❥༻⃘⃕࿇════┅┄
🌄 اين حديث شريف دلالت دارد كه #رجعت نه مستلزم تكليف است نه منافى با آن، بلکه ممكن است همه آنها كه زنده مي شوند مكلف باشند و ممكن است نباشند، و ممكن است بعضى مکلف باشند و بعضى نه، چون قريشيها كه زنده شدند تكليف نداشتند و گر نه نمى گفتند: "ما دوست می داشتیم او را درک کرده و به وی ایمان بیاوریم"، و اسرائيليان كه زنده شدند مكلف بودند چنانكه تحقيق مطلب إن شاء الله بيايد.
❥༻⃘⃕࿇════┅┄
❥༻⃘⃕࿇════┅┄
🌄 حدیث سوم: شیخ صدوق از امام رضا علیه السلام نقل کرده که مامون در جلسه به ایشان گفت:
مرا از سخن ابراهيم خبر بده كه گفت: «پروردگارا نشانم بده چگونه مردگان را زنده ميكنى؟ گفت: آیا ايمان ندارى؟ عرض كرد: چرا ولى تا قلبم آرام گيرد»؛ امام فرمود: خداوند به ابراهيم وحى كرد: من دوستى مي گيرم كه اگر از من زنده کردن مردگان را درخواست کند برایش زنده شان می کنم، و در قلب ابراهیم خطور كرد كه آن خليل و دوست خداوند همو است، 👇👇
❥༻⃘⃕࿇════┅┄
❥༻⃘⃕࿇════┅┄
لذا عرض كرد: پروردگارا نشانم بده چگونه مردگان را زنده ميكنى؟
گفت: آیا ايمان ندارى؟ عرض كرد: چرا ولى تا قلبم آرام گيرد كه آن دوست منم.
خدا فرمود: چهار پرنده بگير و قطعه قطعه كن سپس بر سر هر كوهى قسمتى بگذار، آنگاه آنها را بخوان شتابان به سوى تو مى آيند، ابراهيم كركس و مرغابى و طاوس و خروسى را گرفت و قطعه قطعه كرد و با يكديگر مخلوط نمود، و بر سر هر ده كوهی که اطرافش بود قسمتى گذاشت، 👇👇
❥༻⃘⃕࿇════┅┄
❥༻⃘⃕࿇════┅┄
سپس منقارهاى آنها را ميان انگشتانش گذاشت و يك يك را به نام صدا زد و آب و دانه اى هم نزد خويش نهاد، پس اين اجزاء به پرواز آمد و به هم پيوست تا بدنها تكميل شد و هر بدنى آمد تا به سر و گردن خود چسبید و ابراهيم منقارها را رها كرد و آنها پرواز كردند،
سپس به زمين نشسته از آن آب خوردند، و از آن دانهها برچيدند و گفتند: اى پيامبر خدا ما را زنده كردى خدايت زنده دارد، ابراهیم فرمود: بلکه خدا زنده مى كند و مي ميراند، و او بر هر چيزی توانا است، مامون گفت: اى ابو الحسن خدايت بركت دهد»؛ تا آخر حديث.
📕 . عیون أخبار الرضا علیه السلام ج1 ص198، التوحید ص132 ح14، الإحتجاج ج2 ص427-428
❥༻⃘⃕࿇════┅┄
❥༻⃘⃕࿇════┅┄
🌄 حدیث چهارم: باز هم شیخ صدوق روايت کرده که مأمون راجع به اين آيه سوال كرد:
«چون موسى براى وعده گاه ما آمد و خدا با وى سخن گفت، عرض كرد: پروردگارا! خود را به من بنما تا ترا ببينم، گفت: هرگز مرا نخواهی دید»،
📕 . اعراف: 143
حضرت فرمود: چون خداوند با موسى سخن گفت، موسى به سوى قوم رفته واقعه را خبر داد، آنها گفتند: ما هرگز ايمان نمي آوريم تا سخن خدا را بشنويم،
👇👇
❥༻⃘⃕࿇════┅┄
❥༻⃘⃕࿇════┅┄
موسى از آن جمعيت هفتصد هزار نفرى، هفتاد هزار، و از آنان هفت هزار، و از آنان هفتصد و از آنان هفتاد نفر را انتخاب كرده با خود به طور سینا برد، چون كلام خدا را شنيدند گفتند:
ما هرگز به تو ايمان نمي آوريم تا خدا را آشكارا ببينيم، پس خدا صاعقه اى بر ایشان فرستاد، که بواسطه ظلمشان آنها را گرفته و مردند، موسى عرض كرد: خداوندا! اگر قوم، مرا متهم كنند- كه تو چون به دروغ دعوى پيمبرى مي كردى اينان را بردى و كشتى- من جواب آنان را چه بگويم؟ خداوند دوباره ايشان را زنده كرد و همراه او فرستاد»؛ تا آخر حديث.
📕 . عیون أخبار الرضا علیه السلام ج1 ص200
❥༻⃘⃕࿇════┅┄
❥༻⃘⃕࿇════┅┄
🌄 حدیث پنجم: مرحوم صدوق از حضرت صادق علیه السلام راجع به سخن خدای متعال: «چهار پرنده را بگير ...» روایت کرده که فرمود: «هدهد و صرد (مرغى سبزپشت و شكم سفيد) و طاوس و كلاغ را گرفته، سر بريد، سرهايشان را کنار گذاشت، سپس بدنهايشان را كوبيد تا با هم مخلوط شد، سپس آنها را ده قسمت كرده بر سر ده كوه گذاشت، و آب و دانه اى نزد خود نهاد؛ و منقارهاى مرغان را ميان انگشتانش گرفت و گفت: 👇👇
❥༻⃘⃕࿇════┅┄
❥༻⃘⃕࿇════┅┄
به اذن خدای عز و جل شتابان بيایيد. آن گوشت و پر و استخوانها به سمت هم پرواز كردند تا بدنها به حالت اول برگشت و هر بدنى آمد به سر و گردنى كه در دست او بود چسبيد، حضرت ابراهيم منقارها را رها كرد، مرغان همانجا مانده از آن آب خوردند، و از آن دانهها برچيدند و گفتند: ما را زنده كردى خدايت زنده ات بدارد، فرمود: بلکه خدا زنده مىكند و مي ميراند».
📕 . الخصال ج1 ص265
❥༻⃘⃕࿇════┅┄