صُفِّه
درهرسطحی که باشم، بازهم باقی از من بهترند! #صدای_استاد #عینصاد @banoo_nevesht
درهرسطحی که باشم، بازهم باقی از من بهترند!
#صدای_استاد
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هر جا باشیم کالبدمان آنجاست. حرم رضا ع، حرم ارباب، حرمین کاظمین، سامرا...هرجا...
اما خودمان از جسم کندهایم و روحمان توی همین صحن و حیاطِ به ظاهر خالی، دارد پر میکشد عزیز دلم.
#سیده_زینب جان❤️
ولی یک امروز را مهمان برادرهات باش.
حرم شما هرچه از اِنس خالی باشد.
هرچه دلباختههایتان منع باشند از زیارتتان، عوضش حالا در خانهی حسین و ابالفضلت، کرور کرور جان در دست گرفته اجتماع کردهاند.
عزیز دلم
غربت اسیر مرزهای زمینیست،
توی آسمانی که شما بر آن خانمی میکنی که غربت معنایی ندارد.
دعا کن که خدا دل ما زمینیها را هم از این همه داغ، سرد کند.
#اربعین۴۰۴
#زینبیه 💔💔
@soffehh 🌱| صُفِّه
از طاقچه خریدم و بازش کردم.
توی پیشانیِ کتاب این را نوشته بود.
اسم غلامرضا رهبر را بارها از زبان پدرشوهرم شنیدم. عکسِ دستهجمعیِ زمان جنگشان را هم بارها روی طاقچهی خانهشان دیدهام.
از نوجوانیهایشان هم ظاهرا یک عکسهایی توی آلبومش دارد که به چشم ندیدم.
پدرشوهرم این رفیق بچگی و فامیلش را خیلی دوست دارد.
گاهی وقتها خوابش را میبیند. توی خواب شهید رهبر یک چیزهایی بهش میگوید که دلِ شنونده را ریش میکند.
رهبر از شهدای قهرمان و مفقودالاثر خوزستان است، از آنهایی که تعدادشان کم است و تکرار شدنشان بعید.
وقتی اسم شهید را توی صفحات اولی کتاب دیدم خشکم زد.
مریم منوچهری همانیست که اینجا و آنجا ، توی خصوصی و عمومی بارها گفته که از سال ۴۰۱ به اینور، هیچ کتابی از طریق وزارت ارشاد در ایران چاپ نمیکند. زهر کلامش در مورد جمهوریاسلامی خیلی بالاست. منوچهری نویسندهی قابل و زبردستیاست.
زبردست بودن بعلاوهی متعهد نبودن، نتیجهاش از نظرم تلخ است.
حالا از منوچهری کتابی گرفتم درباره جنگ در خوزستان و شهید رهبر.
کتاب را هنوز شروع نکردم اما ذهنم انگار ایست کرده و بهتزده شده. نمیداند قرار است از یکی از قهرمانهایی که میشناخته، چه بخواند.
نمیداند در این کتاب قرار است قهرمانیهای خونینشهر، چگونه روایت شوند.
تنها نقطهی خوشبین ماجرا اینجاست که قهرمانهایم را از منظر افرادی مثل منوچهری ببینم.
ببینم و ذهنشان را بفهمم. شاید صبورتر و وسیعتر شوم.
@soffehh 🌱| صُفِّه
هدایت شده از حرفیخته
با پیامی که مامان توی گروه فرستادن، داشتم فکر میکردم اگه دلم میخواست برای ایام مهدویِ عزیزی که پیشِرو داریم، یه کار خاص و دلچسب انجام بدم، چقدر احتمال داشت به ذهنم برسه که روز به امامت رسیدن امام عصر، به طلبهها، تو سامرا، افطاری بدم؟🥺
حالا اگر به ذهنم میرسید، آیا امکانش رو داشتم؟
مامان پیام دادن که یه گروهی تصمیم دارن چنین کاری کنن. قراره انشاءالله روز به امامت رسیدن حضرت صاحب (عج)، تو سامرا، به ۴۰۰ تا طلبه افطاری بدن.🥺❤️
اگر دوست دارید توی این کارِ دلیِ قشنگ شریک باشید، به شماره کارت زیر که به اسم خودمه، هر مبلغی به دلتونه، واریز کنید.
فقط تا یکشنبه ظهر فرصت واریز هست.
بعد از واریز نیازی به اطلاع دادن نیست.
روی شماره بزنید کپی میشه.
6037991493446565کارت به نام آزاده رباطجزی
صُفِّه
با پیامی که مامان توی گروه فرستادن، داشتم فکر میکردم اگه دلم میخواست برای ایام مهدویِ عزیزی که پیش
خدا خیرتون بده
و ازتون قبول کنه
زمان واریز به اتمام رسید🪴
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خداحافظی یوسف عمر(خبرنگار) با فرزندش، قبل از سوار شدن در کشتی #الصمود :
بابا راهی غزه است پسرم !
چون همه راه ها را امتحان کردیم ...
چون ...
.
.
.
.
.
چون ما از ظلم خستهایم بابا...
خستهایم