eitaa logo
پاتوق کتاب آسمان
564 دنبال‌کننده
2هزار عکس
152 ویدیو
25 فایل
🔹معرفی‌و‌عرضه‌آثار‌برجسته‌ترین‌نویسندگان‌و‌متفکرین‌ایران‌و‌جهان 🔸تازه‌های‌نشر 🔹ارسال‌به‌سراسرایران آلبوم کتاب‌ها: @skybook_album ادمین: @aseman_book آدرس:خ‌مسجد‌سید خ‌ظهیرالاسلام‌کوچه‌ش۳ بن‌بست‌اول سمت‌راست "سرای‌هنر‌و‌اندیشه" تلفن:09901183565
مشاهده در ایتا
دانلود
‌🔰یادداشت اختصاصی داوری اردکانی در حاشیه کتاب «روایت رضا»؛ مخالفت با تجدد به جایی نمی‌رسد-نه عزم توسعه داریم و نه در فکر طرح برنامه آنیم 🔸توسعه‌نیافتگی ابتلا به سرگردانی و اشتغال به ندانم‌کاری است/ اینکه مطلوب‌های تجدد را می‌گیریم و آنچه را نمی‌خواهیم وامی‌گذاریم توهم است 🔸رضا داوری اردکانی نوشت:‌ توسعه‌نیافتگی برخلاف آنچه بسیاری می‌پندارند عقب‌افتادگی نیست، دور شدن از قدیم و واماندن از جدید است. توسعه‌نیافتگی گم کردن جایگاه تاریخی و ابتلا به سرگردانی و بلاتکلیفی و اشتغال به ندانم‌کاری است. علوم اجتماعی باید این وضع را دریابد و راه خروج از آن را نشان دهد. 🔸درست است که توسعه، توسعه تجدد است، اما تجدد، ملک غرب و در اختیار قدرت‌های جهانی نیست، بلکه نظم حاکم و غالب بر جهان است. جهانیان در برابر آن دو انتخاب دارند: یا با تحقیق و تامل راه توسعه اختیار می‌کنند. یا با این توهم که مطلوب‌های آن را می‌گیریم و آنچه را نمی‌خواهیم وامی‌گذاریم، در برهوت توسعه‌نیافتگی به گرد خویش می‌گردند. 📄 متن کامل را از این لینک بخوانید ibna.ir/x6DGY @skybook
‌ ... یادم می‌آید زنی پنجاه ساله توی عشیره مان بود که مرض سِل داشت. اسمش حسنیه بود. او را رها کرده بودند بمیرد. پدرم رفت کولش کرد و آورد خانه. مادرم چهار سال تروخشکش کرد تا از دنیا رفت. حتی یک بار هم ندیدم سر حسنیه بگومگو کنند همیشه میگفتند مهمان حبیب خداست... https://eitaa.com/skybook_album/255 @skybook
پاتوق کتاب آسمان
‌ ... یادم می‌آید زنی پنجاه ساله توی عشیره مان بود که مرض سِل داشت. اسمش حسنیه بود. او را رها کرده ب
‌ آخر سر همه سنگرهای مسلحین را توی حلب گرفتیم. بیشترشان فرار کردند؛ اما یک عده رفتند میان مردم شهر، بین زن و بچه‌ها خودشان را پنهان کردند. پیروزی ما قطعی بود و حالا خارجی‌ها می‌خواستند اعضای گروهک‌های مسلح به خصوص فرماندهانشان را از منطقه بیرون ببرند و جای دیگر روبه روی ما ازشان استفاده کنند. با فشارهای بین المللی و صلاح دید دولت مرکزی سوریه آتش بسی برقرار شد تا در سایه آن مسلحین همراه خانواده و بستگانشان بتوانند از شهر بیرون بروند. این آتش بس در حقیقت قرارداد و زدوبندی میان روس‌ها و ترک‌ها بود. قرار گذاشتند در ازای خروج مسلحین از حلب تعدادی از مردم فوعه و کفریا در محاصره نیروهای جبهة النصرة و تحریر الشام هم آزاد شوند. اما میدانستم آنها توجهی به وضعیت وخیم مردم فوعه و کفریا ندارند و فقط با این حربه می‌خواهند نیروهای وفادارشان را از دست ما نجات دهند. هیچ کس به فکر این شیعیان مظلوم نبود؛ روس‌ها که اصلاً توجهی نداشتند. ترک‌ها از خداشان بود شیعیان در محاصره از بین بروند، دولت مرکزی هم که اصلاً قدرتی نداشت قرارداد را بستند و یک کریدور باز کردند تا مسلحین هم تخلیه شوند. 📗 ‌قاسم @skybook
