سعید نیازی
سعید نیازی:
عدالت بر بستر شخم:
سخنرانی مشاور وزیر در شورای مدیران سازمان جهاد کشاورزی استان لرستان، پژواکِ فریادی برای احیای کشاورزی
خرمآباد - ۲۰ بهمن ۱۴۰۴
در جلسهای صریح و تأملبرانگیز در شورای هماهنگی مدیران سازمان جهاد کشاورزی لرستان، حجتالاسلام نیازی، مشاور امور اجتماعی و توسعه عدالتمحور وزیر جهاد کشاورزی، با تشریح کمبودها و کاستیهای تاریخی این بخش، بر ضرورت بازتوزیع عادلانه منابع و یارانهها به نفع کشاورزان تأکید کرد. وی با توصیف رانت و توزیع ناعادلانه به عنوان «یک سرطان ۴۷ ساله»، اجرای عدالت در توزیع یارانهها را حق مسلم بخش کشاورزی خواند و گفت: همانگونه که حذف ارز ترجیحی ابتدا فشارش به کشاورزان رسید، اولین سود اجرای عدالت نیز باید به جیب آنان برگردد.
■ طلوعِ عدالت در غروبِ انصاف
در آستانه دهه فجر، زمانی که فضای کشور آکنده از مرور دستاوردهاست، جلسه شورای مدیران جهاد کشاورزی لرستان، میزبان روایت دیگری از انقلاب بود؛ روایتی معطوف به عدالت اجتماعی و کرامت انسان به عنوان دو رکن اساسی که باید سنجه عملکرد نظام قرار گیرند. مشاور وزیر، با فراتر رفتن از شعارهای کلیشهای، تصویری عریان و مبتنی بر عدد از بخشی که نان آور کشور است ارائه داد. این سخنان، نه فقط خطاب به مدیران حاضر، بلکه هشداری به تمام ساختارهای تصمیمگیر و تخصیصدهنده منابع بود.
■ تشریح یک بیماری مزمن؛ بیعدالتی تاریخی
نیازی در تحلیل خود، ناکارآمدی و بیعدالتی در بخش کشاورزی را نه یک اتفاق، بلکه یک ساختار ریشهدار تاریخی معرفی کرد که در چند لایه خود را نشان میدهد :
۱ . کمبودِ بودجه تخصیصی و سرمایهگذاری:
وی با اشاره به برنامه هفتم پیشرفت که سالانه ۱۷۵ هزار میلیارد تومان (همت) را برای پروژههای آب و خاک ضروری میداند، از تحقق کمتر از ۵ همت خبر داد. این فاصله وحشتناک بین برنامه و عمل، اساس توانایی بخش برای مقابله با چالشهایی مانند خشکسالی را از بین میبرد. وی پرسید: «با سهم تنها دو درصدی از سرمایهگذاری ملی، چگونه میتوان غذای ۸۵ میلیون نفر را در شرایط بحران اقلیمی تأمین کرد؟»
۲ . فقر آموزش و تراژدی نیروی انسانی:
عدد ۱۱۰۰ تومان به عنوان سرانه آموزش و ترویج برای هر کشاورز، گویای عمق بیتوجهی به توسعه دانش در این بخش است. این مشکل زمانی حادتر میشود که با کمبود شدید نیروی متخصص مواجهیم. نیازی مثال زد: «در یک استان کلیدی، ۴۰۰ هزار بهرهبردار تنها ۱۴۰ کارشناس در مراکز خدمات در اختیار دارند.» این نسبت غیرممکن، هرگونه هدف گذاری برای ارتقای بهرهوری و انتقال تکنولوژی را به شوخی میگیرد.
