هدایت شده از اخبار میدان
مبلّغ با منبرش از حضرت زهرا(س) میگوید،
مدّاح با روضهاش،
شاعر با شعرش.
ما هم در رسانههای شخصی و رسانهمحلهی مسجد، سهمی داریم؛
سهمی در معرفی بانویی که برای دفاع از ولایت ایستاد و تا شهادت پیش رفت.
وقتی این معرفی در برابر تحریف و دشمنیها باشد، میشود جهاد تبیین؛
پس محتوای ما هم باید در دفاع از مکتب ولایت و الگوی حکمرانی امامت، محکم و اثرگذار باشد.
و یکی از توسلاتمان این باشد:
«یا فاطمه زهرا(س)، راه دفاع از ولایت و تبیین حق و ایستادگی در برابر دشمن را به ما نشان بده.»
@akhbar_meydan
میرمحمدیان | مردم، محله و مسجد
🔺این قصه را شنیدهاید؟ 🔊 روایت این بانوی مسجدی! ما در «رادیو بانور» قصهٔ بانوان مسجدی را در قالب پ
🇱🇧 ادامه یک قصه… از قم تا بیروت
روایت خانم باقری فقط قصه یک محله نبود؛ پنجرهای بود به جهان بانوانی که هر جا باشند، امید را زنده نگه میدارند.
در ادامه آن روایت، از ماجرای پیام اختصاصی شهید سید حسن نصرالله(ره) میگویند و اینکه چطور مسافر کوچهپسکوچههای بیروت شدند.
این روزها که بیروت هستم و از نزدیک صبر و استقامت این مردم را میبینم، بیشتر یاد بخش دوم روایت افتادم.
اگر بخش اول را نشنیدهاید، بشنوید؛ امروز ادامه روایت را تقدیم میکنم، روایتی که مسیرش از قم تا بیروت امتداد دارد.
🔊 بخش اول: خدا هست... خدا هست
✍ سید ناصر میرمحمدیان
شبکه بانوراز قم تا بیروت.mp3
زمان:
حجم:
13M
🔊 ادامه یک قصه... از قم تا بیروت
قصه امیدآفرینی خانم باقری و گروهی که داشتند، از کوچهپسکوچههای شهرک پردیسانِ قم آغاز شد و تا جایی پیش رفت که مدتی بعد، پیام شهید عزیز سید حسن نصرالله(ره) به آنها رسید؛ تا بدانند صدای همدلی یک محله کوچک، میتواند در لبنان شنیده شود.
کمی بعد و در دوران جنگ، پای او به بیروت باز شد؛ میان مادران داغدار و کودکانی که با صدای انفجار بزرگ میشدند و او همان کار همیشگی را از سر گرفت: امیدآفرینی؛ با کاموا، سوزن، دستبندهای دستساز و بازیهای کوچک.
این قصه، پیوند دلهای قم و بیروت است؛ روایت زنانی که امید را از محلههای قم تا قلب مقاومت بردند.
▫️ این روایت شنیدنی را بشنوید
🔊 بخش اول: خدا هست... خدا هست
✍ سید ناصر میرمحمدیان
✊🏼 «پیمان فتح»
📖 درسهایی از سوره فتح
🔸 جلسه ۳۴
📜 رحمت خدا؛ حتی برای دشمنان!
۱. رحمت خدا محدود به مؤمنان نیست
حتی کسانی که هنوز ایمان نیاوردهاند، ظرفیت هدایت دارند و در دایره رحمت الهی حساب میشوند.
۲. هدف الهی، نجات حداکثری است
خدا نمیخواهد کسی در جهنم سقوط کند؛ تا آخرین فرصتها درهای هدایت را باز میگذارد و جبهه حق مأمور گسترش رحمت است.
۳. انسان، تعیینکننده مرز بهشت و جهنم
لجاجت در کفر، انسان را از دایره هدایت دور میکند. این انتخابِ خود افراد است، نه اراده انتقامجویانه خدا.
۴. عذاب الهی، انتخاب کافران!