پاتوق کتاب آسمان
‌ آخر سر همه سنگرهای مسلحین را توی حلب گرفتیم. بیشترشان فرار کردند؛ اما یک عده رفتند میان مردم شهر،
‌ادامه🔺 وقتی داشتند مسلحین را از شهر حلب بیرون می‌بردند به بچه‌های فاطمیون و جبهه مقاومت گفتم جلوی آنها را بگیرند. این کار ما فلسفه‌ای داشت که هم برای روسیه درس بود، هم به دولت سوریه کمک بزرگی کرد و برای سیاست‌های بعدی ما هم خوب بود. با اینکه روس‌ها فشار می آوردند، نزدیک ۷۰ اتوبوس را برگرداندند. زدوخوردی هم شد و دو نفر از مسلحین هم کشته شدند. رئیس جمهور روسیه دو یا سه بار با رئیس جمهور ایران و دو بار با رئیس جمهور سوریه تماس گرفت. وزیر دفاع روسیه هم بارها با وزیر دفاع ما تلفنی حرف زد و قرار شد فرستادگان ویژه روسیه بیایند حلب. «گفتم تا شیعیان در محاصره فوعه و کفریا آزاد نشوند، امکان ندارد بگذارم این کریدور باز شود.» روس‌ها فشار می‌آوردند. می‌گفتند ما توافق کرده‌ایم. گفتم نمی‌شود. خیلی هاشان را برگرداندم. این کار حُسن دیگری هم داشت؛ کسانی که فکر می‌کردند روسیه همه کاره است و ما فقط نیروی زمینی آنها هستیم متوجه شدند که روسیه برای ما فقط در نقش یک همکار است و ما استقلال خودمان را داریم. با این کار طرح ترکیه و روسیه را ناکام گذاشتیم. وقتی مردم فوعه و کفریا آزاد شدند اجازه دادم کریدور را باز کنند. 📗 قاسم به روایت @skybook
12.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌ 🎥 چرا به پرواز با پاراگلایدر علاقه داشت ‌ پ‌ن: همیشه گرم و پرشور و دلنشین سخن می‌گفت و حرف‌های بدیعی می‌زند. اما نقلی که از چهل حدیث امام آورده را طوری دیگری می‌فهمم. ‌این هیجان که رضا امیرخانی از آن سخن می‌گوید آورده دنیای جدیدی است که انسانِ دچارِ روزمرگی، باید با آن خود را تخلیه کند. انسانی که شاید چیزی پیش روی خود نمی‌بیند و آنچه که میبیند صاف و شفاف و پیش بینی پذیر است. وگرنه خمینی که از قوه غضبیه سخن میگوید، سخنش عالم را میلرزاند. نه لرزیدن و چرخش زمین زیر پا و معلق ماندن در فضا، که این وجود انسان‌ها و مناسباتشان بود که لرزه برمیداشت و ترک می‌خورد و ویران می‌شد. آن عارف با بی اعتنایی‌اش به مشهورات و مناسبات رایج طوفان به پا می‌کرد. - خدا شفای عاجل عنایت کند. ان شاءالله @skybook
در موضوع توحید و ایمان -9  .mp3
زمان: حجم: 9.8M
غم دلدار فکنده است به جانم، شررى که به جان آمدم و شهره بازار شدم واعظ شهر که از پند خود آزارم داد از دم رند مىّ آلوده مددکار شدم | بشنوید 🎙...زمانه سلمان... 🔸 آیا این نحوه دینداری و ایمان که حضرت روح الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در غزل فوق متذکر آن می‌باشند؛ با توجه به ظرفیت بشر امروز نیست که سلمان نمادِ آن بود و امروز ایران، آن را به جهانیان پیشنهاد می‌کند؟ ● دوشنبه ۱۷ آذر ماه ۱۴۰۴ @skybook