۳ . فشارهای سیاسی برای تحمیلِ مدیران غیر متخصص و ناکارآمد :
مشاور وزیر صراحتاً از «تحمیل مدیران غیرمتخصص در برخی موارد به بخش کشاورزی به دلیل فشارهای سیاسی » انتقاد کرد. این موضوع، مدیریت بحرانهای پیچیده ای مانند آفات، بازار و منابع آب را با چالش مواجه میسازد. نیازی به صورت صریح اشاره کرد: برخی از آقایان به جای این که در این شرایط خاص داخلی و خارجی همراه و همکارِ وزیر در اجرای سیاست های توسعه ای عدالت بنیان باشند و باری از دوشِ مجموعه وزارت جهاد کشاورزی بردارند ، در برخی موارد با باج خواهی های سیاسی در تحمیل مدیران پیشنهادی و یا درخواستِ منابع مالی و سخت افزاریِ خارج از ظرفیت های بودجه ای وزارت خانه ، خودشان تبدیل به باری سنگین بر دوشِ وزیر و وزارت خانه می شوند . وزیر محترم جهادکشاورزی با سیاست کلان و راهبردیِ توسعه عدالت بنیان در بخش کشاورزی و با پی گیری عدالت انتصابی و عدالت توزیعی ، فرصتی مغتنم برای توسعه پایدار و متوازن در بخش کشاورزی هستند .
■ عدالت یارانهای؛ از شعار تا اقدام
نیازی با اشاره به «جرأت دولت چهاردهم برای اصلاح سرطان ۴۷ ساله رانت»، اجرای عدالت در توزیع یارانهها را یک تست جدی برای تحقق شعارهای عدالتمحور خواند. استدلال وی قوی و مبتنی بر انصاف بود: بخش کشاورزی، که پیش قراول تولید و امنیت غذایی است و فشارهای ناشی از اصلاحات اقتصادی (مانند حذف ارز ترجیحی) را مستقیم تحمل کرده، باید نخستین ذینفع اصلاح توزیع یارانهها باشد.
این خواسته، در بستر سیاستهای وزارت جهاد کشاورزی معنادارتر میشود. سیاستهای حمایتی مانند خرید تضمینی گندم یا خرید تضمینی برای پایداری تولید، کشت قراردادی برای کنترل بازار و مقابله با دلالی، و تلاش عظیم برای صدور سند اراضی کشاورزی ، همگی گامهایی هستند که در صورت همراهی با تزریق عادلانه منابع و یارانه، میتوانند اثراتی انقلابی داشته باشند.
■ عدالت بیننسلی و بازخوانیِ گفتمان انقلاب
سعید نیازی
مشاور وزیر، بحث را به حوزهای فراتر از اقتصاد کشاورزی کشاند: عدالت بیننسلی. وی تأکید کرد که حفظ ذخایر ژنتیکی، منابع آب و خاک، و به طور کلی صیانت از منابع پایه، در واقع پاسداری از حق نسلهای آینده است. این نگاه، مأموریت بخش کشاورزی را به یک مسئولیت اخلاقی و ملی ارتقا میدهد.
نیازی دهه فجر را فرصتی برای «بازخوانی کارنامه عملی نظام در افقِ گفتمانِ عدالت اجتماعی » دانست و هشدار داد که اگر ساختارها متناسب با گفتمان انقلاب اسلامی بهروزرسانی شده بود، امروز شاهد برخی نارضایتیهای اجتماعی نبودیم. این اظهارنظر، اصلاحات در بخش کشاورزی را به مثابه الگویی برای تحقق عینی عدالت در کل نظام مطرح کرد .
■ درسهایی از یک هشدار سراسری
نیازی با اشاره به اهمیت پایشِ ضریبِ عدالت در بخش کشاورزی اشاره کرد : بدون حکمرانی دادهمحور، شفافیت و قواعد هوشمند، حتی بهترین نیتها نیز میتواند به تقویت ناعدالتی بینجامد.
■ نتیجهگیری: از فریاد تا اقدام
سخنرانی نیازی در خرمآباد، بیش از یک گزارش کاری، مانیفستی برای نجات کشاورزی از طریق عدالت بود. پیام اصلی وی چندلایه بود:
۱ . تشخیص بیماری:
بخش کشاورزی با یک بیعدالتی تاریخی در تخصیص بودجه، نیروی انسانی و مدیریتِ روزمرگی با بارهای اضافیِ خارج از حوزه اختیارات و اعتبارات و واقعیات مواجه است.
۲ . نسخه درمان:
قلب درمان، اجرای بیمسامحه عدالت در اجرایِ قاطعِ دستورالعمل عدالت انتصابی و توزیع همه منابع، به ویژه یارانهها، با اولویت دهی به کشاورزان است.
۳ . حکمتِ عمل:
این اصلاح، تنها راه تضمین امنیت غذایی و تحقق عدالت بیننسلی در شرایط بحران اقلیمی است.
