگیره، یعنی میخوایین بگید شما غول سینما هستید که جایزه میگیری!
يا اون لباس هایی که در فرش قرمز میپوشید،علاوه بر اینکه تبلیغ تبرج هست، با اصالت ایرانی صنمی نداره ، شما فرهنگ داری،ریشه داری.
راست میگه دیگه
واقعا حرف حق جواب نداره.
❀─────「✿」─────❀
آزاده باش مانند مادر (س) 🌱
https://eitaa.com/hore_246
گاهی حواس پرتی در یک کاری، تلنگری هست که بفهمی همه چی دست اون بالایی هست، مغرور نشو به کارت، به حرفت و....
ممنون اوستا کریم که اینجوری هوامون رو داری 💚
هدایت شده از KHAMENEI.IR
Khamenei.ir4_6008149662119236085.mp3
زمان:
حجم:
1.8M
#کلیپ_صوتی | امام باقر(ع)؛ رهبر فکری و فرمانده انقلابی شیعیان
🗓هفتم ذیالحجه، سالروز شهادت امام محمد باقر(علیهالسلام)
💻 Farsi.Khamenei.ir
گر سرم در سرِ سودات روَد، نیست عجب
سرِ سودای تو دارم، غمِ سر نیست مرا.
- امیرخسرو دهلوی-
الی الحبيب عراقی ❤️
❀─────「✿」─────❀
آزاده باش مانند مادر (س) 🌱
https://eitaa.com/hore_246
سفرنامه الي الحبيب
الان که دارم این مطلب رامینویسم
برای نماز صبح ایستادیم ساعت 4صبح هست
حدود نیم تا چهل دقیقه هست که از مرز حرکت کردیم
مرز به طرز جذابی شلوغ بود.
برگردیم چند ساعت عقب تر
ساعت 19:19دیگه اذان مغرب گفته، نماز میخونم، اسنپ رو میگیرم، از اقبال خوبم راننده دو کوچه بالاتر بود و من هنوز کامل ماده نشدم ، خلاصه یکی رو میفرستم به راننده خبر بده که صبر کنه،
تند تند کوله و کیفم رو برمیدارم با خانواده سرشام بودند سرپایی خداحافظی میکنم،مامان میگه : عادت کردیم به رفتنهات فکر کن بدرقه کردیم 🙂 کاسه آب هم ریختیم
ولی واقعا داداشم اومدم و آب پشت سرم ریخت
تو ماشین دونه دونه وسایلی که باید همراهم باشند رو مرور میکنم که یهو یادم میاد بطری آب که گلاب زده اونم تگری شده رو فراموش کردم، دیرم شده بود، مجبور شدم از خیرش بگذرم فقط خبر دادم که دربیارنش نترکه ،نمیدونم چرا از قبل چک نکردم.
بعد از ده دقیقه رسیدم محل قرار، دوستم رو دیدم اسم هامون رو خوندن و سوار ماشین شدیم، مسیر به توسل و دعا و صحبت و خاطره و شوخی گذشت، رسیدیم مرز.
از سمت ایران خلوت بود، گفتیم زود بریم که شلوغ نشه، تا از سالن زدیم بیرون،رسماً مغزمون فاز به فاز شد، این همه جمعیت از کجا، انگار شروع پیاده روی اربعین بود، اینقدر شلوغ که گفتن نداره، رفتیم تو صف و خودمون رو برای ایستادن با کوله و فشار جمعیت و.... آماده کردیم.
ادامه دارد.....