‌‌ 🔰 کتاب "راز مادری" منتشر شد... ◇مادر و پناه بی عالمی جهان امروز◇ ● قسمتی از متن کتاب: ما یک درد جانگاهی داریم به نام "بی‌عالمی" که پناهش زن است. پناهش مادر است. اینجاست که جایگاه زن هم برای خودش و هم برای بقیه آشکار می‌شود. اینجاست که زن به یک‌ معنا جایگاه پیدا می‌کند و دیگر یک نفر میان بقیه نیست؛ کسی است که عالم ساز است. حال مسئله این است که طلب حقیقی زن کجا اتفاق می‌افتد؟ کجاست که ما پناهمان مادر می‌شود؟ کجاست که به زبان مادری پناه می‌بریم؟ آن نقطه‌ای است که درد بی‌عالمی را احساس می‌کنیم! ---تالیف و تدوین: سرای‌ هنر‌ و‌ اندیشه--- ◇◇ به مناسبت میلاد با سعادت حضرت فاطمه زهراسلام‌الله‌علیها◇◇ 🔸 ارسال رایگان به سراسر ایران @sohabook
11.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌ اگر یک فکری وجود داشته باشد ادبیات متناسب با آن فکر وجود نداشته باشد آن فکر می‌میرد، از بین می‌رود. تولید ادبیات مناسب با اندیشه و فکر یک هنر بزرگی است. یکی از مراکزی و پایگاه‌هایی که این ادبیات را، ادبیات مقاومت را، تدوین میکند، گسترش میدهد، منتقل میکند عبارت است از پدیده‌ی مداحی و هیئت. ۱۴۰۴/۹/۲۰ @skybook
...استثنایی برقاعده... می‌خواهم کتابی را به شما معرفی کنم که شعر نیست، رمان نیست، نقد نیست و به یک معنا از دایرهء امور باور پذیر بیرون است اما واقعی است. یک نفر ثابت کرده که محال، ممکن است. نام کتاب این است؛ تندتر از عقربه ها حرکت کن. ◇ روایتی است از یک ایمان پولاد وار از توکل به خدا و اعتماد به نفس و نترسیدن در عرصهء دستیابی به تکنولوژی. آنهم در کشوری که نه هیچگاه دولت کارآمدی داشته است نه بخش خصوصی آن جز دلالی، دانشی داشته و نه جز تولید هله هوله، صناعتی. ◇ من هرچه بنویسم جای خواندن یک ورق از روایت سیر و صیرورت مهندس نوید نجات بخش را نمی‌گیرد، اما می‌گویم پدید آمدن چنین عزم و اراده‌ایی در این کشور از مقولهء کرامات اولیاست. ◇ تکنولوژی پزشکی شعر و شاعری نیست که در این کشور سابقهء هزار وصد وچندساله داشته باشد تا هرکسی بتواند با به کار بستن نسخهء شمس قیس رازی کاری از پیش ببرد. ما در زمینهء صنایع مدرن باور کرده‌ایم توانی بیش از مونتاژ نداریم و باید تا قیامت مصرف کنندهء تولیدات کشورهای پیشرفته باشیم. همین باور است که خرده پاهای مارا به دلالی و حاکمان را به اختلاس و پولشویی و غارت آشکار سوق داده است. وقتی همگان از کبیر تا صغیر خود را در عرصهء تمدن تکنیکی درمانده و ناتوان ببینند و باور کنند که راهی برای خوشبختی نیست ناچار به دزدی از بیت المال رو می‌آورند و به تبهگنی خود وجههء قانونی می‌دهند و با بخشی از چپاول سبیل بالادستیها را چرب می‌کنند و اگر حاصل دور زدن تحریم‌ها سر به خدا میلیارد هم بزند می‌شود با چند سال زندانی شدن و مقاومت دربرابر شرکای سابق، دیگر بار بر اریکهء قدرت نشست و با افتخار به عرصهء غارت برگشت. در چنین مغاکی که قدم به قدم چاله و چاه و مانع دولتی و حکومتی و خصولتی و...