۴ . آزمون مشروعیت:
موفقیت یا شکست در این مسیر، معیاری عینی برای ارزیابی کارنامه عملی نظام در تحقق آرمانهای انقلاب خواهد بود.
اکنون نوبت تصمیمگیران است. آیا ساختارهای تخصیصدهنده منابع، جرأت مقابله با «سرطان ۴۷ ساله» را دارند؟ آیا سود عدالت، پیش از هرچیز به خستگی ناپذیرترین قشر تولیدکننده این سرزمین خواهد رسید؟ پاسخ به این پرسشها، نه تنها آینده سفره مردم، بلکه تا حد زیادی آزمون صداقت گفتمان عدالت در میهنمان خواهد بود.
سعید نیازی
■ به بهانه افتتاح گلخانهای در استانِ لرستان با حضور مشاور امور اجتماعی وزیر جهاد کشاورزی
افتتاح یک گلخانه، گشایش یک افق: تحلیل مشاور وزیر از نسبت کشاورزی گلخانهای و توسعه عدالت محور
خرمآباد - ۲۰ بهمن ۱۴۰۴
در مراسم افتتاح یک واحدِ تولیدی گلخانه ای در استان لرستان، سعید نیازی، مشاور امور اجتماعی و توسعه عدالتمحور وزیر جهاد کشاورزی، با تقدیر از این سرمایهگذاری، از آن به عنوان «نمونهای عینی از پیوند ممکن بین فناوری نوین و عدالت سرزمینی» یاد کرد. وی در سخنانی تحلیلگرانه، نسبت ضرورت توسعه کشاورزی گلخانهای با گفتمان توسعه عدالتمحور در بخش کشاورزی را تشریح و بر لزوم جهتدهی هوشمندانه این روند برای جلوگیری از عمیقتر شدن شکافها تأکید کرد.
■ گلخانه؛ نماد امید یا نشانه شکاف؟
افتتاح هر واحد گلخانهای مدرن، به ویژه در استانی مانند لرستان با پتانسیلهای طبیعی و چالشهای معیشتی، همواره با دو روایت همراه است: روایت پیشرفت تکنولوژیک و افزایش بهرهوری، و روایت نگرانی از تمرکز منابع در دستان توانگر. نیازی با پذیرش هر دو جنبه، سخن خود را با این پرسش کلیدی آغاز کرد : «آیا کشاورزی گلخانهای، که به ناچار سرمایهبر و دانشبنیان است، میتواند در خدمت توسعهای قرار گیرد که عدالت محور و همهشمول باشد؟ یا آنکه خود به عاملی برای حذف کشاورز خردهپا تبدیل خواهد شد؟»
■ ضرورت اجتنابناپذیر؛ گریز از توسعه گلخانهای نیست
مشاور وزیر، توسعه گلخانهای را نه یک انتخاب لوکس، که یک ضرورت استراتژیک برای کشاورزی ایران در شرایط کنونی برشمرد و آن را بر سه پایه استوار کرد:
۱ . پاسخ به بحران آب:
نیازی با اشاره به وضعیت فلات مرکزی و حتی کاهش بارشها در زاگرس، گلخانه را به عنوان الگویی با بهرهوری ۱۰ برابری آب در مقایسه با کشت سنتی معرفی کرد. وی تأکید کرد: «عدالت بیننسلی حکم میکند که با هر قطره آب، حداکثر ارزش غذایی را تولید کنیم. گلخانه در این زمینه، یک فناوری عدالتخواه است.»
۲ . تضمین امنیت غذایی در آشفتگی اقلیمی:
با اشاره به افزایش نوسانات دمایی و سرمازدگیهای دیررس بهاره که هر ساله خسارات سنگینی به باغات و مزارع استان وارد میکند، گلخانه را «پناهگاه امن تولید» خواند. وی گفت: «عدالت در تامین غذا، یعنی دسترسی پایدار همه مردم به محصول سالم. گلخانه با ایجاد ثبات در تولید، پایهای برای این عدالت است.»
۳ . افزایش بهرهوری و کیفیت:
امکان کنترل عوامل رشد، کاهش مصرف سم و کود، و تولید محصول استاندارد و خارج از فصل، از دیگر مزایایی بود که نیازی به آنها اشاره کرد. این امر هم سود کشاورز را افزایش میدهد و هم حق شهروند برای مصرف محصول سالم را تضمین میکند.
