eitaa logo
فروشگاه تنگه اُحد ایران(سیستان)
9.8هزار دنبال‌کننده
4.7هزار عکس
3.6هزار ویدیو
34 فایل
فروشگاه صنایع دستی و سوغات سیستان 🔸با هدف ایجاد اشتغال و فروش محصولات خانواده های کم برخوردار روستاهای منطقه سیستان 📲آیدی جهت سفارش: @sistan 📦ارسال رایگان به تمام نقاط کشور📦 🔹زیر مجموعه مرکز نیکوکاری امام رضا(ع)
مشاهده در ایتا
دانلود
16M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
1⃣قسمت اول مشکل دنیای امروز چیست؟ 🚷خواهش بیماران قلبی تصاویر را نبینند🔞 ⛔️+‌18 ‌‌بســـوے ظــــــــهور💫✨👇 🆔 @Besoye_zohor 💯
🌸 🔷طرح جمع آوری کمک جهت مسجدی در منطقه محروم سیستان🌺 سلام علیکم🌹 ✔️دوستان مسجدی در منطقه محروم سیستان نیاز به داره ، برای تهیه یخچال فریزر نیاز به همت والای شما سروران داریم.👌 ‼️ عزیزان هر چقدر که در توانتون هست ، حتی هزار تومان🙏🌹 ✅لطفاً در این طرح هم 🙏 شماره کارت جهت واریز کمک ها 👇 6037_9975_6039_7946 به نام مهدی صادقی(مسئول طرح)🌹 ✅لطفاً پس از واریز کمک به شماره تلفن یا آیدی زیر اطلاع دهید👇👇 تلفن:09033530107 آیدی : @mahdisadgi4 ‼️ گزارشات در همین کانال اعلام خواهد شد.🌹 خدا خیرتون بده🙏 اجرکم عندالله🌺 🌷ما رو در این پست یاری کنید🙏 ✅به کانال بپیوندید 👇 http://eitaa.com/joinchat/1966014474Cffd9d8e440
فروشگاه تنگه اُحد ایران(سیستان)
#هم_عهدیم 🌸 🔷طرح جمع آوری کمک جهت #تهیه_فریزر مسجدی در منطقه محروم سیستان🌺 سلام علیکم🌹 ✔️دوستان مس
🌴از شما نیکوکاران گرامی تقاضا داریم هر چقدر که در توانتون هست کمک کنید و با نشر این پیام در گروه ها و کانالهایی که حضور دارید ما رو در برگزاری هر چه بهتر این طرح یاری نمایید.🙏
🍃🌼🍃 🌼 حضرت زهرا (س): 🍃 امام همچون کعبه است که باید به سویش روند، نه آن که (منتظر باشند تا) او به سوی آنها بیاید. 🍃🌼🍃
فروشگاه تنگه اُحد ایران(سیستان)
قسمت #‭124‬رمان سجاده صبر🍃🌸 بچه ها پاشین که بابا پنبه داره کم کم تپل میشه... بچه ها به سهیل نگاه کر
قسمت سجاده صبر🌸🍀 سهیل چند لحظه سکوت کرد، انگار چیزی اذیتش میکرد، با حرس گقت: یکیشونم محسن خان عاشق و دلباختتونه، نه؟ فاطمه چند لحظه به سهیل نگاه کرد ... گوشیش رو در آورد و با تمام قدرت از پنجره پرتش کرد بیرون، بعد هم رو کرد به سهیل و گفت: اینم از عاشق و دلباختم محسن خان ... دیگه؟ سهیل چیزی نگفت و به جلو خیره شد ... ته دلش هم میدونست فاطمه گناهی نداره، اما امان از غرور ... با اینکه میدونست فاطمه االن چقدر ناراحته، با اینکه دلش برای ناراحتی فاطمه داشت میترکید، با اینکه ته دلش هم میدونست کارش اشتباهه، اما احساس میکرد غرورش شکسته ... برای همین تا مقصد دیگه هیچ حرفی نزد و هر دو به جاده نگاه کردند... در کوچیک خونه رو که باز کرد با دیدن باغچه پر از گل و درخت به وجد اومد، بچه ها هم به وجد اومده بودند و شاد به سمت تابی که وسط حیاط بود دویدند. خونه قدیمی ای بود، با یک نگاه اجمالی چیزی که نظرش رو جلب کرد در و پنجره های چوبیش بودند که شکل قدیمی ای به خونه میدادند، ایوانی که با دو تا پله از حیاط جدا میشد و در اصلی خونه که رو به ایوان باز میشد. آروم در اصلی رو باز کرد و وارد شد، خونه متشکل از یک هال کوچیک بود که فقط کمی بزرگتر از یک اتاق سه در چهار بود، واردش شد، بوی نم از همه جاش می اومد، دو تا اتاق دیگه اونجا بود که در همشون به سمت هال باز میشد، و یک آشپزخونه بسیار کوچیک که اون هم درش به سمت هال بود، حمام و دستشویی هم که بیرون از خونه و توی حیاط بود. با تعجب همه جای خونه رو ورانداز کرد، خیلی با خونه خودشون فرق داشت، خونه شیک و مدرنشون رو نمی تونست با این خونه مقایسه کنه ... رو کرد به سهیل که داشت چمدونها رو میاورد تو و گفت: خونمون اینه؟! سهیل سرش رو باال آورد و نگاهی به خونه انداخت، خودش هم اولین بار بود که اینجا رو میدید، گفت: با پولی که به پیام داده بودم، بهتر از این گیرش نیومد ... -این خونه رو خریدی؟ -آره. -پولشو از کجا آوردی؟ -تمام پس اندازم. فاطمه دوباره نگاهی به خونه کرد و گفت: وسایلمون اینجا جا نمیشه. -هر چی جا نشد میفروشیم.