اگر کافران از صف مؤمنان جدا میشدند، عذابشان حتمی بود. سختی عذاب نتیجه مسیر غلط خودشان است.
۵. تکلیف ما؟ کسی را از ایمان دور نکنیم
رفتار تند و قضاوتهای عجولانه، افراد را به دامن دشمن میبرد. مأموریت مؤمن، دعوت به مسیر هدایت است.
۶. پیامبر و امام حسین «ع»؛ الگوی رحمت
هر دو بزرگوار، در سختترین شرایط، تا آخرین لحظه درِ هدایت را باز گذاشتند؛ نجات یک نفر هم ارزشمند است.
۷. لشکر خدا باید گسترده شود!
قرآن افتخار را در نجات بیشتر انسانها میداند، نه در اینکه فقط «عدهای خاص» باقی بمانند.
۸. رحمت الهی، در اوج جنگ و سختی
صلح، تأخیر در جنگ و سختیهای مسیر، بر مدار رحمت و برای رشد جبهه حق طراحی شدهاند.
🔊 پیمان فتح – جلسه ۳۴
✍ سید ناصر میرمحمدیان
میرمحمدیان | مردم، محله و مسجد
✊🏼 «پیمان فتح» 📖 درسهایی از سوره فتح 🔸 جلسه ۳۴ 📜 رحمت خدا؛ حتی برای دشمنان! ۱. رحمت خدا محدود به
سید ناصر میرمحمدیانپیمان فتح _ جلسه ۳۴.mp3
زمان:
حجم:
18M
💠 پیمان فتح
درسهایی از سوره مبارکه فتح
🔸 جلسه سیوچهارم
📜 رحمت خدا؛ حتی برای دشمنان
🗓 شنبه، دوشنبه و چهارشنبه
🌄 بینالطلوعین
📝 نکات کلیدی جلسه سیوچهارم
✍ سید ناصر میرمحمدیان
میرمحمدیان | مردم، محله و مسجد
💠 پیمان فتح درسهایی از سوره مبارکه فتح 🔸 جلسه سیوچهارم 📜 رحمت خدا؛ حتی برای دشمنان 🗓 شنبه، دوشن
«پیمان فتح» در کربلا!
امروز یک توفیق خاص نصیبم شد. دیشب از لبنان برگشتیم. چون پرواز مستقیم نیست، از مسیر عراق آمدیم. شب رسیدیم بغداد و صبح توفیق زیارت کاظمین را پیدا کردیم.
امروز هم کربلای معلی هستم و نائبالزیاره همه دوستان. با وجود سفر و جابهجایی، دلم نیامد جلسه امروز «پیمان فتح» که به جلسه ۳۴ رسیده را تعطیل کنیم. قرار، قرار است؛ هرجا که باشیم و در جوار بارگاه سیدالشهدا علیهالسلام جلسه را برگزار کردیم.
گاهی خدا در دل همین سختی مسیرها، برکتی میگذارد که آدم را شکرگزارتر میکند.
✍ سید ناصر میرمحمدیان
19.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 داستان این مسجد پیچ شمیران!
🌱 میگن روزی که یه روحانی جوان به عنوان امام جماعت این مسجد اومد، کسی فکر نمیکرد آدم خاصی باشه. آرام، ساده، شبیه یکی از خود مردم.
اما پشت همین سادگی، نفَس مردی بود که درِ مسجد و حتی درِ خانهاش همیشه به روی دلهای مشتاق اهالی محله باز بوده. شاگرد ویژهٔ حضرت علامه طباطبایی ره و صاحب نفس!
سالها بعد همه فهمیدن بسیاری از نخبگان کشور از برخی مسئولان ارشد و استادان دانشگاه گرفته تا عالمان برجسته و حتی شهدای نامآشنا در همین مسجد کوچک، پای درس و نگاه او ساخته شدن.
گاهی بزرگترین تحولها از کوچکترین مسجدها شروع میشود؛ از یک دل روشن.
تهیهکننده: مساجد نخبهپرور
📝 نظر شما؟
✍ سید ناصر میرمحمدیان