🔺 یک داستان تلخ و غمانگیز
❌ روایت جدایی اعتکاف از مسجد!
1⃣ قسمت اول
این داستان مسجد، داستان تلخ و غمانگیزیه. داستان مسجدی که قرار بود خانهی همهی خوبیها باشه اما آرامآرام، میزبان مهمانانی شد که رفتند و برنگشتند.
وقتی قرآن از مسجد کوچ کرد
یادتان هست؟ دهه هشتاد، با شور و شوق فراوان «مؤسسات قرآنی» تأسیس کردیم. بودجههای کلان دولتی گرفتیم، ساختمانهای مجهز ساختیم، تابلوهای زیبا نصب کردیم.
اما چه شد؟
پیامبر اکرم(ص) فرموده بودند: «انما نُصِبَت المساجد للقرآن» - مساجد برای قرآن برپا شدهاند. ولی ما قرآن را از خانهاش بیرون بردیم! امروز همین مؤسسات برای یک جلسه قرآن باید به مسجد التماس کنند، اجاره بدهند، با هزار مشکل روبرو شوند. قرآنی که صاحبخانه بود، مستأجر شد!
2⃣ قسمت دوم
3⃣ قسمت سوم
4⃣ قسمت چهارم
🚩 سید ناصر میرمحمدیان
🔺 یک داستان تلخ و غمانگیز
❌ روایت جدایی اعتکاف از مسجد!
2⃣ قسمت دوم
داستان مسجد با قصه پرغصه تأسیس هیئتهای بزرگ و مستقل و حسینیههای جدا از مساجد ادامه پیدا کرده.
قصهای که از دل همان اشتباهها درآمد و باز هم مسجد را تنها گذاشت.
هیأتهایی که از مسجد رفتند
همین قصه را برای عزاداری اهلبیت(ع) هم تکرار کردیم. هیأتهای مستقل راه انداختیم، حسینیههای جداگانه ساختیم. نتیجه؟ مساجد در ایام محرم خالی ماندند و هیأتها سرگردان شدند. هر سال باید دنبال مکان بگردند، با مشکلات مالی دست و پنجه نرم کنند، و مهمتر از همه، ارتباطشان با محله و مردم قطع شد.
مسجدی که قرار بود پایگاه عاشورا باشد، تبدیل شد به ساختمانی که فقط برای نماز از آن استفاده میشود.
کانونهای هنری که پرپر شدند
بعد نوبت هنر رسید. گفتیم هنر در مسجد جا ندارد، بیایید «کانون فرهنگی هنری» تشکیل دهیم. کانونهایی که حالا نه پایگاه دارند، نه مخاطب ثابت، نه منابع پایدار. و مساجد؟ مساجدی که میتوانستند کانون هنر اسلامی باشند، از نسل جوان خالی شدند.
1⃣ قسمت اول
3⃣ قسمت سوم
4⃣ قسمت چهارم
🚩 سید ناصر میرمحمدیان
🔺 یک داستان تلخ و غمانگیز
❌ روایت جدایی اعتکاف از مسجد!
3⃣ قسمت سوم
این سالها، صحنه حذف محافل قرآنی، هیئت و عزاداری و فعالیتهای فرهنگی از مساجد، با راهبری اشتباه اعتکاف مساجد دارد تکرار میشود. اینبار، حتی یکی از عمیقترین عبادتهای جمعی هم در معرض جدایی از خانهی خودش قرار گرفته.
و حالا نوبت اعتکاف است...
امروز همان اتفاق دارد برای اعتکاف میافتد. ستادهای اعتکافی تشکیل میشوند که هیچ ارتباطی با مسجد ندارند. برگزارکنندگانی که اهل محل نیستند، میآیند و از مسجد به عنوان یک «سالن» استفاده میکنند. حتی گاهی شاکی هستند که چرا مسجد برای استفاده از فضایش پول میگیرد!
تصور کنید: مسجدی که باید میزبان معتکفین محله خودش باشد، تبدیل میشود به مکانی اجارهای برای غریبههایی که میآیند، اعتکاف میکنند و میروند. و ما نگران میشویم که چطور این افراد را بعد از اعتکاف نگه داریم. چرا؟ چون از اول، کار را از جای درستش شروع نکردیم.
مسجد؛ یک نهاد زنده، نه یک ساختمان
دوستان من، مسجد فقط چهار دیوار و یک محراب نیست. مسجد قلب محله است، خانه مردم است، پایگاه همه فعالیتهای دینی و اجتماعی است. وقتی مسجد را تبدیل میکنیم به یک مکان صرف، همه چیز را از دست میدهیم.
🔸 ادامه دارد...
1⃣ قسمت اول
2⃣ قسمت دوم
4⃣ قسمت چهارم
🚩 سید ناصر میرمحمدیان
🔺 یک داستان تلخ و غمانگیز
❌ روایت جدایی اعتکاف از مسجد!
4⃣ قسمت چهارم
چه کنیم تا داستان غمانگیز مسجد بهتر تمام شود؟ چطور میشود این مسیر تلخ را به راهی امیدوارکننده برگرداند؟
راهحل چیست؟ بازگشت به خانه!
