یک جمله دیگری از همین کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل را باهم بخوانیم. البته این جمله مربوط به قوه شهویه و حد تعادل آن یعنی عفت است. ببینید چطور سلطنت عقل بر این قوه را تصویر می کنند:
« و نيز نفس بهيمى را جهت تفريطى است كه از آن تعبير به «خمود» كنند و آن عبارت است از: بازداشتن قوۀ شهوت از حدّ اعتدال و مقدار لازم، و مهمل گذاشتن اين قوه شريفه كه از براى حفظ شخص و نوع، به او مرحمت شده است.
و چون اين قوه، در تحت ميزان عقل و شرع ارتياض پيدا كرد و از جانب غلوّ و تقصير و حد افراط و تفريط، خارج شد و متحرّك به حركات عقليّه و شرعيّه گرديد، و در تحت تصرّف عُمّال الهى درآمد، و از تصرف و خدعه شيطان و وهم خارج شد، يك حالت سكونت و طمأنينه [اى] در آن حاصل شود و يك ملكه اعتدال و ميانه روى در آن پيدا شود كه از قوه [اى] كه صبغۀ عقليّه بلكه الهيه پيدا كرده، تعبير به «عفّت» شود.» (ص 278)