الخ در کارست، چگونه می‌شود کاری از پیش برد؟ ◇ من می گویم محال است ما از بشکن دو انگشتی و خاله رو رو و عموسبزی فروش و وزن و قافیه و التماس دعا گفتن به یکدیگر،کاری از پیش ببریم، اما نوید نجات بخش چیز دیگری می‌گوید و اگر این کتاب تخیل نباشد کاری کرده است کارستان. کاری که باور آن خارق اجماع است تا چه رسد به اصل آن. ◇ چگونه توانسته است بر مشکلات فنی تکنیک غلبه کند؟ چگونه برخلاف تمام درس خوانده‌های مقاله نویس که گمان می‌کنند علم یعنی مقاله نویسی، از هیمنهء تکنیک و ولایت آن نترسیده است؟ چگونه توانسته است با کمک دوستان اندک خود علیرغم سنگ اندازی‌های دولتمردان و بالا دستی‌ها به اینهمه موفقیت دست پیدا کند و تابوی ناتوانی ایرانیان را در عرصهء تکنیک بشکند؟ چنانکه خود می‌گوید با ایمان به خدا و اخلاص در دیانت‌. ◇ آیا نمی‌توان گفت دیگران که چهل و هفت سال است ترجیح می‌دهند برمدار مصرف کالای خارجی بگردند فاقد ایمانی هستند که نوید نجات بخش به آن مسلح است؟ ◇ خلاف جریان حرکت کردن در حرف آسان است اما بنا بر کتاب" تندتر ازعقربه ها حرکت کن" نوید نجات بخش در عمل توانسته است بر خلاف جریان فراگیر و رسوب کرده در خردها و روانها،حرکت کند. و من در حیرتم که چگونه ناامید نشده و دست از تلاش برنداشته است. ◇ در کشوری که از صدر تا ذیل و از حاکم تا محکوم به وضع موجود گردن نهاده و به "ولایت تکنیک" تسلیم نشده‌اند پایداری و پیشرفت نوید نجات بخش و دوستانش حیرت انگیز است. ◇ ایرانی‌ها قومی هستند که از حملهء اعراب تاکنون از بس ستم دیده و توسری خورده و سرکوب شده‌اند، هرگاه با مانعی مواجه می‌شوند به جای مقاومت یا چاره اندیشی صورت مسئله را پاک می‌کنند یا مانع را دور می‌زنند (مثل دور زدن تحریم‌ها که واپسین نمونهء گسسته خردی این قوم است) آیا نوید نجات بخش از تباری دیگر است یا از سیاره‌ای دیگر به سرزمین رضا و تسلیم فرود آمده است؟ ادامه دارد @skybook
‌ آدم اگر می‌خواهد روی قله کوه بلندی برود اگر همراهش آدم‌های هم وزن این قله نباشند توی راه زمین‌گیرش می‌کنند. متوقفش می‌کنند، اما اگر آدم‌های همراه این راه آدم‌هایی بودند که نه تنها قله را می‌پیمایند آدم را هم می‌گیرند و می‌برند همراه خودش، انسان احساس اطمینان می‌کند. همیشه بهترین آدم‌ها اگر بدترین همراه‌ها را داشته‌اند شکست خورده‌اند. بالعکس هم بوده، بدترین آدم‌ها بوده‌اند بهترین همراه‌ها را داشته‌اند، پیروز شده‌اند. ما این راه‌ها را زیاد رفته‌ایم. در کلمات امیرالمومنین علی علیه السلام فراوان می‌بینیم این را، در مقایسه اصحاب خودش با اصحاب معاویه، بنابراین همراه خیلی مهم است... @skybook