تصور کنید مسجدی که:
خودش برنامه اعتکاف دارد، با مدیریت هیئت امنا و امام جماعت و اهالی محل در برگزاری آن نقش دارند و احساس تعلق میکنند. معتکفین بعد از اعتکاف، به طور طبیعی عضو همین مسجد میشوند و نورانیت اعتکاف در فعالیتهای روزانه مسجد جاری میشود. این یعنی اعتکافی که ریشه دارد، ماندگار و تأثیرگذار است.
هنوز فرصت هست!
خبر خوب این است که هنوز دیر نشده! میتوانیم از تجربههای گذشته درس بگیریم. میتوانیم مسجد را دوباره به کانون همه فعالیتهای معنوی محله تبدیل کنیم.
ستادهای اعتکاف به جای تصدیگری، باید نقش حمایتی و آموزشی داشته باشند. به مساجد کمک کنند که خودشان اعتکاف برگزار کنند، نه اینکه جای آنها بنشینند.
دعوت به تأمل
از همه دوستانی که دغدغه اعتکاف دارند، دعوت میکنم، قبل از برنامهریزی برای اعتکاف، این سؤال را از خودتان بپرسید:
آیا این اعتکاف را مسجد برای مردم خودش برگزار میکند، یا ما مسجد را برای برنامه خودمان اجاره میکنیم؟
اگر جواب دوم است، بیایید مسیر را عوض کنیم و به مسجد کمک کنیم خودش مجرب و صاحب اعتکاف شود.
مسجد جامعهپرداز، مسجدیست که همه فعالیتهای دینی از دل آن میجوشد و به آن برمیگردد. این مسجد، خانه قرآن، پایگاه اهلبیت، محل اعتکاف و کانون هنر اسلامی است. این مسجد، زنده، پویا و اثرگذار است.
1⃣ قسمت اول
2⃣ قسمت دوم
3⃣ قسمت سوم
🚩 سید ناصر میرمحمدیان
میرمحمدیان | مردم، محله و مسجد
🔺 یک داستان تلخ و غمانگیز ❌ روایت جدایی اعتکاف از مسجد! 1⃣ قسمت اول این داستان مسجد، داستان تلخ
📮 نظر شما چیه؟
اگر درباره این داستان تلخ و غمانگیز، پیشنهاد با انتقادی دارید از طریق پیام ناشناس بفرستید.
📝 ارسال پیام ناشناس
هدایت شده از سازمان تبلیغات اسلامی
📃
#روایت_تبلیغ
🔸 مشکلات شهر با حضور مادربزرگها حل میشود
🔹در شهر سهند استان آذربایجان شرقی، گروهی از بانوان باتجربه و خیر، که به «مادران شهر» مشهور هستند، در قالب نهادی مردمی و خودجوش وارد میدان شدهاند و بسیاری از مشکلات محلی را با اعتماد، تدبیر و عدالت حل میکنند.
🔹 این مادران در زمینههای مختلف فعالیت دارند؛ از تهیه جهیزیه و حل منازعات خانوادگی گرفته تا تسهیل ارتباط محله با نهادها، و نقش واسطهای میان مردم و دستگاهها ایفا میکنند.
🔹 هماکنون در سهند، حدود ۶ «مادر شهر» فعال در محلات مختلف حضور دارند؛ کسانی که مردم در مواجهه با مشکلات شهری و خانوادگی، و در ارتباط با نهادها و مسئولان، به آنها رجوع میکنند.
🔹 متن کامل روایت را از درگاه زیر بخوانید:
🔗https://nehzat.ir/news/17906
#سازمان_تبلیغات_اسلامی
#آذربایجان_شرقی
💠 @sazmantablighaat
ایتا | بله | تلگرام | اینستاگرام | ویراستی | آپارات
«پیمان فتح» در حرم شاهچراغ
امروز مسافر استان فارس و شهر باصفای شیراز بودم. صبح زود با همراهی حاجآقای ولدان، مدیرکل محترم تبلیغات اسلامی استان فارس که بهتازگی مشغول خدمت شدن، رفتیم زیارت حضرت احمدبنموسی علیهالسلام شاهچراغ.
بعد از زیارت، نماز صبح رو توی حرم خوندم و چند دقیقهای هم بعد از نماز صحبت کردم. این حرم همیشه به من آرامش میده و حالا یادآور جرم و جنایت دشمنان هم هست.
طبق قرار همیشگی روزهای زوج، ساعت ۵.۳۰ نزدیک ضریح نشستم تا چهاردهمین جلسه آنلاین «پیمان فتح» رو در این حرم باصفا برگزار کنم.
بعد از نماز، رفتیم دیدار حضرت آیتالله حاجآقای دژکام، نماینده محترم ولیفقیه در استان که بسیار دلسوز مسئله مسجد و محلهمحوری و شبکه امامت هستند.
توفیق شد توی جلسه درس خارج ایشون شرکت کنیم و بعدش هم درباره موضوعات مختلف قرارگاه مسجد طرح بحث شد.
الحمدلله صبح پربرکتی بود... .
🚩 سید ناصر میرمحمدیان