■ تقاطع خطرناک؛ تهدیدها در کمین عدالت سرزمینی
نیازی سپس به بخش هشدارآمیز سخنان خود پرداخت و تأکید کرد که این ضرورت، به خودی خود ضامن تحقق عدالت نیست. وی چند خط قرمز را برشمرد که در صورت عدم رعایت، توسعه گلخانهای میتواند به ضدعدالت تبدیل شود:
۱ . تهدید عدالت توزیعی:
«اگر سیاستها و تسهیلات به گونهای تنظیم شود که فقط سرمایهداران بزرگ یا شرکتهای خارج از استان بتوانند گلخانه احداث کنند، نتیجه آن خلع ید از کشاورز بومی و تبدیل شدن او به کارگر ساده روزمزد در زمین خودش خواهد بود. این یعنی تشدید ناعدالتی.»
۲ . شکاف دانشی و عدالت فرصت:
کشاورزی گلخانهای نیازمند دانش فنی پیچیدهای است. نیازی پرسید: «آیا نظام ترویج و آموزش ما، با سرانه ۱۱۰۰ تومانی برای هر کشاورز، توانایی ارتقای دانش زارعین خردهپا برای ورود به این عرصه را دارد؟ اگر پاسخ منفی است، این توسعه، شکاف دیجیتال و دانشی را عمیقتر و عدالت فرصت را نقض میکند ، لذا نمایندگان محترم مجلس در بودجه سال جاری باید نسبت به اعتبارات آموزش و ترویج در بخش کشاورزی عنایت ویژه ای داشته باشند.»
۳ . تمرکز جغرافیایی و عدالت منطقهای:
وی هشدار داد که اگر توسعه گلخانهای صرفاً حول قطبهای بزرگ و زیرساختهای موجود متمرکز شود، میتواند به حاشیهنشینی بیشتر مناطق محرومی مانند بسیاری از نقاط لرستان بینجامد. عدالت ایجاب میکند که توزیع امکانات و پروژهها متوازن باشد.
■ نقشه راه عدالتمحور؛ چگونه گلخانه را به ابزار عدالت تبدیل کنیم؟
مشاور وزیر در بخش پایانی، با ارائه پیشنهادهای عینی، چارچوبی برای همسوسازی توسعه گلخانهای با عدالت ترسیم کرد:
۱ . الگوی تعاونیهای فراگیر گلخانهای:
نیازی قویاً از مدلی حمایت کرد که در آن، دهها کشاورز خردهپا با زمینهای کوچک، سهامداران یک مجتمع بزرگ گلخانهای شوند. دولت باید با تسهیلات کمبهره و بلندمدت، و همچنین آموزش فنی، از شکلگیری این تعاونیها حمایت کند. این مدل، هم صرفهمقیاس ایجاد میکند، هم سود را عادلانه توزیع میکند و هم دانش را منتشر میسازد.
۲ . بستههای حمایتی هدفمند:
سعید نیازی
وی پیشنهاد کرد تسهیلات بانکی و یارانه نهادههای انرژیبر (مانند برق و گاز) به طور ویژه به طرحهای خرد و متوسط، تعاونیها و پروژههای واقع در مناطق محروم اختصاص یابد. این همان «اجرای عدالت در توزیع یارانهها» است که سودش مستقیماً به کشاورزان محلی میرسد.
۳ . ایجاد شبکههای زنجیره ارزش عادلانه:
نیازی بر لزوم همراهی توسعه گلخانه با ایجاد صنایع تبدیلی و بستهبندی محلی و نیز بازارهای مستقیم فروش (مانند پلتفرمهای دیجیتال کشاورز-مصرفکننده) تأکید کرد تا ارزش افزوده تولید نیز در منطقه باقی بماند و به دلالان واسط انتقال نیابد.
۴ . حکمرانی دادهمحور و شفاف:
ایجاد سامانه ملی رصد توسعه گلخانهها با شاخصهایی چون «تعداد بهرهبرداران خرد مشارکتکننده»، «توزیع جغرافیایی پروژهها» و «میزان صرفهجویی آب» برای پایش ضریب عدالت در این روند ضروری دانسته شد.
