557.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی یکی ازم میپرسه چی باعث استرسم میشه اما این در صورتیه که همه چیز باعث استرسم میشه. حتی ذهنم خودم باعث استرسم میشه...
من در حال چک کردن فایلها و پیدا کردن یه ویدیو غیرقابل پخش از خودم و زینک؛ و بعد دویدن و پیام دادن بهش:
#Unknown
_ حوصلم سر رفته میخوام سوال بپرسم
اگه خواستی اگنور کن
اولین باری که با بقیه ادمینای چنلت اشنا شدی چه فکری راجبشون میکردی؟ و یچیز دیگه اینکه چندوقته میشناسیشون؟ یا چطوری دوست شدین؟..... کاملن شخصیه اگه دوست نداشتی جواب نده.... من فقط کنجکاو بودم.....
+سوال جذابی پرسیدی آنون؛ اگنور چرا خب؟
زینک و الانا و لیساندرا رو یادم نمیاد چون احتمالا اونموقع زیر ۵ ماهم بوده و آشناییمون برمیگرده به بدو تولد من- 🎀
حلما رو تابستون ۱۴۰۳ باهاش آشنا شدم که در وهلهی اول با خودم فکر کردم خیلی آدم کول و خفنیه از نظر شخصیتی مثل لیساندرا بود و شاید به خاطر اینکه رفتارهاش تا حدودی برام آشنا بود جذب شدم. به علاوهی اینکه چشمای خوشگلی داشت پس برای مدت طولانی دلم میخواست باهاش دوست بشم و در نهایت آبانماه سر یه جریانی با هم دوست شدیم.
روحایا هم فکر کنم برمیگرده به زمستون ۱۴۰۱ یا ۱۴۰۲ داخل یه گپ... راستش یادم نمیاد چطوری اوکی شدم باهاش ولی اولین چت پرایوتمون برمیگرده به زمانی که براش آهنگ فرستادم. خودش معمولا این چیزا رو یادش میمونه... من واقعا حافظهی خوبی ندارم
there's nothing amiss
i wanna keep you safe
in the dark abyss
locked away but i know you
keep you close like a tattoo