♡🌸🌺🌸♡ ☝🏼خواهــرم.. ✍🏻خـــوب بیــندیش ڪہ روزے طـــراوت جـــوانے با وجـــودت وداع میگــوید و ڪبــوتر زیبــایے از آشــیانہ ات پر میــڪشد... 👈🏻و چــروڪہاے ناخــوانده و ناخــواستہ بر چــهره ات خـــواهد نشــست ... 👈🏼پــس چگـــونہ بہ نفــس خـــود اجازه مــیدهے در ایــن لحــظات زود گـــذر بر تو غالـــب شــود.. و جـــمال و زیـــباییت را ویـــترینی براے جلـــب توجہ بیـــگانگان و نـــگاههاے زهــر آگینـــشان ســازد.. 👈🏻تا بــر تو ڪہ جایــگاهے بـــس ارزنـــده دارے بہ عنــوان یڪ ڪـــالاے تجـــارے نظـــر بیفڪنـــند خواهـــرم تو جایـــگاهے بسیــار رفیــع دارے تا زمــانے ڪہ خـــودت رفیــع بودن خـــودت را بــاور داشـــتہ باشے.... ♡🌸🌺🌸♡ 🌤أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْـفَـرَج🌤 🆔 @sarbazegomnam
🔺دو نفر زندانی 👈در زمان حضرت (ع) نفر به افتادند. پس از مدتی آنها را ساختند، یکی و سرحال بود و دیگری و ضعیف گشته بود. 👈حضرت موسی از آن پرسید: چه سبب شد که تو را ساخت؟ ❌گفت: به بود و به خدا داشتم. 👈از دیگری پرسید: چه چیز سبب شد که تو را و لاغر ساخت؟ گفت: از خدا، مرا به این افکنده است. 👈حضرت موسی (ع) دست به سوی خدا برداشت و عرض کرد: بارالها! گفتار این دو نفر شنیدم، مرا ساز که کدام یک ؟ و فرمود: 👈آن که و حسن ظن به من دارد، است. 📒نمونه معارف ج4 ♥️أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْـفَـرَج♥️
9.77M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آیت الله بهجت: مومنین مضطرانه دعا کنند برای فرج.... 🌷 استاد پناهیان
♥ امام مهربانم روزها را به شب و شبها را به صبح میرسانیم به امید ظهورتان... 🌤الّلهُـمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَـــ الْفَـــرَج🌤
🌼 الا كه راز خدايي خداكند كه بيايي تو نور غيب نمايي، خداكند كه بيايي شب فراق تو جانا خداكند به سرآيد سرآيد و تو برآيي، خداكند كه بيايي  🌸 🆔
✨﷽✨ ✅تلنگر ✍در گذر از راه های پر پیچ و خم و سختی های آخرالزمان، خداوند مسیری را برای ما مهیا کرده است که بتوانیم به ریسمان او چنگ زده و خود را از باتلاق آخرالزمان نجات دهیم. در ابتدا باید ببینیم که در کجای این مسیر هستیم. و آیا تابلو و نشانه و یا راهنمایی برای طی کردن و ادامه راه وجود دارد؟ امیرالمومنین هشت فاکتور و یا بهتر بگوییم هشت تابلو برای رهایی از فتنه ها در آخرالزمان، معرفی کرده اند که می‌تواند کمکی برای بشر سرگردان امروزی باشد. اولین تابلو، استقامت و تقیّه در برابر دشمنان است: «ما درِ گشایش ایم؛ وقتی که مبعوث شویم و همه راه ‌ها بر مردم بسته شود. ماییم «باب حطّه» که در اسلام است. هرکس در آن آید، نجات یابد و هر که از آن دور شود، فرو افتد. خدا به ما آغاز کرد و به ما پایان داد و آنچه را بخواهد به ما می‌زداید و به ما پایدار سازد و به ما باران فرود آید. مبادا فریبنده، شما را از خدا فریب دهد. اگر بدانید در ماندنِ شما میان دشمنانتان و تحمّل اذیت ‌ها چه اجری دارید، چشم شما روشن شود. و اگر مرا نیابید، چیزهایی از ستم و دشمنی و خودبینی و سبک ‌شمردن حق خدا و ترس ببینید که آرزوی مرگ کنید. چون چنین شود، همه به رشته خدا بچسبید و از هم جدا نشوید و بر شما باد به صبر و نماز و تقیّه» 📚 بحارالانوار، ج ۶۵، ص ۶۱ 【 الّلهُــمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــــ الْفَــرَج 】 ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