■ نتیجهگیری: گلخانه عدالت، رؤیای ممکن
سعید نیازی سخنان خود را اینگونه جمعبندی کرد: «این گلخانه پیش روی ما، میتواند صرفاً یک واحد اقتصادی سودآور برای مالک آن باشد. اما اگر سیاستگذاری کنیم، میتواند الگویی شود برای دهها تعاونی مشابه در سراسر استان. انتخاب با ماست: یا شاهد «دوگانگی دیجیتال-سنتی» در کشاورزی و عمیقتر شدن شکافها باشیم، یا با عزمی حاکمیتی و عدالتخواهانه، فناوری گلخانه را به خدمت بگیریم تا هم آب را نجات دهیم، هم غذای مردم را تأمین کنیم، و هم کرامت و منافع کشاورز زاگرسنشین را حفظ و ارتقا بخشیم. این مسیر، همان توسعه عدالتمحور است.»
این سخنان، چارچوبی روشن برای مناقشه آینده پیرامون توسعه کشاورزی ایران ارائه میدهد: پذیرش ضرورتهای فناورانه، بدون از دست دادن تمرکز بر عدالت به عنوان قلب تپنده پیشرفت. و در پایان نیازی با تجلیل و تاکید بر رویکرد توسعه گرایانه و عدالت محور وزیر جهاد کشاورزی گفت : نظر فنی و علمی وزیر محترم جهادکشاورزی این است که ما برای مدیریت بحران های آب و تغییرات اقلیمی راهی هموارتر و نزدیک تر از کشاورزی گلخانهای برای تضمین امنیت غذایی و تحقق توسعه عدالتمحور نداریم .
سعید نیازی
برای به ثمر نشستن کامل این طرح،نیازمند حمایتهای همهجانبه مالی، معنوی و فرابخشی از سوی نهادهای حاکمیتی و همکاری نهادهای علمی کشور هستیم. تقویت این کانون دانش و حفاظت، تنها یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت برای تضمین آینده غذایی و محیط زیستی ایران است. باغ گیاهشناسی زاگرس، بیش از یک مجموعه گیاهی، نماد عزم ملی برای حرکت به سوی توسعهای پایدار و عادلانه است که در آن، حق نسلهای آینده بر موهبتهای طبیعی به رسمیت شناخته میشود و از آنها حفاظت میگردد.
سعید نیازی
■ سعید نیازی :
روایتی از سفرِ استانی لرستان
( قسمتِ اول )
■ از باغِ گیاهشناسی لندن
تا باغِ گیاهشناسی زاگرس
اولی پا به پای صادرات نفتی درآمد و ارزی آوری دارد ( باغ گیاهشناسی لندن )
و دیگری منتظر تزریقِ پولِ چند قطره کشتیِ نفت برای تکمیلِ آزمایشگاه است ( باغِ گیاهشناسی لرستان )
باید پابه پای مرگ بر انگلیس ، مرگِ بر اِنگل هایی که منابعِ ملی را قربانیِ منافعِ شخصی و جناحی خود کردند را ؛ فراموش نکنیم
■ در قالب یک سفر کاری یکروزه به استان زیبا و کوهستانی لرستان،همراهی با جناب آقای مهندس صیادی عزیز رئیس محترم سازمان جهاد کشاورزی استان و جمعی از همکاران، فرصتی ارزشمند را فراهم آورد تا از باغ گیاهشناسی زاگرس بازدید بهعمل آید. این سفر نه تنها یک بازدید میدانی، که فرصتی برای درک عمیقتر از پیوند میان توسعه کشاورزی، عدالت اجتماعی و حفاظت از میراث طبیعی بود. آنچه در ادامه میآید، برداشتها و تحلیلهای اینجانب از ابعاد گوناگون این طرح ملی و ارتباط آن با گفتمان توسعه عدالتمحور در بخش کشاورزی است.
■ باغ گیاهشناسی زاگرس : گامی فراتر از یک طرح استانی
باغ گیاهشناسی زاگرس،که در مرحله تکمیل و بهروزرسانی است، فراتر از یک پروژه محلی یا منطقهای تعریف میشود. این مجموعه، یک طرح ملی و بنیادین است که رسالتی فراتر از اهداف توریستی یا زینتی دارد. هسته اصلی مأموریت آن، حفاظت، جمعآوری و پژوهش بر روی گونههای گیاهی ارزشمند و در معرض خطر زاگرس است. این اقدام را میتوان نمونهای بارز از توسعه عدالتمحور دانست؛ چرا که اولویت را نه بر منافع کوتاهمدت، که بر تأمین امنیت غذایی پایدار برای تمامی آحاد جامعه و نسلهای آینده قرار میدهد.
■ حفاظت از گونهها؛ پاسداری از امنیت غذایی و عدالت بیننسلی
در بازدید میدانی،اهمیت این باغ بهعنوان یک بانک ژن زنده و ذخیرگاه ژنتیکی به وضوح آشکار بود. با توجه به تغییرات ناگهانی و غیرقابل پیشبینی اقلیمی، هر گونه گیاهی که از دست برود، تنها یک فقدان زیستمحیطی نیست، بلکه ضربهای سنگین به امنیت غذایی کشور محسوب میشود. گونههای بومی و مقاوم زاگرس، سرمایههایی هستند که میتوانند در آینده، پاسخگوی نیازهای جدید و چالشهای اقلیمی بخش کشاورزی باشند.
■ ابعاد اجتماعی و اقتصادی: از امنیت غذایی تا تولید اشتغال و عزت ملی
نگاه به این پروژه،تنها از منظرِ کشاورزی حفاظتی، نگاهی ناقص خواهد بود. باغ گیاهشناسی زاگرس دارای ابعاد اجتماعی و اقتصادی گستردهای است که مستقیم با زندگی مردم و توسعه متوازن منطقه پیوند دارد.
۱ . تولید دانش و اشتغال:
این مجموعه یک قطب تحقیقاتی زنده است که میتواند بسترساز فعالیت دانشمندان، پژوهشگران و متخصصان علوم گیاهی و کشاورزی شود. ایجاد فرصتهای شغلی مستقیم و غیرمستقیم در حوزههای پژوهش، نگهداری، گردشگری علمی و آموزش، از پیامدهای اجتماعی قابل توجه آن است.
۲ . الگویی برای توسعه اقتصادی پایدار:
اشاره به تجربه موفق باغ گیاهشناسی کیو در انگلیس بسیار عبرتآموز است. این کشور با سرمایهگذاری روی ذخایر ژنتیکی گیاهی، امروز از طریق تولید و صادرات بذر و نهال، درآمدی فراتر از درآمد نفتی برخی کشورها ایجاد میکند. این نشان میدهد که حفاظت از طبیعت، میتواند موتور محرک اقتصادی پویا و پایدار باشد. باغ زاگرس نیز این پتانسیل را دارد که در آینده، با کشت و تکثیر گونههای ارزشمند، نه تنها به خودکفایی بذر و نهال کمک کند، بلکه به منبعی برای ارزآوری و توسعه اقتصادی منطقهای تبدیل شود.
۳ . تولید امنیت، استقلال و عزت:
محصولات استراتژیک کشاورزی و ذخایر ژنتیکی آن، تنها تأمینکننده غذا نیستند. آنها تولیدکننده امنیت ملی هستند. کشوری که بر بذر و نهال مورد نیاز خود حاکمیت و استقلال داشته باشد، در برابر نوسانات بازار جهانی و بحرانهای احتمالی، مقاومتر است. این استقلال، به عزت ملی و کاهش وابستگی میانجامد. بنابراین، سرمایهگذاری روی پروژههایی مانند باغ گیاهشناسی زاگرس، در حقیقت سرمایهگذاری روی امنیت و عزت آینده ایران است.
■ سخن پایانی: باغی برای توسعه همهجانبه و عادلانه
بازدید از باغ گیاهشناسی زاگرس،مرا به این باور راسختر رساند که توسعه حقیقی، توسعهای همهجانبه و عادلانه است. این طرح، پیوندی عمیق بین حفاظت محیط زیست، امنیت غذایی، عدالت بیننسلی، رشد اقتصادی و اقتدار ملی برقرار میسازد.
■ وجود چنین پروژههایی در استان لرستان، که خود گهوارهای از تنوع زیستی است، نشان از نگاه راهبردی و عدالتمحور مسئولان جهاد کشاورزی استان و متولیان امر دارد.